بازتاب نیوز

زندانی افسرده افغان در گوانتانامو: ۹۰۰ نامه برای یافتن وکیل نوشتم

٦ حمل ١٣٩٩ بی بی سی

اسدالله

هفتاد سال دارد و به سختی راه می‌رود اما به امید دیدن دوباره فرزندش، با شنیدن هر صدای پایی، به استقبال مهمان‌ها می‌رود. با قد خمیده و عصا به دست خود را به حیاط خانه می‌رساند و از هر کسی می‌پرسد، آیا از فرزندش خبری رسیده؟

سوالش از همه این است که چرا فرزندش هنوز در بند است؟

او مادر اسدالله است که نزدیک به سیزده سال است در زندان گوانتانامو در بند است. اسدالله در زندان به افسردگی شدید دچار شده است.

او برای یافتن یک وکیل مدافع و اثبات بی‌گناهی‌اش و رهایی و بازگشت به خانه ۹۰۰ نامه نوشته و دست از تلاش برنداشته است.

حالا انجمن کمک رسانی آمریکایی موسوم به ریپریو (Reprieve) او را در این تلاش یاری می‌رساند.

انجمن ریپریو برای آسیب‌پذیرترین افراد در سراسر جهان از جمله افرادی که با حکم اعدام روبرو هستند و کسانی که به اساس سیاست‌های ضد تروریستی دولت‌ها مجازات، شکنجه و زندانی می‌شوند، خدمات حقوقی فراهم می‌کند.

کلیف ستیفورد سمیت، حقوقدان آمریکایی و بنیان گذار انجمن ریپریو که حالا وکیل مدافع اسدالله است، می‌گوید یافته‌های آنها نشان می‌دهد که موکلش بی‌گناه است.

این وکیل مدافع آمریکایی می‌گوید: "به عنوان یک آمریکایی باید از افغان‌ها معذرت بخواهم که شهروندان‌شان بدون محاکمه در زندان نگهداشته می‌شوند. پس از هفده سال هنوز هم مردم فکر می‌کنند آمریکا اشتباه نکرده و تمامی افرادی که در زندان هستند خلافکارند. در این زندان به شمول اسدالله و هارون گل و ۲۳ تن دیگر کسانی هستند که هیچ کاره‌اند. هدفم توهین به کسی نیست اما آنها هیچ کاری نکرده‌اند و باید بسیار پیشتر از اینها آزاد می‌شدند. تنها دلیل در زندان بودن‌شان این است که رئیس جمهور ترامپ گفته بود هیچ کسی را آزاد نکنید."

کلیف ستیفورد سمیت، وکیل مدافع اسدالله

به گفته او، در گوانتانامو اسدالله برای پیدا کردن وکیل ۹۰۰ نامه نوشته و فرستاده اما هیچ کدامش به دست کسی نرسیده است.

او می‌گوید: "من ۳۷ بار به زندان گوانتانامو رفته‌ام چرا که اسدالله، ناتوان آنجا بود. پس از فرستادن ۹۰۰ نامه بلاخره یکی از نامه‌ها بدست ما رسید. انجمن کمک رسانی ریپریو و سازمان وکلای مدافع ما تلاش کردند که او آزاد شود اما بسیار مشکل است چرا که یک فرد قدرتمند دنیا حقیقت را نمی‌شنود و می‌گوید این افراد باید در زندان باشند."

آقای سمیت می‌گوید وقتی اسدالله دستگیر شد، دخترش بسیار کوچک بود و او حالا ۱۳ ساله است.

او افزود: "تمام توجه من به اسدلله است چرا که ما او را یک زندانی بی‌ارزش می‌دانیم. این به این معنی نیست که یک انسان بی‌ارزش است. او برای آمریکایی‌ها یک زندانی بی ارزش است. اگر ما آمریکاییان را مجبور کنیم که اسدالله آزاد شود این نه تنها برای خود او و خانواده اش یک دستآورد بزرگ است بلکه برای تطبیق قانون در گوانتانامو هم یک موفقیت بزرگ است."

در حال حاضر خانواده این زندانی گوانتامو در یک وضعیت رقت‌بار زندگی می‌کند.

آنها در یک کمپ مهاجران جنوب شهر پیشاور در یک حویلی کهنه و مخروبه زندگی می‌کند. در این سرپناه مغاره مانند یک مادر، همسر و دختر کوچک در انتظار آزادی اسدالله نشسته اند.

مادر اسدالله از رسانه‌ها گرفته تا حقوقدان و سیاستمدار این سوال را می‌پرسد که وقتی همه آزاد شدند، چرا فرزند او هنوز در بند است.

او می‌گوید: "فرزندم را از من گرفتند و ناپدید شد. صحتمند (سالم) بودم اما پس از بازداشت او بیچاره شدم. حالا به کمک عصا قدم می‌زنم. استخوان‌هایم پوک شد. هوش و حواسم یاری نمی‌کند. شما و دیگران که در حویلی صحبت می‌کنند، دقیق نمی‌دانم چه می‌گویند. بخاطر نگرانی و غم نبود او به این حال و روز رسیده‌ام. حالا می‌گویم، همه آزاد شدند و چرا او آزاد نمی‌شود. آرزو می‌کنم که بخیر آزاد شده به خانه و کاشانه‌اش برگردد تا ما دل‌جمع شویم."

مادر اسدالله

هنگام یادآوری روزهای باهمی، بغض گلوی همسر اسدالله را فشار می‌دهد.

می‌گوید بزرگ کردن دختر کوچکش بدون پدر بار سنگینی بود که هنوز به عهده دارد.

"بسیار کوچک و نازدانه پدرش بود. او را با خود هرجا می‌برد. دخترم ۹ ماهه بود که پدرش بازداشت شد. من تصویر پدرش را در الماری/کمد گذاشتم. دخترم که بزرگ شد، تصویر پدرش را دیده و گریه می‌کرد. همیشه این سوال را می‌پرسید که پدرم کجاست؟ می‌گفتم: می‌آید. پسان به دخترم گفتم که پدرش در زندان است."

دختر اسدالله پدر را تنها از عکس قدیمی‌اش می‌شناسد که در گوشه‌های الماری پوسیده خانه جا گرفته است.

نامه‌های پدر که از زندان گوانتانامو به خانه می‌رسد، قوت قلب و امید به آینده این خانواده به ویژه دختر سیزده ساله‌اش شده است.

دختر اسدالله یکی از نامه‌های پدرش را مرور می‌کند و می‌گوید: "به تاریخ ۱۶ ماه چهارم سال ۲۰۱۹ این نامه را برای من نوشته است. در نامه از من خواسته که در آینده یک شخص توانا و تحصیل کرده باشم. نوشته که همیشه مرا به آموزش تشویق می‌کند و می‌خواهد که من در آینده یک معلم شوم تا به مردم خدمت کنم. در نامه نوشته که همیشه به او نامه بنویسم، و در مورد درس‌هایم برایش بگویم و برایش دعا کنم."

دختر اسدالله

پدر ریش سفید اسدالله نیز به بی‌گناهی پسرش تاکید می‌کند و می‌خواهد او هر چه زودتر آزاد شود.

اعضای خانواده اسدالله شب و روز منتظر شنیدن خبر آزادی او هستند اما چاره ای جز انتظار ندارند.

با این حال، لعل گل لعل، رئیس سازمان حقوق بشر افغانستان که دوسیه این زندانی افغان را با حقوقدانان آمریکایی دنبال کرده، می‌گوید، یافته‌های آنها نشان می‌دهد که اکثریت افغان‌هایی که به زندان گوانتانامو فرستاده شدند، افراد غیرنظامی و بی گناه بودند.

او می‌گوید: "تا جایی که ما دوسیه‌های/پرونده‌های زندانیان گوانتانامو را مرور کرده‌ایم، اکثریت آنها بی‌گناه و به نام طالبان، حزب اسلامی و به نام حزب اسلامی مولوی خالص و تحت عنوان‌های دیگر بازداشت شدند، اما اکثریت‌شان غیرنظامی بودند. افراد طالبان که بازداشت شده بودند، با قدر و عزت به قطر انتقال شدند و حالا در دوحه زندگی خوب دارند اما هنوز هم دو شهروند افغان بدون سرنوشت در زندان گوانتانامو زندانی هستند. مغایر سایر قوانین بین المللی و قوانین بشردوستانه در حق آنها ظلم روا داشته شده است."

پس از سقوط رژیم طالبان، حدود ۲۲۰ شهروند افغان از افغانستان و پاکستان بازداشت و به زندان گوانتانامو فرستاده شدند. در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما بیشتر آنها آزاد شدند و پنج عضو برجسته طالبان در این زندان با یک سرباز آمریکایی مبادله شد اما سرنوشت دو شهروند افغان که غیرنظامی گفته می‌شوند، هنوز روشن نیست.

لینک اصلی: https://www.bbc.com/persian/afghanistan-52002455

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از بی بی سی

آخرین خبر ها:

Loading