بازتاب نیوز

انتخابات پاکستان؛ نمایشی که هیچ مشکلی را حل نمی کند

١٧ اسد ١٣٩٧ روزنامه هشت صبح

نویسنده: حسین حقانی، سفیر پیشین پاکستان در واشنگتن و مسوول بخش آسیای جنوبی و مرکزی در بنیاد هودسن، واشنگتن. – مترجمان: بهار مهر و سمندرلکاریان – منبع: امریکن انترست

عمران خان شاید یک چهره‌ی تازه در رهبری حکومت غیرنظامی پاکستان باشد، اما نشانه‌ای وجود ندارد که او از اوامر نظامیان عدول کند و یا مسیر کلی کشور را تغییر دهد.

گرد و غبار از چهره‌ی انتخابات ۲۵ جولای این کشور هنوز به طور کامل محو نشده است. با وجود اختلافاتی که در جریان انتخابات با دخالت ارتش- قدرتمندترین نهاد در پاکستان- ایجاد شد، هویدا بود که عمران خان، ستاره‌ی کریکت به عنوان نخست‌وزیر بعدی یک کشور مجهز به سلاح هسته‌ای و اکثریت مسلمان خواهد بود.

رسانه‌های پاکستانی جنبه‌های مختلف شخصیت متنوع عمران خان و رای‌دهندگان جوانان این کشور را که به گونه‌ی سنتی سیاست می‌کنند، تحت پوشش قرار دادند که بدون شک در پیروزی آقای خان کمک‌کننده بود. این مسئله نیز مهم است بدانیم که چرا پاکستان پس از چهار کودتا و برگزاری چندین انتخابات از زمان تأسیس آن در سال ۱۹۴۷ نمی‌تواند بدنامی خود را به عنوان کشوری که به طور مرتب دچار بحران می‌شود، از چهره دور بیفگند.

انتخاب عمران خان و سروصداهای ناشی از آن نشانی است از مشکلات ساختاری عمیق ریشه‌دار در پاکستان. بیشتر کسانی که به عمران خان رای داده‌اند، ملی‌گرایان جوانی هستند که همواره برای‌شان از چگونگی فساد سیاسی سیاستمداران غیرنظامی پاکستان و این‌که چگونه فرصت‌ها از این کشور گرفته شده، تبلیغ شده است. عمران خان که پس از پیروزی در مسابقات جهانی کریکت در سال ۱۹۹۲ و تأسیس بیمارستانی برای درمان سرطان به یادبود مادرش به یک شخصیت معروف و تحسین‌برانگیز بدل شد، او ناجی عالی برای این ملی‌گرایان پر جوش‌و‌خروش بود.

عمران خان پس از آن‌که در سال ۱۹۹۷، پا به دنیای سیاست گذاشت، به یک مرد همه‌کاره در تمام فصول تبدیل شد: مردی دموکرات، طرفدار اقتدارگرایی، اسلامیست، لیبرال، چهره‌ی ضد امریکایی، حامی ارزش‌های واقعی «غرب»، عوام‌فریب ضد هند و سرانجام مردی که بخاطر داشتن رابطه با شخصیت‌های نام‌دار هند می‌تواند در برقراری صلح با این کشور زمینه‌سازی کند.

طرفداران عمران خان می‌گویند که وی نسبت به هر سیاستمدار دیگر در مورد پاکستان فکر می‌کند. با این حال، اکثریت نسبی‌ای را که حزب او در انتخابات اخیر کسب کرد، مدیون دست‌کاری ارتش در روند انتخابات است که می‌خواهد تسلط دو حزب پیشین بر سر قدرت- حزب مسلم‌لیگ شاخه‌ی نواز (PML-N) و حزب مردم پاکستان را برای سال‌ها از قدرت دور نگهدارد.

چشم‌دیدهای ناظران انتخاباتی اتحادیه‌ی اروپا و گزارش‌های وزارت امور خارجه‌ی ایالات متحده‌ی امریکا از نبود زمینه‌های مساوی برای احزاب سیاسی در پیش از انتخابات و بی‌نظمی‌ها در روز رای‌گیری حکایت دارند. اعتراض‌هایی هم به دلیل مداخله و تقلب در روند انتخابات که در بعضی موارد به ارتش این کشور نسبت داده می‌شد، در برخی از شهرهای این کشور راه‌اندازی شد.

اگرچه ممکن است اعتراض‌ها پس از تشکیل دولت جدید فروکش کنند، ولی قطب‌بندی‌ها در پاکستان به این زودی‌ها پایان نخواهد یافت. گفته می‌شود که حزب تحریک انصاف به رهبری عمران خان، ۱۶.۸ میلیون رای به دست آورده است. در حالی که دو حزب بزرگ دیگر این کشور، مسلم‌لیگ شاخه‌ی نواز و حزب مردم پاکستان حدود ۱۹ میلیون رای گرفته‌اند.

احزاب اسلام‌گرای دیگر با بیش از پنج میلیون رای، صاحب کرسی اندکی در پارلمان شدند، اما تعداد آرای این احزاب به این معنا است که آن‌ها مثل سایه در سیاست پاکستان باقی خواهند ماند. با توجه به نقش نداشتن آن‌ها در سیاست‌گذاری پارلمانی، نقش آن‌ها از خارج می‌تواند مخرب باشد، مگر این‌که به صورت ماهرانه مورد استفاده قرار گیرند.

مهم‌تر از همه، اختلافی است که بین نهادهای غیرنظامی و ارتش وجود دارد؛ احتمالاً این اختلاف‌ها در درون جامعه نیز گسترش یابد، هرچند عمران خان بر خلاف دیگر رهبران غیرنظامی منتخب، دلیلی برای درگیری با ارتش نمی‌بیند. ارتش پاکستان تقریباً تمام جنبه‌های زندگی مردم را  زیر تسلط دارد و کنترول ارتش بر روایت ملی عمیق است.

جنرال قمر بجوا، رییس ستاد ارتش در روز انتخابات دلیل این‌که که چرا ارتش می‌خواست روی نتیجه‌ی انتخابات تأثیر بگذارد را این‌گونه اعلام کرد: «ما هدف نیروهای مخربی قرار گرفتیم که در برابر پاکستان عمل می‌کنند.» انتخابات فرصتی بود تا به جهان نشان دهیم که پاکستانی‌ها «متحد و ثابت‌قدم» اند.

از دید ارتش، پاکستان کشوری است که از سوی دشمنان بسیاری محاصره شده و تنها یک دوست همیشگی داشته است: جمهوری خلق چین. این دیدگاهی است که به طور مرتب در رسانه‌های پاکستان تکرار شده و در برنامه‌های آموزشی مدارس نیز بازتاب یافته است.

ارتشی‌ها و حامیان آن‌ها معتقد اند که فساد سیاستمداران غیرنظامی پاکستانی نه تنها مانع توسعه‌ی پاکستان شده است، بلکه راه را برای نفوذ دشمنان این کشور- که معمولاً به سمت هند و گاه‌گاهی ایالات متحده، اسرائیل و افغانستان اشاره می‌کنند – فراهم می‌کنند.

ارتش پاکستان به طور واضح خواستار یک دولت غیرنظامی فرمان‌بردار در قالب یک دولت «انتخابی» است که به دستورات ارتش در مورد مسایلی چون سیاست خارجی در رابطه با هند، افغانستان و تروریسم جهادی و روابط با چین و ایالات متحده از این نهاد فرمان‌برداری کند. ارتش سیاستمدار واقعی‌ای را که با رای واقعی مردم به کرسی رسیده باشد و بخواهد مسیر اصلی کشور را تغییر دهد، هرگز تحمل نمی‌کند.

سیاستمداران پاکستانی اغلب فساد و ناتوانی‌شان را در اداره‌ی امور کشور نشان داده‌اند و بیشتر پاکستانی‌ها، ساده‌لوحانه به این باور اند که سیاستمداران بد تنها مانعی عمده بر سر راه پاکستان برای رسیدن به عظمتش بوده‌اند، اما وضعیت این کشور به ارزیابی‌های واقع‌بینانه‌تر دیگری چون وسعت خاک، ظرفیت اقتصادی و جاه‌طلبی‌های آن نیاز دارد.

پاکستان ششمین کشور بزرگ جهان از نظر جمعیت و دارای ششمین ارتش بزرگ دنیا است، اما از لحاظ تولید ناخالص داخلی بر اساس تقاضا در رتبه‌ی ۲۵ ام قرار دارد و در رقم ۴۲ در مقایسه با تولید ناخالص داخلی است. اگرچه این کشور دارای زرادخانه‌ی قابل توجه هسته‌ای است، اما از لحاظ اقتصادی دارای کوچک‌ترین اقتصاد بین کشورهایی است که تا کنون سلاح‌های هسته‌ای را آزمایش کرده‌اند (به استثنای کوریای شمالی).

میزان با سوادی در این کشور خجالت‌آور است. چهل درصد جمعیت پاکستان نمی‌توانند بخوانند و بنویسند. از این جمله ۵۷ درصد بزرگسالان پاکستانی بالای ۱۵ سال بوده، ۳۱ درصد مردان و ۴۵ درصد زنان پاکستان بی‌سواد اند. با این میزان، پاکستان سومین جمعیت بی‌سواد جهان را دارد.

علاوه بر آن، این کشور از بیکاری گسترده در سطح کلان‌شهرها و روستا و درآمد سرانه‌ی پایین رنج می‌برد. بیش از ۶۰ درصد جمعیت پاکستان در روز کمتر از ۲ دالر درآمد دارند.

البته، هیچ یک از این نابسامانی‌ها رهبران پاکستان را از دنبال‌کردن رقابت نظامی با هند، کشوری که شش برابر پاکستان جمعیت دارد و ده برابر اقتصاد برتر، متوقف نکرده است. حل اختلافات بر سر کشمیر مهم‌تر از عادی‌شدن روابط بازرگانی با هند است. پاکستان همچنین از طالبان در افغانستان ظاهراً برای تعادل نفوذ هند در این کشور حمایت می‌کند و به نظر نمی‌رسد که هیچ‌کدام از این موارد در دوران نخست‌وزیری عمران خان تغییر کند.

عمران خان در جریان مبارزات انتخاباتی‌اش موضوعات تکراری گفتمان ملی‌گرایی پاکستان را بازتاب داد. او فساد را به خیانت پیوند داد و نواز شریف، نخست‌وزیر برکنار شده را دوست نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند دانست. او حزب چپ میانه مردم پاکستان و دیگر سیاستمداران لیبرال یا سکولار را به عنوان عوامل امریکا و دست‌نشانده‌های غرب معرفی کرد. دوستان عمران خان، او را در میان سیاستمداران تنها وطن‌پرستی به تصویر کشیده‌اند که در برابر توطیه‌های بین‌المللی و هند ایستاده است.

عمران خان در نخستین سخنرانی‌اش پس از انتخابات، لحن آشتی‌جویانه‌ای در برابر امریکا و هند گرفت و هفت بار از کشور چین نام برد. نامزد احتمالی عمران خان به وزارت دارایی از توطیه‌آمیز بودن «هیأت حاکمه‌ی بین‌المللی» تا درخواست آشکارای مساعدت اقتصادی از صندوق بین‌المللی پول، صحبت کرده است.

با توجه به تمام دیدگاهای عمران خان در مورد تغییر وضع موجود، به نظر می‌رسد که او قصد ندارد به جز برنامه‌های خودش، جهشی در روابط خارجی پاکستان رونما کند. اجنداهای ملی‌گرایانانه‌ی آتشینی که توسط ارتش پاکستان پشتیبانی می‌شود، در فهرست اولویت‌های پساانتخاباتی خان ظاهر شد: هند بخاطر حل تنش‌ها در مسئله‌ی کشمیر باید با پاکستان مذاکره کند، ایالات متحده‌ی امریکا باید لحن خود را در برابر پاکستان عوض کند، به جایگاه قبلی خود به عنوان حامی پاکستان بازگردد، برتری پاکستان در جنوب آسیا را به رسمیت بشناسد و مردم پاکستان آینده‌ی عالی خواهند داشت؛ در صورتی که بقیه‌ی جهان به آن‌ها کمک مالی کند.

به لحاظ تاریخی، موقعیت جغرافیایی پاکستان عامل موفقیت و پیروزی این کشور محسوب شده است. پس از آن که پاکستان در سال ۱۹۴۷، توسط محمدعلی جناح تأسیس شد، دولت این کشور اعلام کرد که «امریکا بیشتر به پاکستان نیاز دارد تا پاکستان به امریکا»، این در حالی بود که پاکستان در صدد جلب کمک‌های مالی و تسلیحاتی امریکا بود. محمدعلی جناح در آن زمان گفته بود: «در موقعیتی که پاکستان قرار دارد، محور جهان است.» به گفته‌ی وی، این «مرزی است که موقعیت آینده‌ی جهان بر دور آن می‌چرخد.» چون «روسیه بسیار بسیار دور نیست.»

پاکستان در طول جنگ سرد و پس از ۱۱ سپتامبر، در جنگ علیه تروریسم، از موقعیت خود به خوبی کار گرفته است. کمک اقتصادی و امنیتی ایالات متحده به پاکستان از سال ۱۹۵۴ به ۴۳ میلیارد دالر می‌رسد که از آن جمله ۳۳ میلیارد دالر آن در ۱۵ سال گذشته در اختیار این کشور گذاشته شده است، اما به عنوان کشور باج‌گیری که به جمع‌آوری کرایه از موقعیت استراتیژیک خود استفاده می‌کند، به سختی شاهد پیشرفت دوام‌دار است.

جنگ سرد مدت‌ها پیش پایان یافت و اداره‌ی ترمپ در شرایطی نیست که به سیاست‌های گذشته‌اش ادامه بدهد و برای نفوذ خویش در کشوری زمین اجاره کند. چین، دوست پاکستان خواهد ماند، اما اگر پاکستان به سیاست‌های متناقض خود همچنان ادامه دهد، مشخص نیست که بیجینگ از الگوی ایالات متحده برای مصرف پول‌هایش در این کشور استفاده کند.

زمان تغییر در چهره‌ی حکومت غیرنظامی پاکستان همزمان شده با بحران بزرگی در پرداخت وام‌های این کشور. ذخایر ارزی پاکستان به طور بی‌پیشینه‌ای پایین است، درست همان‌گونه که برخی از بازپرداخت‌های این کشور در حال کاهش است. چین به تازگی تنها دو میلیارد دالر به پاکستان وام داده است، اما این کشور برای مشکل بازپرداخت‌هایش به ۱۲ میلیارد دالر وام صندوق بین‌المللی پول نیاز دارد. صادرات این کشور به سختی به ۲۲ میلیارد دالر می‌رسد.

برخلاف گذشته، این‌بار بعید به نظر می‌رسد که ایالات متحده‌ی امریکا، پاکستان را در برخورد با بحران‌های مالی کمک کند. مایک پومپو، وزیر امور خارجه‌ی امریکا به گونه‌ی واضح گفته است که اگر پاکستان از کمک‌های مالی صندوق بین‌المللی پول برای پرداخت وام‌های چین استفاده کند، امریکا از این اقدام حمایت نخواهد کرد.

پاکستان در صندوق بین‌المللی پول گذشته‌ی خوبی نداشته است. این کشور در گذشته حداقل در ۱۱ مورد به تعهدات خود در امر اصلاحات اقتصادی عمل نکرده است. ایالات متحده‌ی امریکا با استفاده از نفوذ قابل توجه خود که در این صندوق داشته، تمایل داشته به پاکستان برای دلایل سیاسی و راهبردی‌اش کمک کند.

شاید برای واشنگتن معقول به نظر آید که بگذارد مذاکرات بین پاکستان و صندوق بین‌المللی پول به خوبی پیش برود. پاکستان احتمالاً این کمک‌ها را تنها در صورتی دریافت خواهد کرد که خود را متعهد به حل واقعی مشکلات کند. در عین حال، به نحوی که پاکستان وابستگی خود را به چین افزایش داده،  این کشور به زودی متوجه خواهد شد که تمام اعانه‌دهندگان از مشتریان خود انتظاراتی نیز دارند.

با انتخاب یک ملی‌گرای عوام‌فریب به عنوان نخست‌وزیر، نظامیان پاکستان و رای‌دهندگان جوانش باید بدانند مسیر دشواری را که بی‌سوادی، سطح پایین صادرات و میزان مرگ‌و‌میر بلند نوزادان، جلوشان پهن کرده، نه نتیجه‌ی اقدامات دشمنان پاکستان است و نه هم فساد سیاستمداران‌شان، بلکه محصول سیاست‌های امنیت ملی ارتش و میل به عمل‌شان به عنوان یک قدرت منطقه‌ای بزرگ با پول‌های وام گرفته شده است. هزینه‌های بلند دفاعی، دسترسی به بودجه برای آموزش را محدود می‌کند؛ سطح پایین آموزش و تحصیلات، سرمایه‌ی انسانی را که برای موثریت و کارایی اقتصادی ضروری است، کاهش می‌دهد. تروریسم و افراط‌گرایی مذهبی مانع سرمایه‌گذاری و وضع تحریم‌ها می‌شوند.

مشکلات پاکستان ریشه‌های عمیقی دارند که راه حل آن‌ها نیازمند تغییر اساسی در روایتی است که کشور را به وضعیت کنونی‌اش درآورده است. رسیدگی به این موارد در هر صورت در یک دوره‌ی انتخاباتی میسر نیست، اما به ترتیبی که روند انتخابات به جلو می‌رود و برگزار می‌شود، حتا راه دشوارتری را در آینده ترسیم کرده است.

لینک اصلی: https://8am.af/pakistani-elections-a-show-that-does-not-solve-any-problems/

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از روزنامه هشت صبح

آخرین خبر ها:

Loading