بازتاب نیوز

کرونا، بحران سياسي و فقر مثلث برموداي افغانستان

٧ حمل ١٣٩٩ روزنامه آرمان ملی

 

پرتو نادری

ما در مصيبت رو به گسترشي گير مانده ايم. بيماري کرونا تمام جهان را به چالش کشيده است. يک واقعيت تلخ و کشنده که با دريغ ما هنوز ژرفا و گسترده‌گي آن را نمي دانيم. يا هم خود را فريب مي دهيم.

ياد داريم، پيوسته انتقاد کنيم. البته حکومت در زمينه مسووليت نخستين را بر دوش دارد، اما آيا ما هم چنان شهرندان اين کشور در اين پيوند مسووليتي داريم؟

بدون ترديد شهروندان کشور نيز در امر مبارزه با کرونا مسووليت دارند.  تا آن گاه که مسووليت‌هاي خود را در اين پيوند ادا نکنيم باور داشته باشيم که حکومت حالا چه بدش مي‌بينيم يا چه خوب، هرگز نخواهد توانست اين بار سنگين را به پيش ببرد. مي‌خواهم به چند مورد مشخص اشاره کنم.

افغانستان در اين روزها به يک برنامه بزرگ ملي آگاهي دهي نياز دارد.  بخش بيش‌تر مردم هنوز مي‌انديشند که کرونا را خداوند براي کافران فرستاده است، تا آنان را عذاب کند. من بارها با اين جمله‌ها بر خورده‌ام: اين جا افغانستان است، ما مسلمانيم. ايمان ما قوي است. خداوند آورده و خداوند مي‌برد. اجل که رسيد هرجاي که باشي مي‌ميري، جلو مرگ را گرفته نمي‌شود. اين يک امتحان خداوندي است و ….

ما در حالي در اين مثلث برمودايي گيرمانده ايم که هر روزه دست کم پانزده هزار پناهنده از ايران به کشور مي‌آيند. تجربه نشان داد که شماري بيش‌تر مبتلايان به ويروس کرونا آن‌هايي اند که از ايران برگشته اند. اين که در بندرهاي کشور برگشت کننده‌گان در پيوند به کرونا چگونه آزمايش مي‌شوند، براي من به درستي روشن نيست، اما با در نظرداشت ميزان گسترش ويروس کرونا در ايران و پاکستان مي‌توان چنين پنداشت که همه روزه شماري از بيماران کورونايي به کشور بر مي‌گردند.

مردم هنوز نمي‌دانند که چه‌گونه در برابر اين ويروس از زنده‌گي خود و خانواده خود پاسداري کنند. من مي‌انديشم که گذشته از حکومت تمام نهادهاي مدني، رسانه‌ها و نهادهاي خصوصي ديگر در هم آهنگي با نهادهاي امداد جهاني بايد دوره‌هاي آگاهي دهي را در تمام ولايت‌هاي کشور به پيش ببرند. حتا نياز است که هر شهروند آگاه در اين زمينه تا آن جايي که مي‌تواند آگاهي دهي و اطلاع رساني کند.

رسانه‌ها در اين زمينه به گونه عمده راديوها و تلويزيون‌ها مسووليت سنگيني دارند. بايد برنامه‌هاي کوتاه آگاهي عامه داشته باشند. وزارت اطلاعات و فرهنگ بايد با امضاي تفاهم نامه‌يي از تمام رسانه‌هاي دولتي و خصوصي( راديو، تلويزيون و نشريه ها) بخواهد که نشر  رشته برنامه‌هاي آگاهي دهي را به گونه رايگان آغاز کند و اگر رسانه‌يي سرباز مي‌زند بايد امتياز نشراتي اش گرفته شود.

ما در حالي با چنين وضعيتي رو به رو شده‌ايم که شماري به گونه منظم ذهن مردم را تخدير مي‌کنند که گويا اين ويروس را خداوند براي کافران فرستاده است. آنان در شبکه‌هاي اجتماعي و حتا شماري هم از منبرها چنين سخناني را براي مردم تلقين مي‌کنند. چنين افرادي دانسته يا نادانسته تيشه بر ريشه زنده‌گي در کشور مي‌زنند. حکومت بايد جلو يک چنين زهر پاشي‌هايي را بگيرد.

ويروس مانند ذره‌هاي راديو اکتيف از همه جا مي گذرد و به همه جا مي‌رسد. به دين، مذهب، زبان و سرزمين خاصي پيوند ندارد. کافر ومسلمان را يک سان مي‌کشد. عالمان دين مسووليت دارند تا اين مسأله را براي مردم آگاهي دهي کنند.

ما شايد در تمام اين کره خاکي مردمان بي‌مانند يا کم‌مانندي باشيم که کمتر به محيط زيست خود مي‌انديشيم. همين کابل را در نظر مي‌گيرم. گفته مي‌شود که در شهر کابل دست کم بيش از شش ميليون تن زنده‌گي مي‌کنند که روزمره به آلوده‌گي محيط زيست مي‌پردازند و علاقه‌يي هم به پاکيزه‌گي محيط زيست ندارند، اما هميشه دست آنان است و گريبان شهرداري.

آب آلوده و بويناک تشناب‌ها در کوچه ها جاري است، هرچه کثافات دارند در کوچه مي‌ريزند.

در فاتحه خواني‌ها که به مسجد مي‌رويم رفتن با کفش‌ها به مسجد را نشانه بزرگي خود مي‌دانيم. هنگام نماز کفش‌ها پيش روي مان، يا کنار مان يا هم کنار پنجره‌هاي مسجد. در بهترين صورت در درون شماري مسجدها روک‌هايي ساخته اند و کفش‌ها آن جا مي‌گذارند. وزارت حج  و اوقاف بايد اين مشکل را در مسجدها حل کند.

يک راه ديگرهم است، اگر تصميم گيريم که ديگر در مسجد کفش دزدي نکنيم، اين مشکل خود به خود از ميان بر مي خيزد. جايي خوانده بودم که کسي از داکتر شريعتي گفته بود: دوست دارم با کفش‌هايم در خيابان‌ها گام بزنم و به خدا بيينديشم تا اين که در مسجد نماز بخوانم و به کفش‌هايم بينديشم.

ما به گونه منظم با کشف هاي آلوده خو ش محيط مسجد را نيز آلوده مي‌سازيم. در دفترها و خانه‌هاي مان نيز با کفش‌ها مي‌رويم تا بزرگي خود را نشان داده باشيم!

هنوز بغل کشي وسه بوسه گرفتن برجاي خودش است. اگر به کسي دست ندهي حتا آموزش ديده‌ها هم ناراحت مي‌شوند.

در دو دهه گذشته چيز ديگري را که مردم از دست دادند، اعتماد است. حال گويي اعتماد به يک واژه گم شده بدل شده است. کاش مردم خود بتوانند با ايجاد گروه‌هاي نظارت از محيط زيست و آگاهي دهي در امر مبارزه با ويروس کرونا سهم مؤثري داشته باشند. چنين گروه‌هايي را مي‌شود در هر محل و گذر ايجاد کرد. به همين گونه در ولايت‌ها و ولسوالي‌ها.

اين مصيبت در حالي گريبان گير کشور است که فقر استخوان سوز و بيکاري شهروندان را در وضعيت بدي قرار داده است. پاسداري خود و خانواده در برابر کرونا هزينه‌بردار است. هزينه‌هاي اضافي را برخانواده ها به وجود آورده است. ما بيشتر مردم کوتاه نظر و استفاده جويي هستيم، حتا در بدل بدبختي ديگران مي‌خواهيم به سود خود برسيم. همين که تا موارد مشکوک به کرونا و موارد مثبت آن از رسانه‌ها بلند شد، قيمت مواد خوراکي به گونه سرسام آوري بالا رفت. احتکار کننده‌گان با استفاده از وضعيت به احتکار مواد خوراکي پرداختند. يا هم فروشنده‌گان خود قيمت‌ها را بالا بردند. چنين چيزي  هم چنان ادامه دارد. هرچند تلاش‌هاي نماديني صورت گرفته، اما بايد حکومت متوجه نرخ ها و کمبود مواد خوراکي در کشورباشد.  مي‌ترسم که اهل احتکار کفن و سنگ گور را هم احتکار کنند. ما کشوري هستيم با تاريخ پنج هزارساله، امپراتوري شکن، غيرت‌مند، جنگ‌جو، شير دشمن خوار، اما گرسنه، تهي دست که حتا نان خود را هم نمي‌توانيم تهيه کنيم. تا به دسترخوان خود نگاه مي‌کنيم سيماي پاکستان، ايران، چين و کشورهاي ديگر را مي‌بينيم.  با اين حال گاهي چنان در مورد خود و کشور خود دست‌خوش مبالغه مي‌شويم که گويي خداوند اين جهان را براي گل روي افغانستان پديد آورده است.

مبارزه در برابر کرونا به هزينه و امکانات دارويي و تخنيکي زياد نيازمند است. چيزي که در اين حکومت اين ظرفيت نيست. هنوز جايي شنيده نشده است، همان‌هايي که با پول‌هاي باد آورده ميلياردها دالر را در اين سال‌ها تاراج کرده اند پولي در زمينه پرداخته باشند. کاش يک حکومت قوي و حساب ده وجود مي‌داشت تا همه جايدادهاي زمين خواران، دزدان مدرن، گروه‌هاي مافياي قاچاق‌چيان مواد مخدر، مواد کاني و …. مصادره مي‌شد و درمبارزه برضد کرونا استفاده مي‌شد. شرکت‌هاي مخابراتي و شرکت‌ها نفت و گار غول‌هاي تاراج اند که بايد جريمه شوند. فهرست چنين افرادي بسيار روشن است. چه خوب است که غني و عبدالله در گام نخست چنين کاري را از اطرفيان خود آغاز کنند. براي آن که چنين افرادي به دور اين دو محور گرد آمده اند.

گذشته از کويد 19 ما با کروناي پسا انتخاباتي نيز رو به رو هستيم. يک بحران سياه سياسي کشور را فرا گرفته است. ظاهراً نه داکتر غني ونه هم داکتر عبدالله از موضع خود نمي‌گذرند. راه سوم چه باشد، کس نمي‌داند.

اين امر خود کشنده‌تر از کروناست. ديدار وزير خارجه امريکا با غني و عبدالله نتيجه‌يي در پي نداشت. او برخلاف جان‌کيري با دستان خالي برگشت. ظاهراً امريکا بيش‌تر از هرزمان ديگر نسبت به وضعيت افغانستان عصباني است. پمپيو شايد پيش از رسيدن به امريکا در طياره اعلاميه صادر کرد و کمک يک ميليارد دالري امريکا را قطع کرد. چيزي که فکر مي‌‌شود که امريکا پيش از پيش به اين تصميم رسيده بود. شايد هم امريکا در تلاش پياده کردن برنامه خود است. غني را زير فشار قرار داده است تا به خواست امريکا گردن نهد. طالبان در چنين وضعيتي يک گام هم به سوي حکومت براي گفت‌وگو و صلح نخواهد برداشت.

براي غني هم ادامه وضعيت ممکن نيست. هنوز برخي از جزييات تفاهم‌نامه امريکا- طالبان روشن نيست. شايد حکومت موقتي به‌شمول طالبان در راه باشد. به هر حال شکستن اين بن بست براي امريکايي‌ها بسيار مهم است.

طالبان هم چنان به حمله‌ها ادامه مي‌دهند. حکومت در گير کش و گير دروني. با وجود که وزارت صحت‌عامه از آماده‌گي ها خود سخن مي‌گويند، اما اين آماده‌گي‌ها به همان مي‌ماند که بخواهيم با بسته‌هاي خس و خاشاک مسير سيلاب را سد کنيم. حال ما مانده ايم مثلث برمودايي کرونا، بحران سياسي، فقر به اضافه بي اعتنايي و بي‌خبري مردم در برابر بيماري کرونا. مقام‌ها گاهي چنان سخن مي‌گويند که همان مثل مردمي ياد آدم مي‌آيد: دنيا را آب بگيرد، مرغابي را تا به زانو، اما اين مثل را اين روزها بايد اين گونه نوشت: افغانستان را خون بگيرد، لاش خواران سياسي افغانستان را تا به زانو.

لینک اصلی: http://www.armanemili.com/posts/25275

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از روزنامه آرمان ملی

آخرین خبر ها:

Loading