بازتاب نیوز

گزینه سوخته امیدهای مرده

٣ سنبله ١٣٩٨ جمهور نیوز

تحرکات تبلیغاتی در تیم عبدالله افزایش قابل توجهی یافته است. این تحرکات امیدها را به تیم اشرف غنی نیز بازگردانده که مصرانه تلاش می کند تا با همراه کردن سایر نامزدها با جریان کارزارهای انتخاباتی، موضع خود در قبال برگزاری انتخابات و ترجیح آن بر صلح با طالبان را تقویت کند. این همان جایی است که رقیب می تواند ناخواسته به کمک رقیبی دیگر بیاید. در این زمینه، اشرف غنی به نامزدی مثل عبدالله نیاز دارد تا بگوید که انتخابات، مشروعیت دارد و بهتر از صلح است؛ زیرا «جمهوریت» بر «امارت» ترجیح دارد.
 
اخیرا از قول آقای عبدالله نقل شد که گفت صلح نامعلوم است، باید به سمت انتخابات رفت. این جمله اوج خوشحالی طرفداران غنی را برانگیخت؛ زیرا عرصه کمپاین های یکجانبه آقای غنی و تنهایی او در حمایت از انتخابات، شکسته شد و یک رقیب نه چندان جدی دیگر هم وارد این کارزار گشت تا به آن اعتبار و مشروعیت ببخشد.
 
اما این تأکید عبدالله لزوما نمی تواند به معنای حمایت صد در صدی او از انتخابات و عدم تمکین اش در برابر ایده امریکایی صلح باشد. عبدالله در پنج سال گذشته نشان داده است که در برابر امریکایی ها یک مهره مطیع و گوش به فرمان است. هم او بود که به سخنان ضد امریکایی محب الله محب؛ مشاور امنیت ملی اشرف غنی، واکنش تندی نشان داد. آقای عبدالله همچنین در برابر موضع تحقیرآمیز ترامپ درباره نابودی افغانستان و کشتن ۱۰ میلیون نفر در یک هفته، آگاهانه سکوت کرد و حتی به خود جرأت نداد به اندازه ارباب ارگ در برابر این اظهارات، واکنش خنثی و بی مصرف و فاقد پیام و پیامد نشان دهد.
 
بنابراین، موضع او درباره انتخابات، هرگز امریکایی ها را نگران نمی کند؛ زیرا او چالشی در قبال برنامه های امریکا در افغانستان محسوب نمی شود و در صورتی که واشنگتن اراده کند، به سادگی می تواند او را از سر راه بردارد؛ یا با تطمیع یا با تهدید.
 
در این میان اما افزایش کمپاین های انتخاباتی اردوی عبدالله به بازفعال شدن مهره های هوادار او در شبکه های اجتماعی و رسانه ها منجر شده است. اخیرا شماری از نخبگان تاجیک به تمجید و تعریف از سیاست‌گری عبدالله طی سال های گذشته پرداخته و تلاش کرده اند او را مهره ای مناسب برای میلیون ها نفری نشان دهند که نمی خواهند به غنی رأی دهند.
 
در اینجا برگزاری انتخابات و شفافیت آن را مفروض می‌ گیریم؛ هرچند بسیار بدیهی است که این امر، خلاف واقع است و اساسا انتخاباتی که اشرف غنی تمام توان خود را روی برگزاری آن گذاشته، نمی تواند فارغ از دستبرد و تقلب و تزویر باشد.
 
با اینهمه، در صورت برگزاری انتخابات و تضمین تمهیدات شفافیت‌بخش و مشروعیت‌آور آن، آیا عبدالله اهلیت و شایستگی اعتماد دوباره را دارد؟
 
طی چند انتخابات گذشته، عبدالله همواره یک پایه ثابت بوده است. در انتخابات سال ۲۰۰۹ نیز او آرای لازم برای ریاست جمهوری را به دست آورد؛ اما در نهایت، مرعوب امریکا و مغلوب حامد کرزی شد و نتوانست از آرای میلیون ها نفری که به او امید بسته بودند، مردانه و شجاعانه دفاع کند.
 
در انتخابات سال ۲۰۱۴ این تجربه بار دیگر تکرار شد و در حالی که کاملا محرز بود که او برنده است و شواهد قوی و مطمئنی نیز درباره مهندسی انتخابات وجود داشت، در نهایت این اراده امریکا بود که عبدالله را مغلوب کرد و او با امضای اشرف غنی، رییس اجرایی شد.
 
طی پنج سال گذشته، عبدالله حق داشت ۵۰ درصد کابینه را در اختیار داشته باشد و در تمامی تصمیم های مهم و سرنوشت ملی نیز باید از سهم برابر با اشرف غنی برخوردار می بود؛ اما سهم او از دولت، اکنون به ۲۰ درصد هم نمی رسد و در هیچ تصمیم استراتژيک داخلی و خارجی، نقشی تعیین کننده نداشته است.
 
او حتی نتوانسته در گلوگاه های نفسگیر و دشوار در کنار مردم اش بماند و از آنها در قبال اراده ضد مردمی دولتی سرکوبگر دفاع کند.
 
آقای عبدالله حتی برای بقایش در کرسی فاقد صلاحیت قانونی و تعریف حقوقی ریاست اجرایی که همواره انگشت ششم حکومت اشرف غنی محسوب می شده، بسیاری از هم حزبی ها و متحدان و حامیان سیاسی و قومی اش را نیز از خود راند و رنجاند و در برابر آنان به نفع غنی موضع گرفت.
 
بر این اساس، او چگونه بار دیگر می تواند مهره ای مطمئن برای انتخاب میلیون ها نفری باشد که از سلطه دوباره غنی، هراس دارند؟ او گزینه سوخته امیدهای مرده است؛ امیدهایی که او عامل اصلی و مستقیم مرگ آنها محسوب می شود، غافل از آنکه برای نیل به این هدف، از آینده سیاسی و پایگاه مردمی خودش مایه گذاشته است.
 
علی موسوی - جمهور

لینک اصلی: http://www.jomhornews.com/fa/note/119730/

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از جمهور نیوز

آخرین خبر ها:

Loading