بازتاب نیوز

تیم حاکم و ظهور موجی از اختلافات

٢٦ جدي ١٣٩٨ سلام وطندار

افغانستان در آستانۀ یک تحول گریزناپذیر قرار دارد. دو سناریوی متفاوت در حال حاضر زیر کار است؛ گفت‌وگوهای صلح و انتخابات ریاست جمهوری. در صورتی که گفت‌وگوهای صلح بین آمریکا و گروه طالبان به نتیجه برسد، پیامد آن تغییر گسترده در رأس هرم قدرت و لایه‌های میانه و پایانی آن خواهد بود که در این بازی قطعاً تیم حاکم زیان خواهد کرد. اما اگر سناریوی دوم محقق شود، تیم حاکم در قدرت، بازی را خواهد برد. بازی را در سناریوی دوم، تیم حاکم مدیریت می‌کند. خزانۀ دولت، قدرت نظامی و سیاسی تیم حاکم؛ مجال درخشش را از بازیگران ضعیف گرفته است.

بازیگران ضعیف با درک شرایط نابرابر چشم به گفت‌وگوهای صلح بسته‌اند که در نتیجۀ آن فرصتی برای حضور مجدد در هرم قدرت خواهند یافت. اما سنجش تیم حاکم این است که گفت‌وگوهای صلح به نتیجه نخواهد رسید. بسیاری از مهره‌های تیم حاکم، شناخت و رابطۀ مستحکم با ایالات متحدۀ آمریکا دارند. بازیگران دو شهروندی که شماری از آنان همسران آمریکایی دارند، موثرترین مهره‌های تیم حاکم‌اند. به پندار اتاق فکر تیم حاکم، ایالات متحدۀ آمریکا صمیمانه در پی خروج و پایان جنگ نیست. با این محاسبه، ایالات متحده برای نظارت بر عملکرد بازیگران خاورمیانه و استفاده از منابع خاورمیانه به حضور خود در افغانستان ادامه خواهد. به نظر این برداشت، چنین هیاهوی غالباً در آستانۀ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مرسوم است و تیم حاکم در آمریکا برای جلب نظر آمریکایی‌های مخالف جنگ، نمایش صلح‌طلبانه را راه می‌اندازد. بر خلاف تبلیغات رسانه‌ها و ادعای دولت آمریکا، بیشترین پولی که در جنگ افغانستان به مصرف می‌رسد، دو باره از طریق شرکت‌های بزرگ آمریکایی که قراردادی‌های کلان را در اختیار دارند به آمریکا برمی‌گردد و مقدار کم آن به متحدان آمریکا در افغانستان می‌رسد؛ سود سرمایه‌داری در گردش پول و سرمایه است. بنابراین آمریکا بر خلاف ادعای موجود در قضیۀ افغانستان چندان زیان نمی‌کند.

با این محاسبه تیم حاکم بقا را در سایۀ سازش با آمریکا جست‌وجو می‌کند. برگزاری و اعلام نتایج ابتدایی انتخابات ریاست جمهوری، تاکنون بر اساس نقشۀ تیم حاکم به پیش رفته است. به این جهت حلقۀ تصمیم‌گیر در تیم حاکم، پیروزی و تداوم را محرز می‌داند. با تحقق پیروزی دایرۀ اختیارات تیم حاکم وسعت خواهد یافت و ریاست اجرایی که در ادبیات تیم حاکم به «چیلک‌انداز» معروف است از میان برداشته خواهد شد. اما این امر لزوماً نمی‌تواند وحدت را در تیم حاکم برقرار سازد؛ زیرا شرایط جدید مستلزم چیدمان مهره‌ها است که در آن مهره‌ها برای کنارزدن رقیب به دشمنی در برابر هم برمی‌خیزند. طمع و تلاش برای رسیدن به اختیارات و امکانات بیشتر عامل عمدۀ رویارویی مهره‌های درون تیم حاکم است. در پنج سال گذشته تیم حاکم در قدرت در برابر مخالفان سیاسی خوب درخشیده است، اما از آفت اختلاف درونی نتوانسته است سربلند بیرون شود. اکنون تیم حاکم به عنوان کلیت یک پارچه در آستانۀ پیروزی، ناچار به اختلافات داخلی روبه‌رو شده است. اختلاف بر خلاف تجربۀ 5 سال گذشته، ابعاد تازه پیدا کرده و به شکل افقی و عمودی وحدت تیم حاکم را تهدید می‌کند.

نخست

در طول تنازع 5 ساله حکومت وحدت ملی، هستۀ مرکزی در حلقۀ قدرت در ارگ ریاست جمهوری، نقش سازنده در پیروزی محمداشرف غنی در برابر عبدالله عبدالله، جنرال دوستم، عطامحمد نور و دیگر سیاستمداران شمالی داشت. این حلقه در واقع سکاندار مملکت در پنج سال گذشته بود. اطاعت بلاقید و شرط و رعایت نوع سلک پیر و مرید در محور محمداشرف غنی به عنوان عنصر روحانی قدرت، رمز دوام و حضور افراد در حلقۀ قدرت است. گاهی شماری از مریدان مقرب که پا فراتر از محدوده گذاشته و چشم به جایگاه پیر حلقه دوخته بودند، صرف نظر از نقش‌شان در پیروزی، مطرود شدند؛ حنیف اتمر، مشاور پیشین امنیت ملی نمونۀ بارز آن است. البته این مورد به صورت نادر در حلقۀ حاکم رخ داده است.

ناسازگاری بین مهره‌ها به شکل افقی مرسوم‌ترین نوع اختلاف در تیم حاکم در پنج سال گذشته بوده که به تکرار واقع شده و در نتیجۀ آن بسیاری از مهره‌های محبوب از میان برداشته شده‌اند. اکلیل حکیمی و معصوم استانکزی قربانیان محبوب این اختلاف‌ها به شمار می‌روند. مهره‌های سیاسی در حلقۀ حاکم هر کدام حلقه‌های جداگانه و مریدان جداگانه دارند که بر محور منافع متضاد سیاسی و اقتصادی شکل گرفته است. بسیاری از وزرای بر حال، دیپلومات‌ها و رئیس‌های اداره‌های مهم در حکومت وحدت ملی برای بقا در قدرت ناچار به سازش به یکی از افراد نزدیک به حلقه حاکم‌اند. موقعیت ممتاز تیم حاکم در تحولات اخیر سیاسی اکنون زمینۀ رقابت درون تیمی را فراهم کرده است.

سروصداهای اخراج یما یاری وزیر ترانسپورت، معرفی جواد پیکار سرپرست وزارت شهرسازی و اراضی به دادستانی کل و هم‌چنان طرد محمدگل خلمی سرپرست وزارت انرژی و آب که اخیراً از جرگۀ ریاست اجرائیه بریده و به ارگ پیوسته بود؛ حکایت از نوسان شدید در تیم حاکم دارد. موج جدید از اختلافات تا هنوز از افراد شامل در لایه‌های میانی حلقۀ حاکم قربانی گرفته و به نظر می‌رسد دامنۀ آن به هستۀ مرکزی حلقه حاکم گسترش خواهد یافت.

دوم

هرچند تحول سیاسی به حیات نهاد چیلک‌انداز خاتمه خواهد داد، اما دولت جدید ناچار است تقسیم قدرت را بر اساس تعامل حاکم در مراودات سیاسی پس از 2001 لحاظ کند، حتی به شکل نمادین و تبلیغاتی. در دوران حکومت وحت ملی، ارگ برای منزوی‌کردن، ریاست اجرایی، تلاش کرد حضور تاجیک‌ها را در ارگ محسوس نشان دهد. به این منظور برای احمدضیاء مسعود، موقف قایل شد، اما پس از آن که ثابت شد حضور احمدضیاء مسعود تغییر چشمگیری در وضعیت وارد نکرده او را کنار زد. در عملیات تبلیغاتی شعار «ارگ خانه همه اقوام» پیوسته تکرار و حفظ شد. ناکارکردن جنرال دوستم، حضور فیگورهای جنجالی مانند مخکش و امرخیل نشان داد که ارگ در زمینه پاک‌کاری قومی رغبت دارد. یکی از چهره‌هایی که در این تحولات حفظ شد و در اردوگاه غنی باقی مانده، سرور دانش است که حضورش را مدیون قناعت خود می‌داند و در اردوگاه غنی در آینده نیز شر خلق نخواهد کرد.

اما امرالله صالح مهره‌یی‌ست که از هم‌اکنون خواستار سهم جداگانه و ساحۀ نفوذ در قلمرو حلقۀ حاکم است که برای مهره‌های حلقۀ حاکم خوشایند نیست. صالح عنصر حریص و پرتلاش است. او چیزی به کمتر از تقسیم عمودی قدرت قانع نیست و این توقع بر خلاف روحیۀ تمرکزطلب و تمامیت‌خواه رئیس جمهور است.

در انتخابات ریاست جمهوری، دولت‌ساز از حوزۀ رأی صالح، رأی چشمگیری به دست نیاورد؛ همان گونه که بسیاری از افراد شامل در حلقۀ حاکمیت این مورد را به صالح گوشزد کرده‌اند. اما گوش صالح به این حرف‌ها بدهکار نبود. به همین دلیل تلاش برای تضعیف صالح از طریق کشتن و ترساندن متحدانش آغاز شده است. کشتن آمرستار از افراد نزدیک به امرالله صالح به هیچ تردیدی جزئی از این نقشه است. فرماندهان شمالی که زیر چتر امرالله صالح با حلقۀ حاکم بیعت کرده‌اند، احساس کنند که امرالله صالح توان تأمین امنیت آنان را ندارد، به ناچار پشت او را خالی خواهند کرد.

محال است که از سناریوی قتل آمرستار، حلقۀ حاکم بی‌خبر باشد. این تصور که نیروهای مسلح بدون ارادۀ تیم حاکم در حرکت آید، ناممکن به نظر می‌رسد و اگر این فرض را درست بدانیم که آمرستار بدون اطلاع حلقۀ حاکم ترور شده، در این صورت دست قدرتمند‌تر از حلقۀ حاکم در کار است که به همه فرمان می‌دهد، این فرضیه اشکال دارد و مصداقی برای درستی آن موجود نیست.

پس از مرگ آمرستار و موضع‌گیری‌های افراد نزدیک به امرالله صالح و فرماندهان شمالی بدون تردید حکایت از اختلاف عمودی در اردوگاه ارگ دارد. روشن نیست که پایان این بازی به کجا خواهد انجامید، اما آن‌چه را که می‌تواند حدس زد، صالح با حریفی قوی طرف است که سازوکار انزوایش را در اول راه سنجیده است.

لینک اصلی: https://swn.af/Article.aspx?a=52554

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از سلام وطندار

آخرین خبر ها:

Loading