بازتاب نیوز

میرزا امام ویردی (بیردی) اوزبیک مبارزی نستوه از تبار آزادی‌خواهان

٢٩ اسد ١٣٩٨ خبرگزاری رصد

مردم افغانستان با خصوصیت‌های بارز آزادی‌خواهی و استعمارستیزی شهرۀ جهان اند. موقعیت استراتیژیک جغرافیایی میهن ما در درازای تاریخ آن را در معرض تهاجمات، جنگ‌ها و گذرگاه سلطه‌ جویان و لشکرکشی های بزرگ قرار داده است. از این رو، این سرزمین و مردم آن از اثر تجاوزات و جنگ‌های متجاوزین سلطه­جو و استعمارگر متحمل تلفات انسانی زیاد و زیآن‌ها و آسیب‌های مادی و معنوی بزرگی شده است.

در سده های هجدهم و نوزدهم میلادی مردم ما شاهد تلاش‌های استیلاگرانۀ دو دولت بزرگ استعماری در هم‌جواری کشور خود بودند. استعمارگران انگلیسی از شرق و جنوب و استعمارگران تزاری از شمال چشم طمع به سرزمین ما دوخته بودند. حکومت پارس (ایران) نیز گاه گاهی به نیت دستیابی به بخش‌های غربی کشور ما دست به تشبثات نظامی می­زد.

در این میان، بدون شک استعمارگران انگلیسی بیش از همه به سرزمین و سرنوشت مردم ما مداخله و تجاوز نموده، جنگ‌ها و تلفات زیاد انسانی و مالی را به آن تحمیل کرده اند. انگلیس‌ها سه بار طی جنگ‌های اول و دوم و سوم افغانستان و انگلیس (سال‌های ۱۸۳۱ـ۱۸۴۱، ۱۸۷۸ـ۱۸۸۰ و ۱۹۱۹م.) کوشیدند تا سلطۀ خود را بر کشور ما برقرار نمایند. آن‌ها به این نیت خود قسماً از طریق خرید خوانین و سرکرده های قبیله‌ها و حکومت‌های دست نشانده در کابل توفیق یافتند.

گفتنی است که، انگلیس‌ها خود نیز از اثر قیام‌ها و پیکارهای مردم افغانستان متحمل تلفات زیاد و شکست‌های خفت‌باری شده اند. در این جهاد مقدس تمام مردم افغانستان شامل کلیه اقوام، قبایل و ملیت‌ها از سراسر کشور شرکت فعال داشته اند. در جریان جهاد مقدس مردم افغانستان علیه استعمارگران انگلیس مبارزان برجسته و فداکاری به عنوان رهبران قیام ها از اقوام مختلف به منصۀ ظهور رسیدند. یکی از این سیماهای درخشان و مبارز نستوه میرزا امام وېردی (وردی = بېردی) اۉزبېک است.

میرزا امام بېردی اوزبیک از شمار آن رهبران پیشگام جنگ اول مردم افغانستان با انگلیس‌ها بود، که به قول غبار در به حرکت آوردن «چرخ انقلاب» جان نثاری کرده اند.

مرحوم غبار در کتاب «افغانستان در مسیر تاریخ» از امام بېردی اوزبیک دو بار یاد کرده است:

یکی، او را در جمع رهبران جهاد علیه استعمارگران انگلیس، به عنوان”تدویر کننده‌گان چرخ انقلاب” چنین یاد می‌کند:

«… صفوف مردم بدون امتیاز نژاد و زبان و مذهب و منطقه تحکیم شده بود. البته از جمله‌ی هزاران مبارز ملی (یا قهرمانان گمنام تاریخ) اشخاص معدودی در ردیف رهبران انقلاب در تاریخ کشور نام برده می‌شود. معهذا از این نام های معدود روحیه‌ی اصلی ملت افغانستان تجلی می‌کند؛ مثلاً در کابل اشخاص ذیل در تدویر چرخ انقلاب جان نثاری می‌کردند:

امین الله خان (نایب لوگری)، سکندر خان بامیزایی، امام وېردی اوزبیک، ملا احمد برنج فروش، اکبر خوابگاهی، آغا حسین قیزیلباش، احمد میرآخور، حاجی بختیار، ….» (افغانستان در مسیر تاریخ، چاپ اول، ص ۵۴۸) این موضوع و فهرست را میر محمد صدیق فرهنگ نیز با استفاده از تاریخ غبار و کتاب موهن‌لال در اثرش «افغانستان در پنج قرن اخیر» (نشر مشهد، جلد۱، ص ۲۶۵) آورده، ولی در آن نام «میرزا امام بېردی اوزبیک» را از قلم انداخته است!

دوم، مرحوم غبار میرزا امام بېردی را در رابطه به حادثه‌ی جالب و مهمی یاد کرده است. یعنی او در آن زمان در برانگیختن و بسیج مردم عامه و تحریک رهبران جهاد و روحانیون علیه انگلیس‌ها از راه تبلیغات و پخش شبنامه‌ها و اعلامیه‌ها نقش فعال داشته است. مرحوم غبار در این رابطه چنین می­نویسد: «… در همین ماه جولائی (سال ۱۸۴۰م. ـ  یارقین) بود که سه نفر کابلی به نام احمد برنج فروش، میرحسن مفتی و میرزا امام وېردی (تأکید از یارقین است) به غرض انتباه و تحریک رجال متنفذ پایتخت به تبلیغ و نشر اعلامیه­یی پرداختند که در آن گفته شده بود: «تمام رجال مشهور کشور به زودی از طرف انگلیس‌ها در هندوستان تبعید می­شوند، پس بایستی قبلاً در صدد نجات خود برآیند.» مکناتن به عجله توسط اعلامیۀ دیگری محتویات این اعلامیه را تردید نمود . (افغانستان در مسیر تاریخ، چاپ اول ، ص۵۴۰)

 

عین همین واقعه را ملا فیض محمد کاتب نیز در «سراج­‌التواریخ» گزارش داده، ولی نوشته است که عاملین آن معلوم نشد. (مرحوم کاتب شاید نام آن بزرگمردان را نمی‌دانسته و یا هم اگر ذکر کرده باشد، ممکن است سانسورچیان دربار نام آن ها را حذف نموده باشند!)

به گونه­یی که دیده می­شود، میرزا امام بیردی اوزبیک اشتراک کننده‌ی عادی میدان های جهاد استقلال نبوده، بل آن گونه که مرحوم غبار نیز تصریح کرده است، از شمار معدود رهبران بزرگ جهاد ضد استعمار بوده، که در «تدویر چرخ انقلاب جان نثاری» ‌کرده و حتی برای بسیچ مردم و تهیج رهبران دست به تبلیغ و پخش شبنامه‌ها می‌زده است.

در منابع انگلیسی و هندی تألیف شده در باره‌ی رویدادهای تاریخی آن زمان، ما به نام و کارنامه های درخشان میرزا امام بېردی در رابطه به رویدادهای گوناگون و مهم سیاسی بیشتر و بیشتر بر می‌خوریم. بیشترینه مؤلفان این آثار در واقع ناظر و گواه مستقیم همان وقایع و حتی از مهره های فعال طرف انگلیسی بوده اند. ما از مأخذهای مزبور پارچه های ترجمه شده چندی را که در آن‌ها از میرزا امام بېردی و فعالیت هایش یادآوری گردیده، در زیر نقل می کنیم:

رابرت جانسن (ROBERT JOHNSON) در صفحه‌ی ۷۷ کتاب خود به نام «شیوه جنگ افغان هاچگونه و چرا می‌جنگند؟» چنین می‌نویسد: «اکبر خان از نام خسرش محمد شاه، حمایت سران غلجی را خواستار شد و تاکید نمود تا قزیلباش ها از اختیارات او اطاعت نمایند. میرزا امام وېردی فصاحت و بلاغت مقاومت اسلامی را در مقابل انگلیس ها ادامه داد، تا مشروعیت اکبرخان را تقویت ببخشد. اما این تحول کار آسانی نبود. از ابتدا خان های غلجی و بزرگان بر ترفیع محمد شاه و اکبر خان خشمگین بودند.»۱

هنگامی که اختلافات و جنگ میان پسران پاینده محمد خان در کابل دوام نمود، نارضایتی مردم به اوج رسید. دوست محمد خان از ترس اقدامات مردم کابل شیردل خان را قسم داد تا برای ملاقات عاجل آماده گردد. روز آینده جلسه در خیمه‌ی نواب صمد برگزار گردید. در باره‌ی توافقات این جلسه ویلیام هو (WILLIAM HOUGH) در کتاب «شرح پیشروی و عملیات اردوی اندوس» چنین می‌نویسد: «معاهده‌یی به موافقه رسید که طی آن دوست محمد خان حکومت کابل را داشته باشد و حبیب الله خان به او بیعت نماید.

همه دارایی محمد عظیم خان برای مخارج جنگ خارجی توسط شیردل خان و پردل خان حفظ گردد. (به این وسیله، آن‌ها نه دهم زمین ها و مالیه قندهار را صاحب می شدند) شیردل خان و پردل خان با دارایی های که غصب نموده بودند، به قندهار بر گشتند و حبیب الله خان، اکرم خان و امام وېردی را زیر نظر ملا پیر محمد، قاضی جوانشیر و دوست محمد جوانشیر به سردار دوست محمد خان فرستادند. (یار محمد خان نیروهای زیر اداره برادرش پیر محمد خان را به پشاور سوق داد، در حالی که خودش و سلطان محمود خان در کابل باقی ماندند.)»۲

 

سر وینسنت ایر (SIR VINCENT EYRE) در کتاب «عملیات نظامی در کابل» در وقایع یازدهم مارچ ۱۸۴۲ چنین می‌نویسد: « دوست محمد خان هم‌راه با امام وېردی از نزد سردار برگشتند و با تورن پاتینگر ملاقات طولانی داشتند. چنین حدس زده می‌شد که محمد اکبر نظرات دوستانه‌یی در رابطه به برگشت پدرش به حکومت انگلیس ارایه نموده است. گزارش هایی در باره سقوط غزنی موجود بود که بعدتر واقعیت آن ثابت شد. در ضمن آگاهی یافتیم که خدا بخش خان، از سران قدرتمند غلزی، سردار را ترک گفته است، زیرا قدرت او در حال ضعیف شدن بود.»۳

موهن لال کشمیری فرستاده دولت هند برتانیوی به دربار امیر دوست محمد خان در کابل بود. به عنوان نماینده انگلیس ها در کابل، با امیر از طریق نماینده هایش و با شمار زیاد شخصیت های افغانستان به طور مستقیم مذاکره و تبادل نظر داشته است. موهن لال که در مدت اقامتش در کابل با جریانات و تحولات آن روزی افغانستان و شخصیت امیر آشنایی و شناخت زیاد حاصل نموده بود، پس از عزیمت به هند کتابی تحت عنوان «زنده‌گی امیر دوست محمد خان امیر کابل» در دو جلد نوشت. این کتاب بار نخست در سال ۱۸۴۸ میلادی در لندن چاپ شده است. جلد نخست این کتاب توسط پوهاند سید خلیل الله هاشمیان به دری برگردان شده، در ۳۵۶ صفحه از سوی “کانون نشرات آئینه افغانستان” در خارج از کشور به نشر رسیده است. کتاب در برگیر تصاویر رجال سیاسی آن زمان و نقشه های افغانستان در قرن های هژدهم و نوزدهم می‌باشد. کتاب موهن‌لال مأخذ شماری از مورخان و پژوهشگران کشور، از جمله غبار و فرهنگ بوده است.

در بخشی از کتاب مزبور زیر عنوان «ورود ویکوویچ، نماینده روسیه به قندهار و مذاکره با سرداران» موهن لال چنین می‌نویسد:

«اقامت ویکوویچ (در تاریخ های غبار و فرهنگ به گونه «ویتکویچ» نوشته شده است- یارقین) در منزل وزیر برای رویه‌ی کلی و مذاکرات مخفی یا دسایس او خیلی مناسب بود. ارتباطات و مذاکرات او با امیر تنها از طریق وزیر رازدار او صورت می گرفت و به مردم آشکار نبود. همان‌گونه که با نماینده‌ی انگلیس صورت می‌گرفت. ارتباط با او از طریق نواب جبارخان (برادر دوست محمد خان- یارقین) یا میرزا امام وېردی و گاهی نایب امیر صورت می‌گرفت. هرگاه چیزی درباره‌ی گفتگوها با نماینده‌ی روسیه به ما آشکار می‌شد، تنها از طریق اطلاعات سری پیشخدمت امیر یا وزیر او ممکن بود. در بعضی حالات اطلاعاتی که توسط آغای میسن منشی اخباری نماینده‌ی انگلیس به دست می‌آمد، کافی بود و کمترین شکی در آن موجود نبود.»۴

هم‌چنان، موهن لال در کتابش به نام «سفرهای پنجاب، افغانستان، تورکستان، به بلخ، بخارا و هرات» می‌نویسد:

… در ۲۲ جون ۱۸۴۲، هنگامی که همه سران را مطیع ساخت و خان شیرین خان را نگه‌داشت، میرزا امام وېردی را برای دستگیری من به منزلم فرستاد. قبلاً دراین باره گوشزد شده بودم؛ ازاین‌رو با پنسل بالای کاغذی به حکومت در باره‌ی توقیف خود نوشتم و از سِر جورج پولاک خواستم تا فوراً به سوی کابل پیش‌روی نماید. محمد اکبر مرا شکنجه نمود و پول هایم را گرفت که بعدتر از سوی لارد ایلن بورو پرداخته شد. هنگامی که نزد ملا جلال بودم، من تجربه وحشتناکی داشتم.»۵

هم‌چنان، موهن لال مثلی که دل پری از میرزا امام وېردی داشته است، در جلد دوم همان کتابش پس از این که محمد عثمان خان وزیر شاه شجاع تعیین می‌گردد، چنین می‌نویسد:

«… میرزا امام وېردی، ریاکار بزرگ معاون یا منشی او تعیین گردید، و دوران خدمت او با سران بارکزی از نظر اصول به رفاه امور دولت همیشه زیان آور و بد است. او هم‌راه با عبدالرزاق خان مستوفی و سید حسین دفتری از بی تجربگی و غفلت وزیر نو در امور مملکت داری سوء استفاده نموده، با بهره گیری از نفوذ خود با روش های ناروا خود را توانگر می‌ساختند. در عین زمان، آن‌ها دوستان نزدیک سران بارکزی بودند و ارتباط نزدیک با میرزا سمیع خان وزیر امیر دوست محمد خان داشتند. آن‌ها تلاش می‌نمودند تا پریشانی و اغتشاش را در کشور دامن زده علیه شاه جدید اقدام نمایند.»۶

هری رام گوپتا در کتاب «پنجاب، آسیای میانه و جنگ اول افغان: براساس مشاهدات موهن لال» هنگام بحث در باره‌ی اسرای انگلیس چنین می‌نویسد:

«میرزا امام وېردی به موهن لال گفت که حضور دگرمن پاتینگر و کپتان مک کینزی، محمد اکبر (وزیر محمد اکبرخان- یارقین) گفته است که می‌خواهد اسرا را آزاد بسازد، اما کپتان تروپ مخفیانه به اکبر گفت که در ازای آزادی زنان مبلغ دو لک روپیه خواهد پرداخت. از این رو، محمد اکبر تصمیم خودرا تغییر داد.» ص ۱۵۳

«او میرزا امام وېردی، عبدالرزاق مستوفی و سید حسین دفتری را نماینده های عمده تعیین نمود، همه آن‌ها در توانگر نمودن خود کوشیدند که منجر به نا رضایتی وسیع در مقابل انگلیس ها گردید.» صفحه ۲۰۰

«… خان شیرین خان نامه‌ی مک گریگر را به او داد. در ۱۶ اپریل میرزا امام وېردی به صفت نماینده‌ی محمد اکبر به کابل آمد تا مسایل سیاسی را با امین الله (نایب لوگری- یارقین) بحث نماید.» صفحه ۲۰۷

«… در بالای تپه‌ی خواجه صفا توپی را تعبیه نمود و برج را از آن جا زیر آتش گرفت و رخنه عمیقی را سبب گردید. میرزا امام وېردی مشغول جعل اسناد بود تا منافع انگلیس را صدمه بزند.» ص ۲۱۳

«اکبر(وزیر محمد اکبرخان- یارقین) با یافتن همه چیز به دلخواه خود زنده‌گی لذت بخشی را آغاز نمود وهمه کارها را به محمد شاه خان، امام وېردی، محمد میرزا و سید حسن واگذار شد.»۷

کاترین نویل در کتاب ”دولت و قبیله در افغانستان سده نزدهم: حکمرانی امیر دوست محمد خان” می‌نویسد:

«بر طبق سراج التواریخ، گاهی نظام‌الدوله مدد معاش سران، به گونه‌ی مثال از صمد خان پوپلزی را، به تعویق می‌انداخت. به باور مؤلف کارهای نظام‌الدوله قسماً زیر اثر خواست های فردی بود. در تبانی با میرزا امام وېردی کارمند عالی دوست محمد خان قزلباش، اعمال ناشی از تمایلات مخفی او مخالفت با شاه شجاع بر انگیختن بارکزی‌ها بود.»۸

نویسنده‌ی دیگر انگلیسی به نام چارلز میسن نیز در کتابش راجع به فعالیت‌ها و نقش میرزا امام بېردی در رویدادهای سیاسی و نظامی آن وقت معلومات داده است: زمانی که کپتان برنس به تازه‌گی به عنوان نماینده‌ی انگلیس وارد کابل گردید، امیر دوست محمد خان هم‌راه میرزا عبدالسمیع خان (صدراعظم امیر- یارقین) به ملاقات او می‌رود. میان آن‌ها مذاکرات صورت گرفته، برای عقد قراردادهایی در آینده موافقه می‌کنند. دوست محمد خان بعداً پیش‌برد مذاکرات را به میرزا عبدالسمیع خان و میرزا امام بېردی محول می‌سازد.

دو نفر اخیرالذکر نخست با چارلز میسن (مؤلف کتاب- یارقین) که به عنوان معاون یا منشی کپتان برنس کار می‌کرده، ملاقات نموده، از او می‌خواهند تا زمینه‌ی ملاقات و مذاکرات شان را با کپتان برنس فراهم نماید. آن‌ها قبلاً تمام خواست‌ها و پیشنهادات شان را به چارلز میسن می‌گویند. یکی از پیشنهادات دوست محمد خان سپردن اداره‌ی پشاور برای امیر، با وعده‌ی آرام ساختن قیام‌ها و اغتشاش های ضد انگلیسی توسط امیر بود.

چارلز میسن پیشنهادات را قبول می‌کند؛ ولی میرزا عبدالسمیع از این که موضوع پیشنهاد مزبور به نام اوختم شود نگران شده، چنین وانمود می‌کند که طرح آن از میرزا امام وېردی است.

چارلز میسن پیشنهادات آن‌ها را به اطلاع کپتان برنس می‌رساند. او پیشنهاد امیر را به شرطی قبول می‌کند، که امیر باید یکی از پسرانش را به عنوان گروگان نزد او بفرستد. برنس این وضع و پیشنهادات را به نفع انگلیس تلقی می‌کند.

از این نوشته ها به روشنی معلوم می‌شود، که میرزا امام وېردی شخص عادی نبوده، بل یک شخصیت برجسته و سرشناس و کارشناس سیاسی فعال زمان خود بوده، که به عنوان نماینده یا عضو ارتباطی مذاکره کننده امیر دوست محمد خان و هم‌رزم و هم‌کار سیاسی فعال و نزدیک وزیر محمد اکبرخان در ملاقات‌ها و مذاکرات مهم سیاسی با نماینده‌ی برتانیه، رهبران مبارزات استقلال چون نایب امین الله خان لوگری و سایرین در کابل دید وادید می‌کرده است. هم‌چنان، او در مبارزه علیه شاه شجاع دست نشانده‌ی انگلیس، از انواع شگردها و شیوه‌ها برای بی اعتبار ساختنش و بسیج مردم علیه او استفاده می‌کرده است. این میرزا امام بېردی سیاسی فعال به طور یقین همان میرزا امام وېردی فعال میدان های جهاد استقلال و مذکور در تاریخ غبار است.

حال ببینیم که میرزا امام بېردی اوزبیک چه کسی بوده است؟

در کتاب «افغانستان در مسیر تاریخ» افزون بر همان دو بار یادکرد کوتاه از میرزا امام بېردی اوزبیک معلوماتی دیگر وجود ندارد. منبع یا منابعی که مرحوم غبار این معلومات را گرفته، نیز مشخص نیست، ولی به گمان غالب یکی از آن‌ها کتاب موهن لال باید باشد، که محمد صدیق فرهنگ در رابطه به رویدادهایی که میرزا امام بېردی اوزبیک در آن نقش داشته است، مآخذ خود را کتاب غبار و موهن لال نشان داده است. ولی او نام میرزا امام بېردی را از قلم انداخته است! (افغانستان در پنج قرن اخیر، ص ۳۱۳، مأخذ شماره ۲۹)

در جلد دوم چاپ اول «دایره­المعارف آریانا» شخصیتی به نام «امام وېردی» معرفی شده است، که ما آن معلومات را در این جا عیناً نقل می­کنیم. با بررسی این معلومات، می­کوشیم تا روشن نماییم که آن شخص جز همین «میرزا امام وېردی» مجاهد استقلال و شخصیت سیاسی فعال زمان امیر دوست محمد خان کسی دیگر نیست. آغاز اقتباس:

«امام وردی (= وېردی = بېردی- یارقین) یکی از خطاطان معروف است. در اواخر شاهان سدوزایی در کابل تولد و نشو یافته و در نستعلیق فرید عصر خود بوده است. این خطاط معروف که امروز در افغانستان او را به طور عموم کسی نمی‌شناسد، اما بعضی ارباب فن طور گمان او را کابلی می‌دانند مگر حقیقتاً او کابلی است، ملازم یکی از شاهزاده­گان اعلیحضرت شیرعلیخان بوده و با اشخاصی که با ایوب خان فرار هند شدند او نیز به هند رفته و در لاهور سکونت گرفته است. در هند علم خطاطی افراشته و یکی از اساتذۀ حسن خط در نستعلیق محسوب گردیده، بسا اشخاص از برکت تعلیم او به مرتبۀ استادی رسیده اند… امام وردی قطعات می‌نوشت و حوصلۀ کتابت را نداشت….

قطعات امام وردی در افغانستان کمتر دستیاب می‌شود. منجمله یک قلمی و یک قطعه ناخنی او در کتابخانۀ مرحوم سید صدیق خان گوهری در مزارشریف دیده شده نهایت زیبا نوشته شده. (این آثار در حال حاضر نیز نزد آقای سید محی­الدین گوهری پسر آن مرحوم موجود است و نگارنده خود آن را در سال‌های اخیر نزد موصوف دیده است­ـ­ یارقین)

یک قطعۀ قلمی او که روی لوح چوبی نوشته و حرف آن را برجسته ساخته است با امضاء اوست، در زیارت سخی واقع علی آباد کابل موجود است… این قطعه نماینده­گی می‌کند که در نوشته و گل و برگ شبکه کاری روی چوب نیز استاد بوده. یک قطعه خط جلی او در کتابخانۀ ملی ایران نیز وجود دارد که در کتاب (نمایش خطوط خوش نستعلیق) به شمارۀ (۴۵) گرفته شده است» (دایره­المعارف آریانا، جلد دوم، چاپ اول، ذیل مدخل امام وردی)

در باره امام وېردی خطاط در منابع دیگر نیز معلومات است، که در زیر ذکر می‌کنیم:

طارق مسعود در کتاب “پاکستان: چشم انداز تاریخی و فرهنگی” هنگام بحث در باره سبک های خطاطی لکنو، دهلی و لاهور در پاکستان می‌نویسد که، در این سه شهر سبک های خطاطی سه مکتب خطاطی را سبب گردید. در رابطه به مکتب خطاطی لاهور در صفحه ۲۱۷ می‌نویسد:

  • مکتب لاهوری: بنیانگذار این مکتب میرزا امام وېردی (وفات ۱۸۸۰) است که در اصل از کابل بوده به لاهور آمد و ساکن گردید.
  • عبدالمجید پروین رقم (وفات ۱۹۴۶) بدون شک در سده‌ی ۲۰ بزرگترین نابغه سرزمین هنر خطاطی امین آباد به حساب می‌آید. او در ابتدا امام وېردی و سید احمد امین آبادی را پیروی نمود، اما به زودی استعداد مبتکر و روان خلاق او به رشد سبک خود او انجامید  …۹

    در کتابشناسی هنر و معماری دنیای اسلام چاپ موسسه‌ی بریل، ص۱۵۵ در شماره ۴۵۸۰ در باره امام وېردی چنین آمده است:

    ۴۵۸۰  بوتا، محمد اقبال، امام وېردی و نسخه خطی نادر او موزیم ملی پاکستان در کراچی؛ بولتن موزیم لاهور ۵II(1992) ص ۶۷-۷۳، + چهار صفحه {نسخه نا مکمل بوستان سعدی که نمونه عالی تذهیب مطلای سبک کشمیری توسط استاد خطاطی که از کابل به لاهور مهاجرت نمود و در سال ۱۸۸۳ در این جا وفات نمود.}۱۰

    خورشید عالم گوهر در کتاب ”مروارید های خطاطی”  چنین آورده است:

    در میان خطاطان و کاتبان نسخ خطی در لاهور که به مدارج عالی شهرت در این رشته دست یافتند، می توان از امام وېردی، میرعلی، محمد افضل قادری، نورالله، قاضی نعمت‌الله،  هدایت‌الله، مولوی سید احمد امین آبادی، منشی عبدالغنی شیرین قلم، مولوی عبدالله وارثی و شیخ احمد جوهر نام برد.۱۱

     

    در ۵ اپریل ۱۸۴۲ قوای متجاوز انگلیس به هنگام بیرون شدن از کابل مورد حمله مجاهدین افغانستان قرار گرفتند و به جز از یکتن آن‌ها بنام داکتر برایدن دیگران همه کشته شدند .
    عکس از آرشیف مجله لندن تایمز

     

    بنابر دلایلی که در زیر برمی­شماریم، به احتمال قریب به یقین میرزا امام وېردی اوزبیک ذکر شده در «افغانستان در مسیر تاریخ»، یاد شده در منابع انگلیسی و هندی و امام وردی خطاط معرفی شده در “دایره­المعارف آریانا” بایستی یک نفر باشند:

    اول. هردو در کابل تولد و نشو و نما یافته و به عنوان «کابلی» یاد شده اند؛

    دوم. زمان زنده­گی هردو هم‌زمان است. یعنی از اواخر حکومت سدوزایی ها تا اوایل حکومت امیرعبدالرحمن؛

    سوم. امام وېردی (بېردی) مذکور در تاریخ غبار و منابع انگلیسی مبارزی سختکوش، ضد استعمار انگلیس و از رهبران جهاد استقلال و در نتیجه مخالف سرسخت انگلیس‌ها بوده است. امام وردی (بېردی) خطاط از این‌که با فراریان هند هم‌راه با سردار محمد ایوب خان مخالف سرسخت انگلیس‌ها به هند رفته؛ لذا او نیز بایستی مخالف انگلیس‌ها بوده باشد.

    چهارم. امام وردی معرفی شده در “دایره­المعارف آریانا” مدتی ملازم شهزاده­گان امیر شیرعلیخان بوده و امیر نیز خود با انگلیس‌ها مخالف بود؛

    پنجم. واژۀ «میرزا» در نام امام وېردی اول دو مطلب را در ذهن تداعی می‌کند: یکی، او باید منشی، نویسنده و خوش­خط بوده باشد. (به گمان قریب به یقین متن شبنامه را هم او باید آماده کرده باشد. برای این کار دلیل محکم همانا ذکر عبارت «میرزا امام وېردی مشغول جعل اسناد بود تا منافع انگلیس را صدمه بزند.» توسط هری رام گوپتاست، که در بالا نقل شد.) دوی دیگر، او ممکن است منسوب به احفاد تیموریان یا بابریان در کابل بوده باشد، که لقب “میرزا” در آن خاندان مرسوم بود.

    به این ترتیب، با نظرداشت مشترکات و هم­مانندی‌های بسیار نزدیک یاد شده در بالا، می‌توان گفت که میرزا امام وېردی (= بېردی= وردی) اوزبیک در کتاب “افغانستان در مسیر تاریخ“، ذکر شده در منابع انگلیسی و هندی و امام وردی (= وېردی= بېردی) خطاط در “دایره­المعارف آریانا” و منابع پاکستانی به گمان غالب همه یک شخص باید باشند.

    به هرحال، میرزا امام وېردی (بېردی) اوزبېک کابلی از سیماهای درخشان و از رهبران فعال و برجستۀ قیام‌های آزادی‌خواهی کشورما، مردی سیاسی و خبره و هنرمند استاد خطاطی نمایندۀ سزاوار افتخار مردم اوزبیک، تمام تورکان و مردم نجیب افغانستان در جهاد مقدس ضد استعمار انگلیس در سده های هجدهم و نوزدهم تاریخ افغانستان است.

    از جزئیات زنده‌گی امام بېردی معلومات دقیق و زیاد در دست نیست. فقط همین معلوم است، که او کابلی بوده و در کابل تولد و نشو نما یافته است. او مرد سیاسی فعال، آزادی‌خواه ناترس و نستوه، دشمن استعمارگران انگلیسی و از مشاوران سیاسی ارشد امیر دوست محمد خان و وزیر محمد اکبرخان بوده است. با به قدرت رسیدن امیر عبدالرحمن و آغاز پیگرد، شکنجه و آزار مبارزان ضد انگلیسی از سوی او، میرزا امام بېردی نیز با جمعی از هم‌رزمانش به هند فراری می‌شود و در شهر لاهور اقامت می‌گزیند. او دارای دو بعد سیاسی و هنری بوده است (مانند هم‌تبارش پروفیسور غلام محمد میمنه‌گی، که هنرمند مشروطه خواه و ترقی طلب بود). در لاهور به فعالیت فرهنگی، به ویژه هنر خطاطی می‌پردازد و در این رشته به عنوان ایجادگر مکتب ویژه و استاد مسلم دارای شهرت و آوازه‌ی بلند می‌شود. او همانند دیگر آزادی‌خواهان فراری در هند، در عالم غربت، ولی با افتخارات جاودانه در شهر لاهور زنده‌گی  را پدرود می‌گوید. تاریخ وفات او را طارق مسعود مؤلف کتاب “پاکستان: چشم انداز تاریخی و فرهنگی” سال (۱۸۸۰ میلادی) در لاهور ذکر می‌کند. (ص ۲۱۶) اما در “کتابشناسی هنر و معماری دنیای اسلام” چاپ مؤسسه بریل تحت شماره (۴۵۸۰) سال وفات او (۱۸۸۳م) نشان داده شده است. چون از تاریخ تولدش آگاهی نیست، لذا مدت عمر او نیز معلوم نیست. محل دفنش شهر لاهور است.

    گفتنی است که، با دریغ مؤرخان درباری و متعصب نام این شخصیت ممتاز و آزادی‌خواه کشور ما را در کتب تاریخ رسمی کشور، به ویژه کتب درسی مکاتب عمداً و جبراً از قلم انداخته اند. در حالی که، مورخ آزادۀ میهن ما شادروان غبار نام میرزا امام وېردی (بېردی) را در قطار رهبران جهاد ضد استعمار؛ مانند میرمسجدی خان، نایب امین الله خان لوگری، اسکندرخان بامیزایی، وزیر اکبرخان وغیره به عنوان گردانندگان “چرخ انقلاب” ذکر نموده است. واقعیت موضوع را ما از سایر منابع، به ویژه منابع انگلیسی و هندی در سطرهای بالا نشان دادیم.

    باید گفت که تنها در سه دهه‌ی پسین با تشبث نگارندۀ این سطور مقالات و نوشته هایی مستقل و غیرآن در باره‌ی میرزا امام وېردی (بېردی) اوزبېک و کارنامه های او در مطبوعات کشور به نشر رسید. هم‌چنان، به سال (۱۳۶۸ش.) آن‌گاه که هفتادومین سالگرد حصول استقلال افغانستان در سرتاسر کشور به طور باشکوهی تجلیل می‌شد، و شهر کابل با تصاویر و پُرتریت‌های بزرگ رهبران جهاد استقلال و مشروطه خواهان آزین می­یافت، نگارنده زنده­گینامه و کارنامه های تاریخی دو تن از شخصیت‌های تاریخی اوزبیک (تورک)­ کشور ما، یعنی میرزا امام وېردی (بېردی) اوزبیک و پروفیسور غلام محمد میمنه­گی را تهیه و از طریق محترم دکتور شرعی جوزجانی به کمیسیون مربوط سپرد. در نتیجه، پرتریت بزرگی از میرزا امام بېردی اوزبیک از سوی کمیسیون نامبرده تهیه و در میدان پشتونستان شهر کابل، در پیشتاق بنای وزارت مالیه نصب گردید.

    گفتنی است که کمیسیون مذکور پیشنهاد نگارنده را در مورد هنرمند فرهیخته، مبارز ترقی‌خواه و یکی از ارکان مسلم جنبش مشروطه خواهی اول میهن ما پروفیسور غلام محمد میمنه­گی، که عریضه مشروطه خواهان را هم او به جلال آباد نزد امیر حبیب‌الله برده بود، باوجود مستحق بودنش نپذیرفت. در نتیجه، پرتریت او در پهلوی هم‌رزمانش مانند عبدالرحمن لودین، میر قاسم خان، محمود طرزی وغیره قرارداده نشد! گویا این‌که، کمیسیون برای تورکان کشورما همان یک سهمیه را توانسته بود تحمل کند! و چشمان کور تعصب مانع از دیدن جایگاه والا و کارنامه درخشان شادروان پروفیسور غلام محمد میمنه‌گی در جنبش مشروطیت شده بود!!

    گذشته از این، هنگام تألیف کتب درسی زبان اوزبیکی در ریاست انکشاف نصاب تعلیمی و تألیف کتب درسی وزارت معارف، با تشبث این قلم میرزا امام بېردی به عنوان شخصیت تاریخی نستوه با سیمای درخشان و انکار ناپذیر مبارزه علیه استعمار و هنرمند خطاط توانمند، شامل پروگرام درسی کتاب درسی زبان اوزبیکی صنف (هشتم) ساخته شد.

    در این‌جا می‌خواهم به یک عمل زشت و تعصب‌آمیز تازه اشاره کنم:

    یکی از سیاست ها و روش های نابه هنجار و زشت متعصبان تنگ نظر، مثله و تحریف تاریخ کشور و دستبرد به مندرجات کتب تاریخی و معلوماتی به نیت کثیف کتمان حقایق تاریخی است. از این شمار هم یکی تجدید چاپ اول “دایره‌المعارف آریانا” به همین روش ناشایست و نابخردانه غیرعلمی از سوی کانونی است (اکادمی علوم جمهوری اسلامی افغانستان) که می بایست حسب‌الوظیفه و نامش حامی علم و شیوه های علمی می‌بود. در سال های پسین اکادمی علوم جمهوری اسلامی افغانستان گویا دست به تجدید چاپ “دایره‌المعارف آریانا” زده است. این تجدید نظر در پرتو نظام و شرایط دموکراتیک و ادعاهای پرطمطراق «وحدت ملی» و «برابری ملی» بایستی به دور از تعصبات و به ویژه تمایلات قومگرایی انحصارگرایانه، براساس احترام به حقوق و نقش همه اقوام و ارزش های ملی مشترک و حرمت به روح مبارزان مجاهد استقلال صورت می‌گرفت، که با تأسف چنین نشده است. تجدید چاپ، به عوض غنی سازی واقعگرایانه و بی‌طرفانه، برعکس درواقع با شمار زیاد تحریفات، مثله‌ها و تفسیرهای نادرست برخی از آرتیکل‌های چاپ اول، به ویژه آرتیکل‌های مربوط به تاریخ و فرهنگ اوزبیکان و عموماً تورکان است. چنان‌که در چاپ نخست این اثر آرتیکلی با عنوان “امام وېردی” در جلد دوم وجود داشت و ما متن آن را در سطرهای بالا نقل نمودیم. ولی جای تعجب و تأسف است که در چاپ جدید مثله‌گران و جعالان بیباک متعصب نام و آرتیکل “امام وېردی” را وقیحانه حذف و از پیکر “دایره‌المعارف آریانا” مثله‌اش کرده اند. این کار زشت و غیرعلمی، در واقع بی حرمتی به گروه بزرگی از باشنده‌گان افغانستان- تورکان و چشم پوشی از موجودیت آنان در این سرزمین آبایی شان است، که از زمان های باستان در پاسداری و دفاع از استقلال و نوامیس ملی این سرزمین به عنوان میهن آبایی شان جانبازی کرده و در شگوفایی و پایه گذاری تمدن های بزرگ باستانی آن سهم و نقش گرانسنگ داشته اند.

    مرتکبین وقیح این کار زشت، با این عمل خود یک بار دیگر بی پایه بودن ادعا های “وحدت ملی” و نیات چرکین فاشیستی خود را در برابر مردم شریف افغانستان و تاریخ به نمایش گذاشتند. ولی باید به خاطر داشت که، تاریخ واقعی و اذهان مردم نام نامیرای مجاهدان حقیقی استقلال همچون میرزا امام بېردی اوزبیک را همیشه زنده نگه می دارد. روان تمام مبارزان حقیقی استقلال کشورمان شاد باد!

    یادآوری: این نبشته اساساً برپایه معلومات کتاب زیر در مورد میرزا امام بېردی اوزبیک به علاوه برخی معلومات تازه انترنتی آماده شده است:

    برگ هایی از تاریخ اوزبیکان افغانستان“، تألیف محمد حلیم یارقین.

     

    مأخذ های انگلیسی:

    مأخذ های انگلیسی:

  • Robert Johnson, The Afghan Way of War: How and
  • Why They Fight?, Oxford University Press, 2011, p 77

  • William Hough, W.H. Allen and Company, 1841, p
  • ۴۱۳-۱۴

  • Sir Vincent Eyre, The Military Operations at Cabul:
  • Which Ended in the Retreat and Destruction of the

    British Army, January 1842, With a joumal of

    Imprisonment in Afghanistan, John Murray, 1843, p

    ۲۷۰٫

  • Mohan Lal, Life of the Amir Dost Mohammed Khan; of
  • Kabul, Volume 2, Longman, 1846, p 366, 367, 382.

  • MohanaLāla (Munshi), Travels in the Panjab,
  • Afghanistan, Turkistan, to Balk, Bokhara, and

    Herat: And a Visit to Great Britain and Germany,

    W.H. Allen&Company, 1846, p 474.

  • Mohan Lal, Life of the Amir Dost Mohamma Khan of
  • Kabul: His Political Proceedings Towards the

    English, Russian and Persian Governments,

    Including the Victory and Disasters of the British

    Army in Afghanistan. By Mohan Lal, Esq, Volume1,

    p16.

  • Hari ram GuptaU Panjab, Central Asia, and the First
  • Afghan War: Based on Mohan Lal’s Observations,

    ۲, reprint, Publication Bureau, Panjab University,

    ۱۹۴۳, p 200, 207, 228.

  • Christine Noelle, State and Tribe in Nineteenth-
  • Century Afghanistan: The Reign of Amir Dost

    Muhammad Khan (1826-1863), یادداشتهای نهایی شماره ۱۹۱

  • Tariq Masud, Pakistan: a historical and cultural
  • Panorama, Al-Waqar Publishers, 1989, p217-218

  • BRILL, Bibliography of Art and Architecture in
  • the Islamic World (2 Vol. Set), p 155.

  • Khvurshid AlamGauhar,Pearls of Calligraphy:
  • The Sacred Art of Islam, Illustrated, Sang-e-Meel

    Publications, 2005

    نویسنده: محمد حلیم یارقین

    لینک اصلی: http://www.rasad.af/1398/05/29/mirza-imam-verdi-bairdi-osbik-nastouh-fight-for-freedom-of-descent/

    بازکردن لینک اصلی

    بیشتر بخوانید از خبرگزاری رصد

    آخرین خبر ها:

    Loading