بازتاب نیوز

گونه‌شناسی جنبش‌های اسلامی

٢ دلو ١٣٩٨ روزنامه هشت صبح

بررسی گونه‌های جنبش‌های اسلامی ما را کمک می‌کند تا با قرائت‌های مختلف از دین، چیستی، فعالیت و موجودیت آن‌ها در جهان اسلام و افغانستان آشنا شویم. ترویج قرائت معتدل می‌تواند از میزان افراط‌گرایی دینی و خشونت‌های موجود بکاهد.

قابل یاد‌دهانی است که در دو سده اخیر، دغدغه اصلی جنبش‌های اسلامی احیای هویت و ایجاد جامعه مترقی اسلامی بوده است. این جنبش‌ها با توجه به عوامل مختلف به دسته‌های متعدد تقسیم‌بندی می‌شود. یکی از عوامل مؤثر در گونه‌شناسی جنبش‌های اسلامی، مبانی معرفت‌شناسی دینی و فقهی این جنبش‌ها است. در یک نگاه کلی، نحوه اولویت‌بندی سه منبع مهم شناخت‌شناسی دین، نقل، عقل و شهود نقش مهمی در نوع تفسیر این جنبش‌ها از مبانی شریعت به عنوان بنیاد‌های اصلی اعتقاد‌ساز در بین افراد آن‌ها دارد؛ زیرا این عوامل، بسیاری از استنباط‌های فقهی و احکامی را که فرد مسلمان خود را ملزم به اطاعت از آن‌ها می‌داند، شکل می‌دهد.

با این حال، سه نگرش در پیوند به نوع نگاه به نصوص دینی وجود دارد که برای فهم بیش‌تر دسته‌بندی جنبش‌های اسلامی کمک می‌کند:

الف) برخی اندیشمندان مسلمان «نص را متنی تاریخ‌مند» می‌دانند که نمی‌تواند در همه‌ی زمانه‌ها لازم‌الاجرا باشد، بلکه اجرای آن زمان‌مند بوده و مربوط به دوره‌ی خاص و شرایط خاص بوده است. آن‌ها با نگاهی انتقادی به نصوص تلاش می‌کنند با قداست‌زدایی از آن‌ها، بسیاری از نصوص را محدود به زمان و مکان خاص کنند و مرجعیت آن را برای ارایه راه‌حل‌ها در زمان‌ها و مکان‌های مختلف زیر پرسش ببرند و با لاغر کردن نصوص، عقل بشری را بیش‌تر میدان دهند. این نوع دیدگاه، عمدتاً در بین «نو‌اندیشان دینی» یا تجدد‌گرایان دیده می‌شود.

ب) در مقابل، گروه دیگری معتقد اند که «نص امری فرا‌تاریخی» و لازم‌الاجرا برای همه‌ی زمانه‌ها و مکان‌ها است؛ اما باید متن تفسیر و تأویل شود. در واقع، از این منظر نصوص متونی دانسته می‌شوند که باید آن‌ها را تفسیر و مفهوم درست آن را درک کرد. این دید عمدتاً میان «عقل‌گرایان اجتهاد‌محور» مطرح است.

ج) سومین دیدگاه شناخت‌شناسی در پیوند به دین «نص را نه متن، بل امری فرا‌تاریخی تصور می‌کنند که نیازی به تفسیر و تأویل ندارد و ظاهر آن کاملأً واقعیت وحی را مکشوف می‌کند». قایلان این نظر بدون توجه به تفاوت بین نصوص، همه‌ی آن‌ها را محکماتی می‌دانند که در همه‌ی زمانه‌ها و مکان‌ها لازم‌الاجرا است. این نوع دیدگاه عمدتاً میان «نقل‌گرایان» که مشهور به اهل حدیث‌اند، طرفدار دارد.

با توجه به ادبیات موجود و با در نظر داشت منابع شناخت‌شناسی دینی که در فوق اشاره شد، می‌توان جنبش‌های اسلامی را که در جهان اسلام فعال‌اند، به دسته‌های ذیل تقسیم کرد:

  • جنبش‌های نقل‌گرا: این دسته خود را تنها به ظواهر قرآن و سنت پای‌بند می‌داند و عملاً هرگونه اجتهاد جدید را بدعت قلمداد می‌کند. شیوه‌ی این دسته در فهم اسلام عبارت از مراجعه‌ی بی‌واسطه به احادیث، اعتماد به خبر واحد در عقاید و احکام، پرهیز از تأویل و تفسیر نصوص دینی و رد استفاده از عقل در استنباطات شرعی، مخالفت با فلسفه و عرفان است. این جریان را می‌توان به نقل‌گرا‌های محافظه‌کار (سنتی) و نقل‌گرا‌های رادیکال که مشهور به سلفی‌اند، تقسیم کرد. آبشخور فکری این گروه‌ها به ابن تیمه، محمد بن عبدالوهاب، سید‌قطب و دیگران می‌رسد. در افغانستان گروه‌های متعدد که از مراکز و مدارس دینی حنفی تعلیمات اسلامی را می‌بینند، در اصل از لحاظ معرفتی متأثر از گروه‌های سلفی‌اند.
  • جنبش‌های عقل‌گرا: این دیدگاه عمدتاً توسط نواندیشان اسلامی حمایت می‌شود. این جریان عقل را نه صرفاً روش، بلکه به عنوان منبع معرفت‌شناسی به رسمیت می‌شناسد. این دسته طالب تفسیر آموزه‌های دینی متناسب با مقتضیات روز برای سازگار کردن اسلام با تمدن جدید است. مبانی فکری این جریان طرفدارِ دگردیسی را عبارت از تفسیر عقلانی، تاریخ‌مندی آموزه‌ها و متون دینی و تلاش برای سازگاری اسلام و سنت با مقتضیات تمدن جدید دانست. افزون بر آن، این جریان بر آزادی، حقوق بشر و پلورالیزم دینی و فرهنگی نیز تمرکز دارد.
  • شماری از تیوری‌پردازان این جنبش عبارت‌اند از محمد عابد الجابر (مصر)، حسن حنفی (مصر)، نصرحامد ابوزید (مصر)، محمد الطالبی (تونس)، لیلا احمد (کانادایی مصری‌تبار) و محمد ارکون (الجزایر). نا‌گفته نماند شماری معتقد اند که از منظر جامعه‌شناسی هنوز این جریان را نمی‌توان جنبش نامید، بل آن را می‌توان اندیشه‌های نوینی دانست که در عرصه فکری در مجامع روشن‌فکری و دانشگاهی مطرح است و هنوز جایگاه گسترده‌ای در سطح عموم ندارد و فعالیت این گروه به صورت حاشیه‌هایی بر جنبش‌های اسلامی تأثیر‌گذار است. در افغانستان هنوز این جریان از حاشیه به متن وارد نشده است. با توجه به فعالیت‌های دینی شماری از چهره‌ها، مانند محمد محق، علی امیری، حفیظ منصور و… را می‌توان در این گروه محسوب کرد.

    قابل تذکر است که جنبش عقل‌گرایی به دسته‌ی عقل‌گرایان «اجتهاد‌محور» و «عقل‌گرایان تجدد‌محور» که در بالا ذکرش شد، قابل تقسیم است. مشخصات فکری عقل‌گرایان اجتهاد‌محور عبارت از ملازمت شریعت با احکام عقلی است، اما عقل‌گرایی به معنای پذیرش عقل به عنوان منبع مستقل معرفتی، جدای از وحی نیست. شاخه‌های مختلف اخوان‌المسلین متأثر از این قرائت است.

  • جنبش‌های صوفیانه: تصوف، یکی از ریشه‌های فکری جنبش‌های اسلامی است که منشای شناخت حقیقت و وصول به آن را شهود می‌داند. بخش مهمی از جریانات تأثیر‌گذار جهان اسلام متأثر از این رویکرد است و بر اساس آموزه‌های آن رفتار می‌کند. تصوف به صورت لطیف‌ترین افکار شاعرانه در اشعار مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، شیخ فرید‌الدین عطار، حافظ شیرازی، شمس تبریزی، جامی و دیگران عرضه شده است. سلاسل صوفیه به شاخه‌های مختلف تقسیم می‌شود و در سراسر جهان اسلام پیرو دارند. در افغانستان از جمله سلسله‌های نقشبندیه، قادریه، سهروردیه و… طرفدار دارند. خانواده‌های مجددی و گیلانی از جمله خاندان‌های منسوب به سلسله صوفیه‌اند که در حوزه سیاست افغانستان فعال‌اند.
  • چنان‌که مقدمتاً گفته شد، احیای هویت و ایجاد جامعه مترقی از اهداف محوری جنبش‌های اسلامی خوانده می‌شود. بناءً، کدام یک از جنبش‌های یاد شده با توجه به پتانسیل‌های‌شان می‌تواند زمینه گذار موفق از وضعیت موجود نا‌مطلوب به وضعیت مطلوب نا‌موجود را در کشور‌های اسلامی فراهم کند؟

    جنبش نقل‌گرا: به دلیل برداشت ظاهرگرایان از شریعت، توانایی و ظرفیت لازم برای ارایه تفسیری روزآمد و توانمند در مواجهه با شرایط جدید را ندارد. این دسته با تأکید بر نوعی گذشته‌گرایی، از جذابیت لازم و توانایی برخورد فعال با مسایل جدید برخور‌دار نیست. این جنبش با تمرکز بر نقل و ستیز با عقل، گزینه مناسب برای انتقال موفق شمرده نمی‌شود.

    جنبش صوفیانه: به علت ابتنا بر باور‌‌های فردی، نمی‌تواند الگوی مشخص سیاسی و اجتماعی ارایه کند و ناچار است از الگو‌های فقهی استفاده کند. بناءً، صوفیان گرچه نفوذ بالایی در بسیاری از نقاط جهان اسلام در بسیج و ایجاد حرکت‌های اجتماعی دارند، اما در مرحله‌ی تأسیس و ایجاد الگوی جدید، ناچار به استمداد از فقها استند.

    جنبش عقل‌گرا: عقل‌گرایی با گرایش «اجتهاد‌محور»، با تأکید اصلی بر متن و نص و در صورت تضاد میان عقل و نقل، نقل را مرجع می‌داند که این کار باعث ایجاد شکاف میان تیوری و عمل شده و این امکان را با پرسش روبه‌رو می‌کند.

    عقل‌گرایی با گرایش «تجدد‌محور»، تا هنوز جنبش‌های پر‌قدرتی را رهبری نکرده است، اما در دراز‌مدت می‌تواند در کنار الگو‌های مناسب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قرار بگیرد و شکاف میان تیوری و عمل را پر کند. عقل‌گرایی با گرایش تجدد‌محور با پتانسیل‌هایش می‌تواند طرح‌های مناسب را برای حل بحران هویت و شکست جامعه مترقی اسلامی ارایه کند. این گرایش با توجه به مختصاتش امکان مناسب و موفقیت‌آمیز را برای گذار به وضعیت مطلوب نا‌موجود فراهم می‌کند.

    لینک اصلی: https://8am.af/the-typology-of-islamic-movements/

    بازکردن لینک اصلی

    بیشتر بخوانید از روزنامه هشت صبح

    آخرین خبر ها:

    Loading