بازتاب نیوز

ما هرکدام ویران‌گر محیط زیست خودیم!

٢٩ دلو ١٣٩٨ روزنامه آرمان ملی

پرتونادری

پاکیزه زیستن و پاک نگه‌داشتن محیط زیست تنها مفهوم فزیکی ندارد، بلکه داری یک مفهوم بزرگ معنوی نیز است. آنانی که زبان آلوده دارند و با آلوده‌گی زبان پیوندهای اجتماعی انسان‌ها را صدمه می‌زنند و خشونت پدید می‌آورند، در حقیقت از شمار بزرگ‌ترین ویران‌گران محیط زیست می‌باشند.

******************

زمین نه تنها خانه‌ مشترک، بلکه یگانه خانه مشترک ماست! خداوند آن را پاکیزه آفرید است، پس باید آن را پاکیزه نگه‌داریم تا زنده‌گی پاکیزیی داشته باشیم!

پاک زیستن یعنی پاک نگه‌داشتن زمین و محیط زیست. آن‌گاه که محیط زیست ناپاکیزه باشد نمی‌توانیم ادعا کنیم که زنده‌گی پاکیزه‌یی داریم.  پاک زیستن خود یک ارزش بزرگانسانی است.

پاکیزه زیستن و پاک نگه‌داشتن محیط زیست تنها مفهوم فزیکی ندارد، بلکه داری یک مفهوم بزرگ معنوی نیز است. آنانی که زبان آلوده دارند و با آلوده‌گی زبان پیوندهای اجتماعی انسان‌ها را صدمه می‌زنند و خشونت پدید می‌آورند، در حقیقت از شمار بزرگ‌ترین ویران‌گران محیط زیست می‌باشند. همان گونه که نمی‌خواهیم خانه ما آلوده باشد، به همان‌گونه باید توجه داشته باشیم که باید زبان خود را از کاربرد سخنان بیهوده که سبب ناخوشنودی دیگران می‌شود نیز پاکیزه نگهداریم.

افزون بر این آلوده‌گی دیگری نیز وجود دارد که ما به آن کم‌تر توجه می‌کنیم و آن آلوده‌گی ذهن است. هر پندار بد و ناپاک می‌تواند شما را به سوی ناپاکی بکشاند. این ناپاکی ذهنی حتا می‌تواند بزرگ‌ترین خشونت‌های خانواده‌گی و اجتماعی را نیز سبب شود.

هر گونه رفتار ناپاک به پندار ناپاک بر می‌گردد. این پندار و اندیشه ناپاک خود به سرچشمه رفتارهای ناپاک ما بدل می‌شود.

به زبان ساده‌تر آنانی که ذهن آلوده دارند، نسبت به دیگران پیوسته بدگمان اند. چنین افرادی هرقدر که محیط خود را پاکیزه نگه‌دارند باز هم نمی‌توانند آدعا کنند که گویا به زنده‌گی پاکیزه‌یی دست یافته اند.

چنین است که می‌توان گفت محیط زیست تنها و تنها یک مفهوم فزیکی نیست، بلکه مفهوم ذهنی و معنوی نیز دارد. باید توجه داشته باشیم که آلوده‌گی محیط زیست یک مفهوم  بسیار بسیار گسترده است. مانند آلوده‌گی صوتی، آلوده‌گی زبان، آلوده‌گی ذهنی، آلوده‌گی اندیشه و.. که این همه آلوده‌گی‌ها می‌توانند چنان بیمار واگیری در تمام رده‌های اجتماعی نفوذ کنند.

در این میان معتادان بیش‌تر از دیگران از چنین آلوده‌گی‌های ذهنی در رنج و شکنجه اند. معتادان تعادل اندیشه و ذهن خود را از دست می‌دهند. آن‌ها همیشه در گیر توهم اند. این توهم در گام بعدی سبب رفتارهای خشونت آمیز و زشت خانواده‌گی و اجتماعی می‌گردد.

مشکل معتادان در این است که آن‌ها تنها نمی‌توانند اندیشه‌های خود را بر بنیاد آن چه که در پیرامون آنان می‌گذرد هم آهنگ سازند، بلکه یک توهم تاریک ذهنی، یک بیماری ذهنی مهار زنده‌گی آنان را در دست دارد. اندیشه‌ها و پندارهای آنان برخاسته از پیوندهای اجتمای و پیوندهای آنان با محیط و طبیعت نیست، بلکه چگونه‌گی پیوندهای شان را با جامعه و هستی بر بنیاد پندارهای بیمار هم آهنگ می‌سازند.

از این جاست که آنان پیوسته برای خود ذشمان ذهنی می‌تراشتند، نسبت به اطرافیان خود بدگمان و از همه چیز و همه کس در هراس اند.

البته این سخنان به مفهوم آن نیست که معتادان در آلوده‌کی محیط زیست نقشی ندارند، بلکه آنان خود سبب آلوده‌گی گسترده محیط زیست می‌شوند. باید در نظر داشته باشیم آنانی که محط زیست را به هرگونه‌یی که آلوده می‌سازند تنها و تنها تیشه به ریشه خود نمی‌زنند، بلکه به همه افراد جامعه به همه پیوندها، به همه زنده‌جان‌های دیگر زیان می‌رساند!

ما دریک پیوند همیشه‌گی و زنجیره‌یی با طبیعت و همه زنده‌جان‌های دیگر زیست داریم . در ظاهر امر ما به چنین چیزی کمتر می‌اندیشیم. همه پدیده‌های پیرامون ما چه پدیده‌های زنده و چه پدیده‌های بی‌جان با ما در پیوند اند و ما در زنجره این پیوند زنده‌گی می‌کنیم و این همه اجزا همان حوزه محیط زیستی ما را به وجود می‌آورد.

ظاهراً درختی که در پیش روی خانه ما قرار دارد و میوه‌گیر هم نیست، می‌اندیشیم که در زنده‌گی ما چندان اهمیتی ندارد، اما اگر در پیوند به محیط زیست به آن نگاه کنیم، آن درخت بخشی از محیط زیست ماست و با زنده‌گی ما پیوند نزدیک دارد.

در ختی که در خانه ما سبز شده است، مانند آن است که بخشی از خانواده ماست. شگوفه‌های عطر آگین دارد. سر سبز و خرم است، میوه‌های شیرین به بار می‌آورد. در نتیجه ترکیب نوری اوکسجن تولید می‌کند، هوا را تازه می‌سازد. لانه پرنده‌گان است. سایه‌اش گوارا است. پس چگونه نباید در نگه‌داری‌اش نکوشیم!

ما با نگهداری درختان، باغ‌ها و بیشه زاران در حقیقت زنده‌گی خود را پاس‌داری می‌کنیم.  می‌توان گفت مردمانی که جنگل‌زارها و باغ‌ستان‌ها خود را نا بود می‌کنند، در حقیقت با خود دشمنی کرده اند!

قطع جنکل‌ها نه تنها امکانات سرازیر شدن، سیلاب‌ها و برف کوچ‌ها را افزیش می‌دهد، بلکه زنده‌گی پرنده گان، جانوران وحش و گیاهان سودمندی را که در جنگل‌ها زیست دارند، نیز از بین می‌برد.

پس بهتر است از جنگل‌ها و باغ‌ستان‌های سرزمین خویش پاس‌داری کنیم، پیش از آن که درختی را قطع  می‌کنیم باید، نهالی بنشانیم! هر نهالی که نشانده می‌شود نه تنها سبب سر سبزی منطقه می‌ گردد، بلکه در صورتی که  ثمر آور باشد خود یک منبع خوراکی است و آن گاه هم که خشک می‌شود و یا از ثمر باز می‌ماند، خود منبع مواد سوخت و مواد ساختمانی است.

افغانستان شاید یکی از کشورهایی است که در بدترین وضعیت زیست محیطی قرار داشته باشد. همه‌جا زباله است. توفان پلاستیک است. این در حالی که شاید هر شهروند کشور از بزرگ شهرها تا دهکده‌ها به گونه محیط زیست را تخریب می‌کنند.

قطع جنگل‌ها و باغ‌ها، شکار وحشت انگیز پرنده‌گان، جانوران کوهی، تبدیل زمیین های کشاورزی و باغ‌های به ساحات مسکونی تا شکار ماهیان همه و همه بی‌داد می‌کند.

موجودیت حمام‌ها داش‌های خشت پزی، مواد سوخت چون پسلاستیک، رابر و استفاده از پترول بی‌کیفیت شهر کابل و شهرهای دیگر کشور را به دام‌گاه مرک بدل کرده است.

ما خود ویرا‌گران بزرگ حیط زیست خود هستیم. مردم به آگاهی گسترده در پیوند به محیط زیست نیاز دارند. مردم فرهنگ لازم را برای پاس‌داری محیط زیست ندارند.

یک نکته روشن است تا زمانی که مردم با آگاهی و مسوولیت در زمینه سهم نگیرند، این معضل بزرگ هم چنان برجای خود باقی است. شاید هر روزه چند تن پلاستیک در افغانستان در شهرها و دهکده‌ها پراگنده شود.

همه روزه هزاران تانکر آب آلوده از خانه‌ها در کوچه‌ها سرازیر می‌شود. این آب آلوده در گام بعدی خود به محیط پرورش میکروب‌ها و جایگاه مناسب برای تخمه گذاری حشرات زیان آور بدل می‌شوند.

دست کم می‌شود گفت که شهریان کابل در زیر چتر مرگ زنده‌گی می‌کنند. نمی‌دانم چرا ما عادت کرده‌ایم که شهر  خود را آلوده سازیم، دریاهای خود را آلوده سازیم، کوچه‌ها و پس کوچه‌های خود را آلوده سازیم بعد دهان‌های ما باز  برای انتقاد از این یا آن نهاد دولتی یا غیر دولتی  که چرا شهر را پاکیزه نگه‌نمی دارند.

گاهی هم از خود نمی‌پرسیم که ما خود چقدر در پاکیزه‌گی شهر خود سهم گرفته ایم.

شهر آلوده نمایان‌گر فرهنگ عقب مانده‌ باشنده‌گان یک شهر است، بیایید فرهنگ پاکیزه زیستن را به نمایش بگذاریم!

 

لینک اصلی: http://www.armanemili.com/posts/24390

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از روزنامه آرمان ملی

آخرین خبر ها:

Loading