بازتاب نیوز

توفان روسی ـ ایرانی در شمال

٢٢ سرطان ١٣٩٧ خبرگزاری افق

بحران در ولایات شمالی هر روز فراگیرتر می‌شود. بازداشت نظام الدین قیصاری، آتش در خرمن خشم مردم افکنده و آنان را به صورت بی‌سابقه‌ای با خشمی مهارناپذیر به جنگ جمود و تعصب قبیله‌ای و انحصارگرایی سیاسی آورده است.

در تازه‌ترین اقدام، معترضین هوادار جنرال دوستم صبح پنج‌شنبه (۲۱ سرطان)، دروازه‌های دفاتر ولایتی کمیسیون انتخابات در ولایات تخار و جوزجان و شاهراه سالنگ را مسدود کردند. از سوی دیگر دامنه اعتراضات آنان از ولایات شمالی فراتر رفته و امروز در هماهنگی با هواداران جمعیت اسلامی و وحدت اسلامی مردم افغانستان، شهر هرات نیز شاهد راهپیمایی آنان بود.

بشیراحمد ته‌ینج، سخنگوی جنبش ملی اسلامی نیز گفته است: «از روز گذشته به این سو، پس از آن که اعلام کردیم که بندر شیرخان را مسدود می‌کنیم، این بندر عملا به روی رفت و آمد اموال بازرگانان مسدود بوده و هیچ ترددی صورت نگرفته است.»

آقای ته‌ینج همچنان گفته است که بندرهای حیرتان و آقینه نیز از چند روز به این سو از سوی معترضان مسدود شده است.

به این ترتیب، به دنبال بازداشت و برکناری نظام‌الدین قیصاری، فرمانده پیشین پولیس ولسوالی قیصار ولایت فاریاب، ۵ ولایت شمالی فاریاب، جوزجان، سرپل، بلخ و سمنگان صحنه ایستادگی در برابر نظام شده و با توجه به افزایش حجم و موج اعتراضات، تصور نمی‌شود، آرامش به این زودی‌ها به ولایات شمالی کشور برگردد.

اما پرسش اصلی این است که با توجه به تبعید جنرال دوستم به ترکیه و ناتوانی او از مدیریت اوضاع و بسیج مردم، چه کسان یا چه قدرت‌هایی دست در کار مدیریت اوضاع و تحریک مردم برای ریختن به خیابان‌ها هستند؟

پشت ماجرا چه کسانی قرار دارد؟

نظام الدین قیصاری مهره مهمی در دستگاه سیاسی ـ نظامی عبدالرشید دوستم بود؛ بازوی راست و نماینده خاص او در فاریاب. اما آیا جایگاه قیصاری در میان مردم، بالاتر از جایگاه خود دوستم است؟ مطمئنا نه. پس چرا تبعید دوستم به ترکیه و جلوگیری از بازگشت او به عنوان معاون اول ریاست‌جمهوری، به کشور تا این اندازه موج‌انگیز نبود و هواداران وی را به راهپیمایی‌هایی به گستردگی راهپیمایی‌های جاری و بستن شاهراه‌ها و بندرها و اماکن مهم دولتی تحریض و تحریک نکرد؟ 

کسانی به این باورند که اعتراضات جاری در ولایات شمالی و تسری و تعمیم آن به ولایات غربی کشور، بیش از آن که برآمده از بازداشت قیصاری و کشتار همراهان وی باشد، سُویه و رویه دیگر جنگ نیابتی شرق و غرب به رهبری ایران، روسیه و امریکا است. 

دوسیه و دسیسه‌ای که برای دوستم ساخته و پرداخته شد، بیش از آن که حقوقی و حیثیتی باشد، سیاسی و امنیتی بود. دوستم قربانی جنگ پنهان نیابتی میان شرق و غرب در حوزه‌های دیپلماتیک شد، تا برایندهای آن در حوزه‌های سیاست و امنیت تبارز یابد. 

آنچه در پشت پرده جریان دارد، اگرچه دور از دید مردم و رسانه‌ها است، اما حاکی از این است که برنامه‌های مدونی برای امریکایی‌سازی افغانستان در همه حوزه‌ها در حال اجرا شدن است.

تبعید دوستم، سلب صلاحیت اجرایی عبدالله عبدالله، حذف و طرد مهره‌های وابسته به جبهه شمال به ویژه مهره‌های برخاسته از تبار تاجیکان از قدرت، برداشتن گام‌های مهم منطقه‌ای برای صلح و برگزاری پشت سر هم نشست‌های علما در اندونزیا، افغانستان و عربستان برای صدور بیانیه‌های مفتیانه مبنی بر ناروایی جنگ افغانستان، و مهندسی انتخابات پارلمانی در جهت هموارسازی راه ورود عناصر وابسته به تبار خونی و فکری حکومت به مجلس نمایندگان، همه و همه نشانه‌های تسطیح نیروهای حکومتی و همسوسازی برنامه‌ها و راهبردها و یکدست‌سازی افغانستان به لحاظ میدان عمل و اعمال نفوذ به نفع امریکا است.

افغانستان میدان موسع بازی‌های استخباراتی کشورها و قدرت‌های منطقه و فرامنطقه است. در اینجا هر همسایه و ناهمسایه ذی‌نفع و ذی‌دخلی، متناسب با دایره اثرگذاری و حوزه نفوذ سیاسی ـ امنیتی خود نقش‌آفرین و دارای سهم است؛ از پاکستان گرفته تا ایران و روسیه و ترکیه و هند و چین و عربستان و امارات و کشورهای اروپایی و دورترین و در عین پرنفوذترین شان امریکا!

در این میان این امریکا است که هم بیشترین سهم را در تولید و تولد ساختار سیاسی ـ امنیتی کنونی افغانستان دارد، و هم مدعی بیشترین سهم و نقش در بازی‌های سیاسی و مدیریت اوضاع بر وفق مراد و مرام‌های راهبردی خود است. بنابراین تمام قدرت‌های منطقه‌ای ناهمسو با ایالات متحده، موانع مزاحم بر سر راه استراتژی‌های سلطه‌جویانه این ابرقدرت در افغانستان هستند و باید نیروهای بومی وابسته یا متمایل به آنان از سر راه برداشته شوند، تا میزان نفوذ و اثرگذاری منابع برگمارنده آنان در کشور به صورت چشم‌گیری فروکاست کند.

با توجه به موارد فوق، اعتراضات مهارناپذیر و هردم‌فزاینده شمال، اگرچه ریشه در خشم و نارضایتی گسترده مردم از کارکرد چهارساله حکومت وحدت ملی دارد، اما همزمان با آن، اطلاعاتی وجود دارد که ریشه‌های آن را به قدرت‌های بیرونی و از جمله روسیه و ایران می‌رساند. به موجب این داده‌ها، آنچه اکنون در پنج ولایت شمالی کشور جریان دارد، صورتی دیگر از جنگ نیابتی شرق و غرب با محوریت ایران، روسیه و امریکا است. 

اکنون وضعیت سیاسی کشور، بیش از هر زمان دیگری وخیم و ملتهب است و حکومت مرکزی و سفارت امریکا در کابل، عملا مستأصل شده و قادر به کنترول اوضاع نیستند. برای همین است که ارگ ترفند تازه‌ای به کار برده و از بازگشت جنرال دوستم در دوشنبه آینده به کشور خبر داده است.

منابع معتبر در ریاست‌جمهوری به بی‌بی‌سی گفته‌اند که قرار است جنرال عبدالرشید دوستم دوشنبه هفته آینده به کشور برگردد. اگر چنین اتفاقی بیفتد معنایش این است که اشرف غنی همچنان که در انتخابات ریاست‌جمهوری از جنرال دوستم استفاده ابزاری تبلیغاتی کرد، اکنون برای مهار بحران به وجودآورده در شمال نیز قصد بهره‌برداری ابزاری از او را دارد. اما انتظار می‌رود دوستم اکنون باید به اندازه‌ای ورزیده و آب‌دیده شده باشد که از یک غار دو بار گزیده نشود!

لینک اصلی: http://www.ufuqnews.com/archives/87424

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از خبرگزاری افق

آخرین خبر ها:

Loading