بازتاب نیوز

صلح افغانستان؛ چه پرسش‌هایی نزد مردم مطرح است؟

٢٧ ثور ١٣٩٨ بی بی سی

با تدویر ششمین دور گفت‌و‌گوهای صلح میان نمایندگان ایالات متحدۀ امریکا و طالبان در دوحه‌ی قطر و پایان لویه‌جرگه مشورتی صلح در کابل، هنوز هم پرسش‌هایی بسیاری نزد مردم افغانستان بدون پاسخ باقی مانده است و آنان دقیقا نمی‌دانند که آیا به نتیجه این روند پُر فراز و نشیب خوشبین باشند یا بدبین؟

در این مقاله سعی می‌کنم، در کنار طرح این پرسش‌ها، پاسخ‌هایی هم به این پرسش‌ها ارائه کنم. البته این که در پایان این گفت‌وگوها چه فرجامی خواهد داشت، بستگی به زمان و شرایط سیاسی حاکم بر مذاکرات دارد.

چرا طالبان با حکومت افغانستان مذاکره نمی‌کنند؟

معمول‌ترین پرسش نزد مردم افغانستان مدام همین بوده است که چرا طالبانِ که می‌گویند از استقلال لازم در روند صلح برخوردار هستند، با حکومت افغانستان مذاکره نمی‌کنند؟ از دیدگاه طالبان دولت جمهوری اسلامی افغانستان قابل قبول نبوده و آنان امارت اسلامی افغانستان را به رسمیت می‌شناسند. از نظر طالبان آنچه زیر نام حکومت وحدت ملی است فقط ادارۀ کابل است که از سوی امریکا نصب شده و منافع امریکا را در افغانستان دنبال می‌کند. طالبان با شکایت از دولت امریکا باورمند هستند که خلاف توافق‌های بین‌المللی امریکا بصورت یک‌جانبه امارت اسلامی طالبان را در افغانستان سقوط داده و افغانستان را به اشغال خود در آورده است؛ بنا آنان ترجیح می‌دهند بجای اینکه به گفته‌ی خودشان با حکومت دست‌نشاندۀ امریکا گفت‌و‌گو کنند با خود امریکا مستقیم گفت‌وگو کنند.

چرا امریکا مذاکرات صلح را در جریان ۱۸ سال گذشته آغاز نکرد که به یک‌باره تلاش‌های صلح را شدت بخشیده و ظاهرا تحت هر شرایطی می‌خواهد موافقت‌نامۀ صلح به امضا برسد؟

امریکا جدا از داشتن ساختار منظم سیاسی که صلاحیت‌های رییس جمهوران خود را محدود می‌سازد؛ اکثرا در سیاست خارجی خود متکی بر تصامیم و اندیشه‌های سیاسی رییس جمهوران خود بوده است. بوش جنگ را در افغانستان با هدف مبارزه با تروریسم آغاز کرد و تاکید بیشتر بر راه‌حل نظامی داشت. با روی کار آمدن اوباما سیاست امریکا در افغانستان مبتنی بر حفظ ارزش‌هایی چون آزادی بیان، حقوق بشر، حقوق زنان، انتخابات و... گردیده و بار دیگر تاکید بر راه‌حل نظامی در افغانستان شد تا تلاش‌ها برای صلح؛ اما آنچه با روی‌کار آمدن دونالد ترامپ خلاف تمامی انتظارات رُخ داد، تشدید تلاش‌ها برای صلح و کشانیدن طالبان به میز مذاکره بود. دونالد ترامپ از زمان کمپاین‌های انتخاباتی خود تا کنون پافشاری بر ختم عملیات نظامی در کشورهای مختلف و یا حداقل کاهش هزینه‌های جنگی این کشور داشته است. وی با بیرون کردن نیروهای خود از سوریه و روند صلح افغانستان در عمل نشان داد امریکا نمی‌خواهد بیشتر از این در جنگ‌های که پس از سال‌ها هم نتیجه‌ی نداشته اند، دخیل باشد و هزینه‌های هنگفتِ را متحمل شود. اندیشه سیاسی ترامپ تفاوت‌های بارزی نسبت به بوش و اوباما داشته و کاملا مشخص است ترامپ خواهان صلح در افغانستان است و ظاهرا برایش فرقی هم نمی‌کند صلحِ منفی و یا مثبت بمیان آید.

تداوم جنگ و یا ایجاد صلح؛ منافع امریکا در کدام یک نهفته است؟

برای درک منافع ملی کشورها باید یک فکتور عمده و تأثیرگذار را درنظر گیریم و آن همانا درک رهبران سیاسی کشورها از منافع ملی کشورشان است. آنچه برای یک ملت از سوی رییس جمهور و یا حکومت آن کشور تعریف می‌شود و از دیدگاه وی مهم است، تبدیل می‌شود به منافع ملی شان. در بحث امریکا در زمان اوباما منافع ملی این کشور بیشتر در توسعه نفوذ امریکا بر نقاط مختلف جهان، اولویت دادن به ارزش‌های که امریکا به آن پابند است و تاکید بر حفظ موازنه قدرت میان رقبای منطقه‌یی بود. با روی کار آمدن ترامپ منافع ملی امریکا تبدیل شد به ایجاد دیوار مرزی با مکزیک، به رسمیت شناختن بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل، قطع کمک‌های مالی به فلسطینیان، پایان جنگ‌های طولانی امریکا در افغانستان و خاورمیانه و... در کل باید بخاطر داشت که شاید آنچه منحیث منافع ملی برای ما تزریق می‌شود، عملا منافع ما نباشد؛ ولی چون از آدرس حکومت گفته می‌شود، تبدیل می‌شود به منافع ملی، که این قضیه در تغییر ۱۸۰ درجه‌ای سیاست محمد اشرف غنی نسبت به حامد کرزی رییس جمهور پیشین افغانستان نیز صدق می‌کند. همین که تعهدی از طالبان مبنی بر مبارزه با هراس‌افگنی گرفته شود به معنی منفعت امریکاست، چون طالبان در آن‌صورت می‌دانند که اگر خلاف آن کنند، آنچه در ۲۰۰۱ رُخ داد بار دیگر برای شان تکرار خواهد شد.

با درک از اندیشه‌های سیاسی ترامپ و آنچه عملا به مردم این کشور زیرنام منافع ملی امریکا تزریق می‌گردد، پایان جنگ در افغانستان و توجه بیشتر به شهروندان امریکا تا اتباع کشورهای خارجی از منافع ملی امریکا بشمار می‌رود.

طالبان و یا حکومت افغانستان، کدام یک موفق عمل کرده اند؟

از آغاز روند صلح افغانستان تا کنون طالبان نه تنها دیپلوماسی بهتری را پیشه کردند بلکه متأسفانه از حکومت افغانستان پیشی نیز گرفته اند. طالبان موفق شدند خود را از یک گروه تروریستی که در سال ۲۰۰۱ از سوی امریکا خوانده شده بودند به یک گروه یا جریان قوی مخالف سیاسی حکومت افغانستان تبدیل کرده و نمایندگان شان با ممالک پر نفوذ منطقه‌ نظیر روسیه، پاکستان، ایران و چین دیدار کرده و عملا شروط قابل ملاحظه‌ی را برای کشوری که در سال ۲۰۰۱ حتی حاضر نبود سهمی برای شان در کنفرانس بُن بدهد، وضع کردند. در یک مذاکرۀ سیاسی و بکارگیری از اصل دیپلوماسی، معرفی دیپلومات‌ها و نمایندگان که فهم سیاسی کافی داشته و بتوانند در پایان مذاکرات پله ترازو را به نفع خود سنگین بسازند، مهم و حیاتی است. هرچند هنوز مذاکرات مستقیم بین نمایندگان حکومت و طالبان رُخ نداده و در کنفرانس مسکو نیز هیأت ضعیف شورای عالی صلح افغانستان به‌گونه‌ی مستقل شرکت کرد، اما بآنهم حکومت وحدت ملی هیچ‌گاهی نتوانست نمایندگان شایسته و دیپلومات‌های ورزیده را معرفی کند و از این طریق توجه امریکا و طالبان را جلب کند.

طالبان به امریکایی‌ها این باور را تزریق کردند که در میدان جنگ شکست نمی‌خورند، حمایت روسیه، ایران، پاکستان و چین را دارند و تا خواسته‌های شان برآورده نشود به مبارزه ادامه می‌دهند. آنان با موافقت دیدار با رهبران جهادی و احزاب سیاسی به نوعی حکومت افغانستان را از داخل تضعیف کرد تا حکومت چاره‌ی جز تقاضاهای مکرر برای گفت‌و‌گو با آنان نداشته باشد. از سوی اعتماد کشورهای منطقه را بدست آورده که مانع حضور داعش در افغانستان شده و هرگز امنیت آنان را به خطر مواجه نمی‌سازند. در سوی مقابل سردرگمی در حکومت که منجر به اعلام فهرست ۲۵۰ نفری برای مذاکره با طالبان گرفته شد، هم از سوی این‌ گروه به باد تمسخر گرفته شد و بار دیگر ضعف سیاسی حکومت را و یک سردرگمی کامل را تبارز داد. آنچه مشخص است، در این دوره طالبان بهتر عمل کرده و برنامه‌های شان را بهتر پیاده ساخته اند.

آیا واقعا این تلاش‌ها به صلح خواهد انجامید؟

هیچ‌ گروه و یا جریانی نمی‌تواند تضمین بدهد که آیا فرجامین واژه‌ی یک مذاکره صلح است یا خیر! آنچه مشخص است، خواست مردم افغانستان است که همانا صلح است و به هیچ عنوان مردم آمادۀ جنگ چهل ساله‌ی دیگر نیستند و نه هم توانایی برای ادامه جنگ بدون کمک‌های خارجی وجود دارد. مذاکرات صلح شاید به صلح نیانجامد، اما حداقل یک گزینه‌ی قابل اتکا برای فعلا است که می‌تواند نتیجه‌ی بهتر از جنگ را به همراه داشته باشد و اگر حکومت دیپلوماسی درستی را بکار نبرد و حضور نمایندگان افغانستان نیز بر محوریت شمولیت دیپلومات‌های که دانش و فهم درست سیاسی ندارند، صورت گیرد؛ طبعا بازندۀ نهایی ما خواهیم بود. فراموش نکنیم، قیمت‌ترین صلح نسبت به ارزانترین جنگ بهایی کمتری دارد.

خطوط قرمز ما چگونه خواهد شد؟

قانون اساسی افغانستان، حقوق زنان، آزادی بیان، انتخابات و... از ارزش‌های است که نسل نو افغانستان به آن پابند بوده و از سوی حکومت نیز خطوط سرخ (قرمز) عنوان شده اند، اما با درک از شرایط موجوده باید بدانیم که مفهوم یک مذاکره همین است؛ شما چیزی بدست می‌آورید و چیزی هم از دست می‌دهید، هرچند خواست شما در پایان قبول شدن حداکثر از خواسته‌های تان از سوی جناح مقابل است. بنا اول باید فرصت مذاکره و گفت‌و‌گوهای مستقیم فراهم شود و سپس با فهم کامل از خواست طالبان به مذاکره بپردازیم.

برای صلح چقدر باید منتظر ماند؟

اینکه صلح در یک روز، یک هفته، یک سال و یا یک دهه بدست می‌آید، مشخص نیست اما باید کمی صبور باشیم چون ۱۸ سال جنگ با طالبان و این‌همه کشته و زخمیِ که قربانی پایان جنگ شدند، نوید از یک صلح سریع نیست، بلکه باید این تلاش‌ها ادامه یافته و با همکاری امریکا و کشورهای منطقه فرصتِ برای مذاکرات رو در روی حکومت افغانستان و طالبان فراهم شود. در اکثر ممالک پس از جنگ که از طریق صلح به نتیجه رسیده اند نظیر کلمبیا، چند سالی تنها مذاکرت پنهانی در جریان بوده و سپس به صلح دست یافته اند؛ بنا این روند کمی زمان‌گیر خواهد بود.

پس از موافقت‌نامه‌ی احتمالی صلح، آیا صلح واقعی بمیان خواهد آمد؟

آنچه یک حکومت موفق در دورۀ از منازعه که دو طرف درک می‌کنند در میدان نبرد به پیروزی رسیده نمی‌توانند و باید راه صلح را در پیش گیرند، می‌تواند انجام دهد، همانا مدیریت میزان توقعات مردم است. باید به یاد داشته باشیم که موافقت‌نامه احتمالی صلح نیز که هنوز شاید وقت باشد در مورد آن صحبت کنیم، فقط یک تعهد لفظی و نوشتاری خواهد بود و اینکه آیا حکومت و طالبان بعدا به آن پابند خواهند ماند و یا خیر تضمینی نیست و معنی ختم کامل جنگ را نیز نمی‌دهد. ما باید امیدوار باشیم این تلاش‌ها ثمر داده و یک صلح مثبت و دایمی را به ارمغان بیاورد و در این راه هر کدام سهم فعال خویش را تا حد ممکن ایفا کنیم.

لینک اصلی: http://www.bbc.com/persian/blog-viewpoints-48310378

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از بی بی سی

آخرین خبر ها:

Loading