بازتاب نیوز

نکاتی پیرامون صلح با طالبان؛ ادغام و سازگاری

١٠ سرطان ١٣٩٩ روزنامه هشت صبح

مقدمه

نزدیک به دو دهه «قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان» که در نتیجه کنار زدن طالبان از قدرت ایجاد و تصویب شد، در کشور حاکم است. از برجسته‌گی‌های این قانون اساسی، توجه به حقوق و آزادی‌های فردی است؛ موردی که مرز مناقشه مذاکرات صلح میان جمهوری اسلامی و امارت طالبانی دانسته می‌شود. پشتی‌بانی از حقوق و آزادی‌های فردی در هر جامعه، قوای حافظ حاکمیت قانون است؛ آن‌چه تا کنون در افغانستان مسأله بوده است. با مطالعه این مسأله، رد پای طالبان، فساد نظام‌مند در نظام و ضعف قانون‌گذار در قانون‌گذاری دقیق و تخصصی را می‌توان از عوامل اصلی تضعیف‌کننده حاکمیت قانون دانست. بنا بر این، صلح با طالبان فرصتی برای بازنگری و تقویت حاکمیت قانون نیز است.

حالا که طالبان و حکومت در مسیر صلح به پیش‌رفت‌های دست یافته‌اند؛ مسأله‌ای مهم‌تر، چگونه‌گی وارد کردن عناصر طالبان در جامعه‌ای است که در جریان دو دهه در آتش جنگ آن‌ها سوخته است. برنامه ادغام و سازگاری به دنبال راه‌کارهای جهت زیست مسالمت‌آمیز سربازان و رهبران طالبان در جامعه و بالا بردن میزان پذیرش آن‌ها از سوی جامعه در پس از صلح و جلوگیری از بازگشت آنان به سنگر جنگ است. این‌که چطور می‌توان عناصر طالبان را در جامعه ادغام و میان آن‌ها و شهروندان سازگاری ایجاد کرد؟ این‌که عدم توجه به این موضوع چه عواقب منفی به دنبال خواهد داشت؟ سوال‌های است که در ادامه به آن‌ها پاسخ تحلیلی-نظری ارائه شده است.

ادغام در جامعه و ایجاد سازگاری

ندای صلح بعد از دو دهه جنگ برای مردم نویدبخش است. برای دست‌یابی به صلح پایدار، طرف‌های صلح باید برنامه ادغام و سازگاری را پیش‌بینی و اجرا کنند که عدم آن، نتایج منفی قابل پیش‌بینی و غیرقابل پیش‌بینی خواهد داشت.

برنامه‌ریزی برای صلح و پساصلح

برنامه ادغام و سازگاری می‌تواند در دو مرحله: قبل از امضای صلح‌نامه و در جریان مذاکرات بعد از آن مورد توجه قرار گیرد.

در مرحله قبل از امضای صلح‌نامه، طالبان تحت فشار قرار دارند؛ چون، ادامه جنگ آن‌ها با حکومت افغانستان با مبانی جنگ آن‌ها (جهاد علیه امریکا) پس از توافق‌نامه‌ای که با امریکا امضا کردند مغایرت دارد. ادامه جنگ از سوی طالبان، برنامه ادغام و سازگاری را به چالش می‌کشد. بنا بر این، رهبران طالبان باید حسن نیت و تعهدشان را نسبت به صلح پایدار با اعلام آتش‌بس و تسریع روند مذاکرات نشان دهند.

در مرحله مذاکره و بعد از امضای صلح‌نامه، حکومت افغانستان و رهبران طالبان به شمول شخصیت‌های بین‌المللی در موارد زیر باید به طور مشترک همکاری کنند:

  • پیش‌بینی برنامه‌ «ادغام و سازگاری» و شرایط پشتی‌بان و محقق‌کننده آن در صلح‌نامه
  • خلع سلاح شدن سربازان طالبان؛ اگر چه طرح این ایده احتمالاً با مخالفت رهبران طالبان مواجه خواهد شد اما تا سربازان طالبان خلع سلاح نشوند، روند ادغام و سازگاری با موفقیت همراه نخواهد بود. حتا اگر بازهم شرایط طوری پیش‌آید که سربازان طالبان با سلاح و قلم، صلح‌نامه را امضا کنند و وارد جامعه شوند؛ شهروندان در کنار آن‌ها صلح و امنیت را احساس نخواهند کرد.
  • تدویر برنامه‌های آموزشی و آشناسازی به سربازان طالبان با موضوعات مختلف از جمله: قوانین، اجتماع، محیط و فرهنگی که در جریان بیست سال دوری آن‌ها روابط مردم و کارکرد جامعه را شکل داده است.
  • تشخیص و تداوی آن عده از سربازان طالبان که دارای حالت خطرناک و اختلالات روانی جرم‌زا هستند. این امر از افزایش نرخ جرایم در کشور در پساصلح تا حدودی جلوگیری خواهد کرد.
  • به کارگماشتن سربازان خلع سلاح شده طالبان؛ با تحقق صلح، حکومت افغانستان باید اقدام به کارآفرینی برای سربازان طالبان مثل کشاورزی و … کند. اگرچه این امر (اولویت دادن به سربازان طالبان در کسب شغل) به شدت غیرعادلانه و تبعیض‌آمیز است اما برای دست‌یابی به صلح پایدار، حکومت و شهروندان افغانستان ناچار اند تا این قربانی را نیز بدهند.
  • کمک‌های مختلف‌ به قربانیان جنگ و تحقیق و محاکمه آن عده از عناصر طالبان، حکومت و نیروهای خارجی که مرتکب جرایم جنگی و نقض‌های حقوق بشری در افغانستان شده‌‌اند.
نبود برنامه برای صلح و پساصلح

اگر حکومت و رهبران طالبان برای ادغام کردن سربازان طالبان در جامعه و ایجاد سازگاری میان شهروندان و آن‌ها برنامه‌ای طرح نکنند، عواقب منفی قابل پیش‌بینی و غیرقابل پیش‌بینی به دنبال خواهد داشت که مهم‌ترین آن‌ها عبارت از: برچسب‌زنی، افزایش نرخ جرایم، پیوستن سربازان طالبان به گروه‌ها و سازمان‌های ضد دولتی و جرمی خواهد بود.

برچسب‌زنی و افزایش نرخ جرایم در کشور

واژه‌های «طالب» و «طالبان» قبل از صلح اشاره به گروه ضد دولت افغانستان دارد؛ در بعد صلح برچسبی خواهد بود بر جبین سربازان و رهبران طالبان؛ برچسپی که مسوولیت دو دهه جنگ، کشتار، عقب‌مانده‌گی، بی‌سوادی یک نسل و… را بر دوش آن‌ها می‌گذارد. این برچسب‌زنی در نهایت روند ادغام و سازگاری خودبه‌خودی (بدون برنامه) عناصر طالبان در جامعه را به چالش کشیده و منجر به ادامه تنش‌ها خواهد شد که از نتایج آن افزایش نرخ جرایم؛ به ویژه جرایم قتل و ضرب و جرح خواهد بود. مسأله انتقام شخصی نیز نباید از نظر افتد. با این حال، به محکمه کشانیدن سربازان طالبانی که دو دهه به خاطر جرایم قتل و ضرب و جرح حتا مورد سوال هم قرار نگرفته‌اند، برای حکومت پساصلح همراه با تردید خواهد بود.

پیوستن سربازان طالبان به گرو‌ه‌ها و سازمان‌های ضد دولتی و جرمی

ادغام نشدن و عدم پذیرش سربازان طالبان در جامعه باعث می‌شود تا آن‌ها نتوانند در جامعه شغل پیدا و با مردم روابط سالم برقرار کنند؛ مخصوصاً وقتی که سربازان طالبان به مدت ۲۰ سال از تعلیم و تربیت دور بوده‌اند و هیچ آموزش و مهارتی لازم جهت به دست‌آوردن شغل قانونی کسب نکرده‌اند. برعکس، آموزش نظامی و مهارت‌های استفاده از سلاح، بمب‌گذاری، ساخت ماین و … کسب کرده‌اند که چانس آن‌ها را برای جذب در سایر گروه‌ها و سازمان‌های ضد دولتی و جرمی افزایش می‌دهد. در این وضعیت، پرچسب‌زنی (قبلاً بیان شد) به عنوان رانش‌گر جهت جذب سربازان طالبان در گروه‌ها و سازمان‌های ضد دولتی و جرمی عمل خواهد کرد؛ مخصوصاً با در نظر داشت این موضوع که سربازان طالبان به گزارش منابع موثق در تولید و قاچاق مواد مخدر و منابع طبیعی سابقه دارند. بنا بر این، ضروری است تا رهبران طالبان و حکومت افغانستان به این مسایل توجه و برنامه داشته باشند.

خلاصه

حاکمیت قانون جهت پاسداری از صلح پایدار حتمی است. رهبران طالبان و حکومت افغانستان با تدوین برنامه ادغام عناصر طالبان در جامعه و ایجاد سازگاری میان آن‌ها و شهروندان می‌توانند حاکمیت قانون و صلح پایدار را در پساصلح تضمین کنند. از لوازم ادغام و ایجاد سازگاری: اعلام آتش‌بس قبل از امضای صلح‌نامه، خلع سلاح شدن سربازان طالبان، تدویر برنامه‌های آموزشی و آشناسازی برای سربازان طالبان، تشخیص و تداوی آن عده از سربازان طالبان که دارای حالت خطرناک و اختلالات روانی ‌جرم‌زا هستند، کارآفرینی برای سربازان طالبان و کمک به قربانیان جنگ و محاکمه مجرمین جنگی است. عدم توجه به این موضوع، عواقبی از جمله: برچسب‌زنی و افزایش جرم در کشور و جذب شدن سربازان طالبان در سایر گروه‌ها و سازمان‌های ضد دولتی و جرمی خواهد داشت. چون، آموزش‌ها و مهارت‌های نظامی آنان و سابقه ارتباط آن‌ها با گروه‌ها و سازمان‌های ضد دولتی و جرمی چانس‌ جذب آن‌ها را بیش‌تر می‌کند. این امر تهدید و تضعیف‌گر حاکمیت قانون و صلح پایدار در پساصلح خواهد بود. بنا بر این، از ضرورت‌های صلح پایدار با طالبان توجه و برنامه‌ریزی به مسأله ادغام و ایجاد سازگاری است.

لینک اصلی: https://8am.af/tips-on-peace-with-the-taliban-integration-and-compatibility/

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از روزنامه هشت صبح

آخرین خبر ها:

Loading

Warning: Unknown: write failed: Disk quota exceeded (122) in Unknown on line 0

Warning: Unknown: Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct (/tmp) in Unknown on line 0