بازتاب نیوز

 عوامل بحران مدیریت و راه‌های حل آن در افغانستان

١٣ جوزا ١٣٩٩ روزنامه هشت صبح

افغانستان منابع عظیم زیرزمینی به صورت تخمینی حدود ۳۰۰۰ میلیارد دالر، منابع آبی فراوان حدود ۷۵ میلیارد متر مکعب آب در سال، میلیارد‌ها دالر کمک مالی از طرف سازمان‌های بین‌المللی و کشور‌‌های توسعه‌یافته، موقعیت عالی جیو‌پولتیک و جیو‌اکانومیک را در منطقه دارد. هریک از منابع فوق‌الذکر به تنهایی می‌تواند عامل پیش‌رفت و توسعه هر کشوری باشد. مثلاً کشور‌های چین، جاپان، کوریای جنوبی و سنگاپور فاقد منابع مهم انرژی‌اند، اما با تکیه بر منابع انسانی به رشد فوق‌العاده‌ای رسیده‌اند. استرالیا با تکیه بر محصولات کشاورزی و دام‌پروری خود، مسیر رشد و توسعه را هموار ساخته است. به همین ترتیب یک تعداد کشور‌های دیگری با داشتن مزیت نسبی و مطلق در تولید بعضی محصولات و خدمات، وضعیت را تغییر داده‌اند. اما افغانستان با وجود داشتن چنین منابع سرشار، هنوز هم از لحاظ اقتصادی، سیاسی و نظامی وابسته به منابع مالی دیگر کشورها است. هنوز هم جنگ، نا‌امنی، فقر، بی‌کاری گسترده، کمبود مسکن، کمبود غذا، کمبود آب آشامیدنی، کمبود خدمات صحی، کسر تجاری و صدها مشکل دیگری دامن‌گیر افغانستان است. به نظر می‌رسد مشکل افغانستان کمبود منابع نبوده، کمبود نیروی انسانی نبوده و کمبود منابع آبی نیست، بلکه مشکل از لحاظ مدیریتی در تشکیلات کشور اعم از مدیریت کلان و مدیریت خرد بوده که باعث بحران مدیریت شده است.

به وجود آمدن شرایط غیر‌معمول یا غیر‌متعارف در جریان حرکت یک سیستم یا نظام مثلاً حالت اضطراری حکومت به جای روند طبیعی قانون اساسی و یا هر نوع بی‌ثباتی که به تغییرات اساسی منجر شود را به نام بحران یاد می‌کنند. کلارک، بحران را رویدادی بدون برنامه می‌داند که باعث وارد آمدن صدمه یا حتا مرگ کارکنان در سازمان، عام مردم، ورشکسته‌گی و ایجاد وقفه در عملیات سازمان شده و خسارات فزیکی و محیطی را به دنبال داشته و جایگاه سازمان و تصور عامه را نسبت به آن خدشه‌دار می‌کند. بحران‌ها در یک اداره می‌تواند تدریجی باشد و یا ناگهانی، و در هر‌دو حالت صدمه جدی را بر بقا و بر بنیه اداره وارد می‌کند. به همین ترتیب بحران مدیریت عبارت از ناکارایی سیستم اداری، ناهم‌آهنگی میان گروه‌های مدیریتی، بی‌کفایتی مجریان، ضعف اهلیت کاری، برنامه‌ریزی نادرست، مشکلات سازمان‌دهی منابع، نظارت و کنترل ضعیف محیط اداره است. به عبارت دیگر بحران مدیریت عبارت از جریانی است که در آن سازمان عمل‌کرد و فعالیتش را به صورت نادرست، غیر‌موثر و با واقعاتی که برای سازمان تهدید‌کننده است، انجام می‌دهد. بحران مدیریت در نتیجه مدیریت نامعقول و تصامیم غلط در یک سازمان کوچک یا سطح ملی و بین‌المللی می‌تواند به وجود بیاید.

بحران می‌تواند ناشی از عوامل محیط بیرونی اداره نظیر حوادث طبیعی، نوسانات اقتصادی، نوآوری در تکنولوژی و بی‌نظمی‌های حقوقی و سیاسی باشد و یا ناشی از عوامل محیط داخلی اداره نظیر درجه تمرکز مدیریت، بی‌کفایتی مدیران ارشد، کمبود تجربه و نگرش مدیریتی و… باشد.

افغانستان طی چهار دهه اخیر با انواع مختلف بحران‌ها از قبیل بحران‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، هویتی و مشروعیت روبه‌رو بوده است. به نظر می‌رسد سرچشمه همه‌ی این بحران‌ها در کشور، بحران مدیریت بوده است. چالش بحران مدیریت، باعث توسعه نیافته‌گی، ضعف حاکمیت قانون، عدم تحکیم دموکراسی و سرانجام ضعف حکومت‌داری خوب در افغانستان شده است.

عوامل ذیل می‌تواند در بحران مدیریت کشور نقش داشته باشد: سیاست‌زده‌گی مسایل عمومی کشور، موجودیت تشکیلات موازی در یک تعداد ادارات، سیستم اداری متمرکز، نبود هم‌آهنگی لازم میان قوای ثلاثه کشور در اخذ تصامیم ملی و تطبیق تصامیم متذکره، ضعف حاکمیت قانون در کشور، از لحاظ جامعه‌شناسی سیاسی موجودیت شکاف‌های قومی، مذهبی، زبانی در کشور، بی‌اعتمادی میان دولت و مردم، نبود هم‌آاهنگی لازم میان دولت، جامعه مدنی و سکتور خصوصی در بعضی موارد اساسی، رقابت کشور‌ها بر سر مسایل افغانستان، نبود پالیسی ملی، وجود اختلاف دیدگاه‌ میان متخصصان و سیاسیون کشور در موضوعات کلان، بی‌توجهی مدیران به پرنسیب‌های مدیریت اخلاق در بعضی ادارات، ضعف در قسمت جلب و جذب اشخاص براساس تخصص و شایسته‌گی در بعضی ادارات، محبوبیت شخصی فدای مسوولیت اداری شدن، نبود شاخص‌های لازم غرض ارزیابی عمل‌کرد مدیران ادارات عامه، عوام‌زده‌گی و چند‌پیشه‌گی مدیریت در ادارات عامه کشور. با توجه به نکات فوق، بحران در مدیریت کلان و خرد ادارات عامه کشور همیشه اتفاق افتاده است.

بیرون‌رفت از معضل بحران مدیریت در کشور و افزایش کارآمدی ادارات عامه، ضرورت شیوه‌هایی را می‌نماید تا روی دست گرفته شده و تطبیق گردد. بنابراین برای حل بحران مدیریت در کشور، موارد ذیل اصلاح، توسعه و مورد توجه جدی قرار داده شود: ۱٫ دولت باید اصول اساسی حکومت‌داری خوب (حاکمیت قانون، شفافیت، مشارکت، مسوولیت‌پذیری، حساب‌دهی و عدالت) را مورد رعایت قرار دهد؛ ۲٫ روی دست گرفتن اصلاحات سراسری در پالیسی‌ها و ادارات عامه کشور که مطابق شرایط عینی جامعه بوده، قابلیت تطبیق را داشته و پاسخگوی نیازمندی‌های شهروندان باشد؛ ۳٫ توجه جدی به اصول اساسی مدیریت یعنی اصل تخصص، تقسیم کار، سلسله‌مراتب اداری، استخدام کارمندان بر اساس شایسته‌گی، تجربه، اختیار و مسوولیت، انضباط و احترام به قانون، وحدت فرمان‌دهی، وحدت مدیریت، عدالت و برابری، نظم و ترتیب، عدم ترجیح منافع شخصی بر منافع جمعی و ایجاد روحیه هم‌بسته‌گی میان کارکنان در ادارات عامه کشور؛ ۴٫ تشکیل کمیته و شورای مشورتی در کشور غرض شناسایی انواع بحران و ارایه راه حل‌های عملی برای جلوگیری از آن‌ها؛ ۵٫ تدویر برنامه‌ها و ورکشاپ‌های معلوماتی پیرامون موضوعات بحران‌ساز و نحوه مدیریت بحران از طریق ارتباطات، هم‌آهنگی و کنترل در ادارات عامه کشور؛ ۷٫ ایجاد فرهنگ مسوولیت‌پذیری و پاسخگویی میان کارمندان ادارات عامه؛ ۸٫ بسیج ملی گروه‌ها و فراخوان همه‌گانی در کشور؛ ۹٫ حکومت باید پالیسی‌های ملی (اقتصادی، سیاسی و نظامی) را تدوین کند و ادارات عامه کشور دورنما، ماموریت، اهداف و پالیسی‌های‌شان را در جهت رسیدن به اهداف پالیسی بزرگ ملی توسعه دهند؛ ۱۰٫ توجه جدی به نقش و استقلال قوای ثلاثه کشور (قوه مقننه، قوه قضاییه و قوه اجراییه) در موضوعات ملی؛ ۱۱٫ توجه کارمندان به فرهنگ و ارزش‌های اسلامی، انسانی و اخلاق اداری‌؛ ۱۲٫ به راه انداختن پژوهش در بخش‌های مختلف جامعه و شناسایی مهم‌ترین معضلات (ناامنی، فقر، بی‌کاری، مهاجرت‌ها، فرار مغز‌ها، افزایش قیمت‌ها‌، اعتیاد، کمبود سواد، مشکلات محیطی، فساد اداری، فساد اخلاقی، کمبود آب آشامیدنی، کمبود خدمات صحی و…) که ثبات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی کشور را تهدید می‌کنند و ترتیب پالیسی‌های عامه کار‌‌ساز در عرصه‌های متذکره، قراری که در ماده پنجاهم قانون اساسی نیز تذکر رفته است: «دولت باید تدابیر لازم را از طریق مکانیزم‌ها و پالیسی‌ها غرض ایجاد اداره سالم و ثبات اداره عامه کشور روی دست گیرد».

برنامه‌های اثربخش مدیریت بحران از نظر میرز و هولو شا عبارت‌اند از: اقدامات راهبردی، اقدامات ساختاری و فنی، اقدامات مربوط به شناسایی و ارزیابی، اقدامات ارتباطی، اقدامات روانی و فرهنگی‌. بنابراین موفقیت در مدیریت بحران به اداره اثربخش افراد و گروه‌هایی که برای کنترل بحران بسیج شده‌اند از یک سو و برقراری ارتباطات اثربخش برای اثر‌گذاری بر نظر عامه مردم از سوی دیگر، بسته‌گی دارد. برای جلوگیری از بحران باید توجه جدی به مدیریت بحران داشت. مدیریت بحران شامل فرایندی است برای پیش‌گیری از بحران و یا به حداقل رساندن اثرات آن به هنگام وقوع؛ این فرایند باید بدترین وضعیت‌ها را برنامه‌ریزی و سپس روش‌هایی را برای اداره و حل آن جست‌وجو کند.

منابع و مآخذ:
  • ۱٫ محمدی، سخی، اداره عامه، چاپ انتشارات عرفان.
  • ۲٫ غیور، مژگان و بهروز بهادری، نگرشی جامع بر اصول و مفاهیم مدیریت، چاپ، کهنمویی‌زاده، ۱۳۹۰٫
  • ۳٫ رحمانی، علی‌جان، مدیریت بحران افغانستان، چاپ بقیع، ۱۳۹۱٫
  • ۴٫ رضاییان، علی، اصول مدیریت، سازمان چاپ و انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۵٫
  • ۵٫ بیرودیان، نادر، مدیریت بحران، چاپ دانشگاه، ۱۳۸۵٫
  • ۶٫ ایران‌نژاد پاریزی، مهدی، اصول و مبانی مدیریت در جهان معاصر، چاپ حدیث، ۱۳۹۰٫
  • سجادی، دکتور سیدعبدالقیوم، جامعه‌شناسی سیاسی، موسسه تحصیلات عالی خاتم‌النبیین، ۱۳۹۱٫
  • لینک اصلی: https://8am.af/factors-of-management-crisis-and-ways-to-solve-it-in-afghanistan/

    بازکردن لینک اصلی

    بیشتر بخوانید از روزنامه هشت صبح

    آخرین خبر ها:

    Loading

    Warning: Unknown: write failed: Disk quota exceeded (122) in Unknown on line 0

    Warning: Unknown: Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct (/tmp) in Unknown on line 0