بازتاب نیوز

راه دشوار طالبان برای صلح؛ از دوستی با القاعده تا سرنوشت «جهاد»

٢١ اسد ١٣٩٩ جمهور نیوز

راه دشوار طالبان برای صلح؛ از دوستی با القاعده تا سرنوشت «جهاد»
آسوشیتدپرس گزارش داده که جابه‌جایی در سطح رهبری طالبان یک بحران جدی را در میان رهبری این گروه به ویژه دفتر قطر به وجود آورده است.

پیش از این گزارش‌ شده بود که ملا هبت‌الله آخوند‌زاده؛ رهبر طالبان دست به تغییرات مهمی در بخش‌های سیاسی و نظامی این گروه زده است.

بر بنیاد این گزارش‌ها، رهبر طالبان ۸ عضو دفتر سیاسی قطر به شمول ملا امیرخان متقی را برکنار و ۴ عضو رهبری این گروه را به جای آنان مقرر کرده است. در بخش نظامی نیز ملا یعقوب فرزند ملا ‌عمر به جای ملا ابراهیم صدر؛ فرمانده کارکشته طالبان مقرر شده است.
 
در این گزارش آمده است که اعضای دفتر قطر از میان شورای کویته، جناح سراج‌الدین حقانی و جناح ملا یعقوب تشکیل شده که بعد از رفتن ملا برادر این اختلافات و مشکلات افزایش یافت؛ چون ۸ عضو دفتر قطر به پیشنهاد ملا برادر برکنار شده‌اند. این ۸ نفر به داشتن روابط نزدیک با پاکستان نیز متهم شده‌اند.
 
این تحولات در آستانه آغاز مذاکرات سیاسی دولت برای صلح با طالبان صورت می گیرد و بی تردید، بی ارتباط به این رویدادها نیست.
 
گروه طالبان اکنون باید یک مرحله دشوار پوست اندازی در ابعاد نظامی، رهبری سیاسی و رویکردهای ایدئولوژیک را تجربه کند. عبور از این مراحل، ساده نیست و بی تردید به تشدید تنش و رقابت می‌انجامد و حتی خطر انشعاب و رویارویی های نظامی میان‌گروهی و درون‌سازمانی نیز وجود دارد.
 
۱. نظامی
در حوزه نظامی، گروه طالبان نیاز دارد تا شعله جنگ را پایین بیاورد، خشونت را به صورت مدیریت شده، قابل مهار و در ابعادی محدود، سازمان دهی کند و از اقدامات خشن و مرگباری که روند مذاکرات را با خطر رو به رو کند و بی اعتمادی نسبت به چشم انداز صلح و تعهداتی که طالبان در توافقنامه دوحه داده اند را کاهش دهد، بپرهیزد.
 
پس از توافق لویه جرگه با آزادی ۴۰۰ زندانی خطرناک طالبان و به دنبال آن، امضای حکم آزادی آنان از سوی اشرف غنی، اکنون فشارها بر طالبان به منظور کاهش خشونت و زمینه سازی برای استقرار یک آتش بس پایدار و سراسری افزایش یافته است. به بیان دیگر، طرف دولت و دیگر مخالفان طالبان اکنون استدلال می کنند که وقتی هزاران زندانی آن گروه آزاد شده و همه گام های لازم و ممکن برای ایجاد صلح و استقرار آتش بس برداشته شده، دلیلی برای ادامه خشونت و احتراز و امتناع آن گروه از آتش بس وجود ندارد.
 
بنابراین رهبران طالبان در این مرحله باید نشان دهند که قدرت لازم برای مهار عناصر جنگ طلب، فرماندهان خشونت‌گرا و نیروهای تروریست خود را دارند و می توانند به آنها لگام بزنند تا دست از خشونت بردارند. اما این امر در عمل، هرگز ساده نیست و نیازمند پرداختن هزینه های سنگین به قیمت بروز بحران، انشعاب و تنش در درون حلقات رهبری و فرماندهی آن گروه است.
 
رهبران طالبان همچنین باید ثابت کنند که با القاعده قطع ارتباط کرده اند، از تروریزم بین المللی حمایت نمی کنند و مدعای مقدس‌مآبانه «جهاد» را کنار گذاشته اند. این امر، برای کسانی که با معادلات یک بازی سیاسی، آشنا هستند، آسان است؛ اما انتقال، القا و تفهیم آن به فرماندهانی که جز جنگ و «جهاد» و مرگ و خون، مأموریتی برای خود قایل نیستند و نیز ده ها هزار ملیشه ای که برای انتحار و انفجار پرورش یافته و در مدارس مذهبی پاکستان، شستشوی مغزی داده شده اند، بسیار دشوار است.
 
۲. رهبری سیاسی
در زمینه رهبری سیاسی نیز چگونگی هدایت گروه طالبان در جریان مذاکرات با دولت، و تدوین یک دیپلماسی هوشمندانه و پیچیده برای برقراری ارتباط و درعین حال، حفظ منافع و جلوگیری از نفوذ بیگانگان با توجه به تعارض و تضاد و خصومت دیرینه ای که میان کشورهای مختلف وجود دارد و بی تردید به مسایل افغانستان هم کشیده می شود، مأموریتی بسیار سنگین و دشوار است.
 
گروه طالبان در عین حال باید در جریان این مذاکرات، رهبران جنگ‌طلب‌تر خود را از سکان هدایت آن کنار بگذارد و زمینه را برای قدرت‌گیری عناصر میانه‌رو، آشنا با معادلات سیاسی، فنون دیپلماسی و مناسبات قدرت در جامعه چندقومی افغانستان و به ویژه پس از یک فاصله ۲۰ ساله میان دوران سلطه رژيم طالبان تا امروز، فراهم سازد. این امر به یک جنگ شدید قدرت در درون آن گروه منجر می شود و در این میان، دخالت عناصر خارجی مانند آی اس آی پاکستان، امریکا و اعراب هم بر دامنه تنش و تقابل می افزاید و بحران را تشدید می کند.
 
افزون بر این، حضور نیروی بسیار قدرتمندی به نام شبکه حقانی با ارتباطات گسترده با القاعده و دسترسی وسیع به قدرت سخت افزاری در میدان جنگ، دشواری این مأموریت را دوچندان می کند و مسیر پوست‌اندازی سیاسی رهبری طالبان را پردست‌اندازتر می سازد.
 
۳. ایدئولوژيک
از همان آغاز تا امروز «جهاد»‌ در افغانستان به نحوی با آرمان برپایی «خلافت» جهانی افراط گرایان، گره خورده است. امریکا و غرب به کمک ایادی منطقه ای خود، جنگجویان جوان را از کشورهای مختلف خاور میانه برای جنگ با شوروی پیشین به افغانستان گسیل داشتند و از آن زمان تا امروز، بقایای همان نیروها به زعم خود در حال مبارزه برای دستیابی به این هدف «مقدس» هستند.
 
پس از پیروزی طالبان و استقرار رژيم امارت اسلامی در افغانستان، گروه های منطقه ای مختلف وابسته به القاعده به تبع رهبری آن گروه که در افغانستان مستقر بود، با ملا عمر به مثابه «امیرالمؤمنین» بیعت کردند و به این ترتیب، افغانستان به پایتخت خلافت آرمانی افراط گرایان در آینده تبدیل شد.
 
هنوز هم بخشی قابل توجه از قدرت سازمانی، آموزه های نظامی و فرماندهی جنگی طالبان از سوی تروریست های چندملیتی خارجی وابسته به القاعده، فراهم می شود. بنابراین، گسستن این حلقه و علقه مستحکم، کار ساده ای نیست و تنها با امضای یک توافقنامه سیاسی بی پشتوانه در قطر، تحقق نمی یابد.
 
رهبران طالبان اکنون باید در یک مأموریت دشوار و نفسگیر، دست به یک خانه تکانی ایدئولوژيک بزنند، از آرمان «جهاد» فاصله بگیرند و پیوندهای نیرومند و دیرینه خود با افراط گرایان از جمله القاعده را قطع کنند.
 
آسان نیست و بعید است به طور آنی در کوتاه مدت و در نهایت به صورت کامل، تحقق پیدا کند.
 
با توجه به این موارد، راه طالبان برای صلح، اگر دشوارتر از دولت و دیگر طرف‌های سیاسی ضد طالبان نباشد، آسان‌تر هم نیست.
 
علی موسوی – جمهور

لینک اصلی: http://www.jomhornews.com/fa/note/130453/

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از جمهور نیوز

آخرین خبر ها:

Loading