بازتاب نیوز

اشرف‌غنی، مردم و سندرم استکهلم

٢٣ اسد ١٣٩٨ جمهور نیوز

سال ۱۹۷۳ در شهر استکهلم سویدن چند دزد مسلح وارد بانکی شدند و کارمندان آن بانک را به گروگان گرفتند. گروگانگیری به مدت شش روز به طول انجامید و در این مدت بعضا بین پولیس و دزدان و گروگانگیران مسلح، تبادل آتش صورت گرفت؛ اما در پایان، بدون آنکه آسیبی به دوطرف برسد این ماجرا به پایان رسید.

 

پس از اتمام گروگانگیری، اتفاقات شگفت انگیزی افتاد. گروگان‌ هایی که شش روز در اختیار دزدان مسلح، اسیر بودند، بدون آنکه از طرف آنها تهدید شده باشند به طرفداری از آنان پرداختند. آنها نه تنها در دادگاه علیه گروگانگیرها شهادت ندادند؛ بلکه از رفتارهای پولیس نیز شکایت کردند. جالب تر آنکه یکی از گروگان‌ ها با سردسته گروه دزدان رابطه عاطفی برقرار کرد که این رابطه در نهایت حتی به ازدواج آن دو منجر شد.

 

روان شناسان در آن زمان، این رفتار را نوعی عارضه روانی تشخیص دادند که «سندرم استکهلم» نامیده شد و بربنیاد آن، افراد نه تنها از کسانی که آزار دیده اند، شاکی نیستند؛ بلکه نسبت به آنها محبت دارند و در برخی موارد، شدت این عارضه به اندازه ای زیاد است که حتی قربانیان، خود آرزو و تلاش و مبارزه می کنند تا همچنان مورد آزاد و اذیت و خشم و خشونت طرف مقابل قرار بگیرند.

 

سندرم استکلهم اما صرفا یک بیماری روانی مربوط به روحیات فردی نیست؛ بلکه عارضه ای است که می تواند مصادیق پرشماری در عرصه روانشناسی اجتماعی داشته باشد و جوامع و ملت ها نیز به طور دسته جمعی به آن دچار شده باشند.

 

به نظر می رسد که از مصادیق بارز ابتلا به سندرم استکلهم از نوع حاد و شدید آن در افغانستان وجود دارد. اکنون که از یکسو موسم انتخابات ریاست جمهوری است و از سوی دیگر، صلح هر روز با شتاب بیشتری نزدیک و نزدیک تر می شود، علایم بالینی این بیماری فراگیر روانی و اجتماعی نیز بیشتر از پیش، ظهور و بروز پیدا می کند.

 

به عنوان نمونه می توان به نگاه بخشی از مردم به آینده حکومت وحدت ملی، مفهوم جمهوریت، چشم انداز نظام، انتخابات و حتی بقای اشرف غنی در مقایسه با رهبران طالبان اشاره کرد.

 

مبلغان و کمپاین‌گران اشرف غنی و دار و دسته «دولت ساز» هم با تشخیص این بیماری روانی، مدام از آن در جهت تبلیغ از اشرف غنی، استفاده می کنند.

 

آنها آگاهانه با سیاه نمایی دورنمای صلح و ارعاب و ارهاب مردم سعی می کنند آنها را به شرکت در انتخاباتی ترغیب کنند که از همین اکنون نتیجه اش مشخص است.

 

«دولت‌سازان» برای این منظور از قانون اساسی، دستاورهای ۱۸ ساله، نیروهای امنیتی، آزادی و... به عنوان ویژگی ها و ارزش هایی یاد می کنند که مردم باید به خاطر آنها به اشرف غنی رأی دهند و صلح را بر انتخابات ترجیح ندهند.

 

بخشی از مردم نیز واقعا مغلوب این تبلیغات می شوند و تحت تاثیر قرار می گیرند. آنها از صلح و پیامدهای تشکیل دولت موقت و پایان دولت اشرف غنی، هراس دارند. آنها در حالی که می دانند که یک درصد قانون اساسی موجود در دوره اشرف غنی اجرایی نشده، نیروهای امنیتی، روز به روز ضعیف تر می شوند، ناامنی و ترور و کشتار، امن ترین مناطق کشور و قلب کابل پایتخت را فراگرفته، فساد و سوء مدیریت و سوء‌ استفاده از قدرت، بیداد می کند و دستاوردهای ۱۸ ساله نیز تنها یک عنوان خوش آب و رنگ است که هیچ اثر و ثمر ملموسی از آن در حیات اجتماعی مردم دیده نمی شود. با اینهمه اگر کسی از آنان بپرسد که صلح بهتر است یا انتخابات، بی درنگ پاسخ می دهند انتخابات! این پرسش را به گونه دیگری نیز می توان طرح کرد: اشرف غنی بهتر است یا ملا هبت الله؟ بی تردید پاسخ به نفع اشرف غنی است. این در حالی است که آمدن طالبان، امر غریبی نیست. گروهی که حتی در مراکز شهرها هم ایست بازرسی برپا می کند، ۷۰ درصد خاک کشور را در کنترل خود دارد، همه روزه در کابل، حملات مرگبار راه اندازی می کند و در مناطق وسیع تحت سلطه خود، قوانین و احکام ویژه خودش را اجرا می نماید، آیا همین اکنون بر ما مسلط نیست؟

 

با این همه، جماعت مبتلا به سندرم استکلهم همچنان برای بقای اشرف غنی، تبلیغ و تقلا می کند؛ با آنکه می داند با بقای او وضعیت چندین بار، بدتر خواهد شد، آخرین شیرازه های حیات جمعی در افغانستان فرواخواهد پاشید، جنگ، جنایت، فقر، فساد، بحران، بی قانونی، ستم و سرکوب و حتی خطر تجزیه یا جنگ های قومی، تشدید و تقویت خواهد گشت؛ اما با همه اینها سندرم استکهلم اجازه جدا شدن قربانیان از یک رییس جمهور فاسد و فاقد تعهد ملی و اقتدارگرا و قوم پرست و انحصارگرا را نمی دهد.

 

علی موسوی - جمهور

لینک اصلی: http://www.jomhornews.com/fa/note/119389/

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از جمهور نیوز

آخرین خبر ها:

Loading