بازتاب نیوز

طالبان و القاعده، زالوهایی با پیوند عمیق و در هم تنیده

١٥ اسد ١٣٩٩ خبرگزاری رشد

خبرگزاری رشد – کابل: گسست روابط طالبان با القاعده قبل از اینکه یک تعهد و پندار واقعگرایانه باشد بیشتر به یک فکاهی تلخ می‌ماند که تمرکز ذهن را در این مورد آزار دهنده و با تلخ کامی مواجه می‌سازد، هسته گزاری سازمان القاعده از دوران جهاد افغانستان به صورت هدفمندانه و استراتژیک در کشور بذر افشانی گردید، در آن دوران، مجاهدین افغان در تنگنای زاویه محدود جهان بینی قرار داشتند که آن هم از زاویه دینی صرفا در محدوده جغرافیای افغانستان قابل رویت بود، بن لادن از آن زمان در کنار مجاهدین به فعالیت آغاز کرد، افراد وی از میان افغان‌ها و تندروان اسلام گرای سائر کشورها قلمرو افغانستان را به عنوان بخشی از جغرافیای تحت تسلط خویش جزء مایملک فعالیت‌های تروریستی شان بر علیه دنیای غرب می‌پنداشتند، حضور هسته‌های اولیه این سازمان زیر چتر « جهاد» در افغانستان چنان باورمندانه و هدفمند بود که آنان بعد از ختم جهاد و شکست روس‌ها نیز در افغانستان باقی ماندند و بعد از آن حیطه‌ی پندار شان مبتنی بر حذف و ایجاد نا امنی در جهان غرب به خصوص آمریکا سایه گسترانید. حضور دوام‌دار القاعده منجر به سربازگیری بیشتر آنان از میان مردم افغانستان شد تا زمانی که طالبان از مجرای میله تفنگ به تسلط بیش از ۹۰% خاک افغانستان دست یافتند، القاعده بعد از پاکستان بزرگترین حامی مالی و نظامی این گروه به حساب می‌آمد که از نقش تأثیر گزاری در پیروزی طالبان برخوردار بودند، متقابلا طالبان نیز به سازمان القاعده خدمات قابل جبران ارائه کرد، امارت خود خوانده آنان که نوپا بود و بر پایه میله‌ی تفنگ در افغانستان مستقر گردیده بود در روابط داخلی و بین المللی اش دچار مشکل بود، کشورهای جهان به دلیل عدم تعریف آنان از نوعیت نظام شان و چگونگی ارتباط با جامعه ملل، از به رسمیت شناختن حکومت طالبان معذور بودند، در داخل افغانستان هم یگانه عنصر کارایی آنان ایجاد ترس و وحشت بود که مردم را به زور وادار به تمکین می‌کردند، با این حال از دید خرد و سیاستگری مدرن، حکومت طالبان از عناصر حمایت داخلی و بین المللی تهی بودند، این گروه در زمان حاکمیت شان در تقابل دو وجهی با مردم افغانستان و جهان قرار داشت، با این حال از این امر نیز غافل نبودند که تقابل با جامعه ملل به معنی ختم حاکمیت شان قلمداد می‌گردد، ۱۹ سال قبل وقتی که آمریکا از طالبان خواست تا بن لادن را به دلیل حمله بر ساختمان تجارت جهانی که در آن بیش از چهار هزار نفر کشته شد به آمریکا تحویل دهد، این گروه با تمرد و عصیانگری به خواسته‌ی آمریکا جواب رد داد. رهبران طالبان، القاعده و طالبان را دو دست در یک پیکر می‌دانستند که حتی تا مرز یک «قمار عاشقانه» پیش رفتند و امارت نوپای شان را به گل روی بن لادن در این قمار باختند، سازمان القاعده در حکومت طالبان چنان از جایگاه مهم و مستحکم برخوردار بودند که به مثابه «دولت در درون دولت» بود و از اردوگاه، میدان هوایی، و پایگاه‌های آموزشی متعدد برخوردار بود در تصمیم گیری‌های مهم حکومت طالبان سهم داشتند و به مثابه یک قدرت بلامنازع در جغرافیای افغانستان یکه تازی می‌کردند، بعد از برچیدن حاکمیت طالبان و آغاز جنگ‌های پارتیزانی، القاعده همچنان رابطه غیر قابل گسست شان با این گروه را به صورت پنهانی روی دست گرفتند، در گزارش اخیر ناظران سازمان ملل که پیرامون همکاری القاعده و طالبان تحقیق و بررسی گردیده آمده است که « القاعده به طور پنهانی در افغانستان فعال بوده و با طالبان روابط نزدیکی دارد، هم اکنون سازمان القاعده در ۱۲ ولایت افغانستان فعالیت دارد که بیشتر فعالیت‌های شان در ولایات هم مرز با پاکستان متمرکز است» بر اساس این گزارش رهبران القاعده و طالبان به طور منظم دیدار می‌کنند که در یکی از این دیدارها حمزه بن لادن قبل از مرگ اش نیز شرکت کرده بود، ایمن الظواهری امیر القاعده با رهبران ارشد شبکه حقانی نیز در فبروری سال جاری دیدار داشت. در سپتامبر سال گذشته رهبر القاعده در شبه قاره هند که به عنوان رابط الظواهری در ولایت هلمند نیز فعالیت داشت در عملیات مشترک نیروهای آمریکایی و افغان به قتل رسید که فعالیت این شخص، در جغرافیای تحت کنترل طالبان و تحت حفاظت آنان صورت می‌گرفت، بنا به بر آورد سازمان ملل، القاعده در افغانستان و پاکستان حدود ۵۰۰ نیروی فعال مسلح دارد که روابط آنان از طریق ازدواج‌ها و ایجاد روابط خویشاوندی از دهه‌های زمان جهاد آغاز گردیده بود، ماهیت و تشکلات ایدئولوژیکی گروه طالبان بر پایه و اساس باورهای بنیادگرایی وهابیت و دیوبندیسم تهداب گزاری شده است، این گروه، منهای باورهای بنیادگرایی، مساوی به صفر است همین جوهره تلخ شان باعث گردیده است تا همنوعان شان از سراسر جهان را به سوی خود جذب نمایند، مبتنی بر این مورد، سائر گروههای تروریستی نیز با طالبان ارتباط دارند، لشکر طیبه و جیش محمد که از تروریستان تحت حمایه پاکستان است و هند را هدف قرار می‌دهند هم اکنون هزاران جنگجوی فعال در افغانستان دارند، همینطور اویغورها و تروریستان آسیای میانه حضور فعال در قلمرو تحت کنترل طالبان دارند. با وجود روابط تنگاتنگ و حمایت مالی وصف ناپذیر سازمان القاعده از طالبان، پاکستان از حامیان درجه اول این گروه همواره دست شفقت و محبت نوازی در قبال طالبان داشته است، این گروه در خصوص جذب نیرو و تأمین بودجه، تسلیحات و مهمات هیچ مشکلی ندارند، چون در کنار حمایت‌های مالی القاعده و پاکستان، بعضی از کشورهای حوزه خلیج نیز به آنان بودجه و امکانات فراهم می‌کنند، جانشین ملاعمر بارها از ابوظبی و بحرین دیدار کرده است، لذا پندار گسست روابط القاعده و طالبان با وجود درهم تنیدگی‌های یاد شده، غیر قابل قبول و به دور از خرد و مفکوره سیاسی سیاستگران فعال می‌باشد، با وجود واقعیت‌های فوق، آیا دولت ترامپ این حقایق را نا دیده گرفته و به خروج نیروهای نظامی از افغانستان طبق برنامه امضا شده با طالبان ادامه خواهد داد، اگر واقعا چنین باشد به نظر می‌رسد که آمریکا تلخ ترین تاریخ حضور همکاری‌های خویش با کشورهای جهان را تجربه خواهد کرد تلخی ماجرا از آن نشأت می‌گیرد که حکومت پریزدینت ترامپ بدون سنجش واقعیت‌های موجود و پیامد چنین اقدام، محاسبات سیاسی آمریکا را به سخره گرفته و متناسب به سلیقه‌های شخصی اش نا خواسته به یک ننگ تاریخی تن می‌دهد؛ لذا انتظار می‌رود که دولت بعدی آمریکا در سیاست‌های تعریف شده اش در قبال افغانستان بازبینی جدی نموده و به تعامل بیشتر با دولت کابل بپردازد. نوشته طالبان و القاعده، زالوهایی با پیوند عمیق و در هم تنیده اولین بار در خبرگزاری رشد. پدیدار شد.

لینک اصلی: https://www.roushd.com/طالبان-و-القاعده،-زالوهایی-با-پیوند-عم/

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از خبرگزاری رشد

آخرین خبر ها:

Loading