بازتاب نیوز

تحريم‌هاي امريکا بر ايران و تبعات آن بر زنده‌گي شهروندان افغانستان

٢١ اسد ١٣٩٧ روزنامه آرمان ملی

 

خالد ميرزايي

پس از انقلاب اسلامي به رهبري روح الله‌خميني در  ايران اين کشور روابط پرتنشي با ايالات متحده امريکا داشت. روابط دو کشور پس از آن به اوج تيره‌گي رسيد که ايران برنامه انرژي هسته‌اي و غني سازي يورانيوم را تعقيب کرد. پس از آن امريکا و متحدان غربي و منطقه‌يي اين کشور، ايران را متهم به ساخت سلاح هسته‌يي کردند که اين ادعا از سوي دولت ايران هميشه رد شده است. اما امريکا به خاطر منصرف ساختن ايران از تعقيب برنامه هسته‌يي اش اين کشور را  تحريم اقتصادي نمود که ضربات سنگين بر اقتصاد ايران وارد کرد. با توجه به اوضاع منطقه اين تحريم‌ها در گام نخست دولت ايران را نشانه گرفته است؛ اما تبعات آن روي اقتصاد تمامي منطقه به ويژه افغانستان بي تأثير نخواهد بود، زيرا افزون بر اين که ايران يکي از کلان ترين شرکاي بازرگاني افغانستان در منطقه است، ميزبان ميليون‌ها مهاجر افغانستاني به گونه رسمي و غير رسمي نيز است که بخش بزرگ پناهنده‌گان را کارگران تشکيل مي‌دهند و اين طيف به شکل دوره‌اي وارد ايران مي‌شوند، سه و چهار سال در آن کشور کار مي‌کنند و دوباره به وطن برگشت مي‌کنند و بازهم بعد از مدتي جهت کارکردن عازم ايران مي‌شوند که اين روند سال‌هاست کماکان ادامه دارد.

روي هم رفته پس از حضور امريکا در افغانستان ميلياردها دالر کمک جامعه بين‌المللي به افغانستان که از جنگ‌هاي درازمدت فرسوده شده بود توانست يک اقتصاد پوقانه‌اي را در درون کشور شکل دهد، اما اين مسأله نتوانست قضيه افغانستان را از بنياد حل کند. زيرا با وجود بازار کار فوق العاده در سال‌هاي پس از 2001 ميلادي هنوزهم شمار زيادي از شهروندان افغانستان جهت کارکردن به ايران مي‌روند که متأسفانه دولت افغانستان و شرکاي بين‌المللي آن در يک و نيم دهه گذشته نتوانستند با استفاده از ميلياردها دالر کمک خارجي به اشتغال زايي و اقتصاد پايدار بپردازند، تا از فرار مغزها و سرمايه جلوگيري صورت گيرد؛ زيرا پس خروج نيروهاي بين‌المللي در سال 2014 ميلادي از افغانستان ضعف‌هاي جدي در عمل‌کرد دولت افغانستان و جامعه بين‌المللي در بخش توسعه و رشد پايدار اقتصادي رونما گرديد، به گونه مثال بازارکار درکشور سقوط کرد، هزاران‌ تن شاغل در کمپني‌هاي خارجي و اردوگاه‌هاي سربازان خارجي مقيم در افغانستان بيکار شدند و اين افراد با استفاده از راه‌هاي غيرقانوني و قاچاق به کشورهاي اروپايي پناهنده شدند و ميليون دالر سرمايه را نيز از کشور خارج ساختند که فشار بزرگي روي اقتصاد افغانستان وارد کرد.

حکومت پيشين افغانستان به رهبري حامد کرزي که با کمک و حمايت جامعه جهاني در رأس ايالات متحده امريکا در افغانستان شکل گرفت، نتواست زمينه بازگشت مهاجران را به کشور مهيا سازد. از اين‌رو شهروندان پناهنده افغانستاني هم‌چنان در کشورهاي همسايه اسکان گزين شدند که هرازگاهي کشورهاي همسايه از مسأله پناهنده‌گي شهروندان کشور هم‌چون حربه براي مقاصد سياسي و استخباراتي استفاده مي‌کنند.

پرسش اصلي اين است چرا دولت افغانستان و شرکاي بين‌المللي آن مسأله پناهنده‌گان افغانستان را بررسي و حل نکردند؟

بي ترديد اگر جامعه جهاني و دولت مورد حمايت آن‌ها مسوولانه و پاسخ‌گو عمل مي‌کردند، با اين همه پول مي‌شد افغانستان را به يکي از مدرن ترين کشورها در منطقه مبدل ساخت که بنابر دلايل مبهم و از سوي ديگر نبود نيروي بشري توان‌مند در دولت افغانستان، فساد گسترده در رده‌هاي گوناگون دولت، نبود استراتيژي کارا در دستور کار شرکاي بين‌المللي افغانستان جهت دولت سازي و بازسازي سبب شد، تا آنچه شهروندان افغانستان انتظار داشتند عملي نشود.

با اين حال،  تقاضاي شهروندان افغانستان از حکومت و جامعه بين‌المللي به ويژه امريکا اين است که اگر نان نمي‌دهند، دست کم نان مردم را از دسترخوان شان نه گيرند، زيرا تحريم ايران ربط مستقيم به زنده‌گي اکثريت مردم افغانستان دارد.

با رويکار آمدن حکومت جديد به رهبري دونالد ترامپ امريکا چرخش راديکالي در سياست خارجي آن کشور  رونما گرديد، اين چرخش با وجود که نتوانست گره کور قضيه‌ي افغانستان را باز کند، سبب بدتر شدن اوضاع و ابهام در سياست داخلي و خارجي افغانستان نيز شده است.

از سويي‌هم خروج امريکا از توافق‌نامه هسته‌يي با ايران و شرايط منطقه‌يي را بار ديگر به حالت اولي خود بازگشت و دولت امريکا تحريم‌هاي اقتصادي بيشتر را بر ايران وضع کرد، هرچند سياست تازه امريکا از سوي متحدان اروپايي اين کشور و ناتو رد شد، اما وضع تحريم‌هاي اقتصادي بر ايران اين کشور را با چالش جدي اقتصادي، سياسي و بي ثباتي روبرو کرده است، تا آن‌جا که هفته گذشته وزير کار ايران در واکنش به تحريم‌هاي تازه امريکا گفت: «تحريم‌هاي جديد احتمالن يک ميليون کارگر را در ايران بيکار خواهد نمود.»

اگر در افغانستان با اين مسأله خوش‌بينانه برخورد شود، مسلمن دربين يک ميليون کارگر بيکار شده در ايران يک‌صد هزار تن شان را افغانستاني‌هاي کارگر در آن کشور تشکيل مي‌دهند که مجبور به ترک ايران و بازگشت به کشور خواهند شد.

پرسش اين است که اگر دولت‌ها با هم دشمن هستند، پس ملت‌هاي ايران، افغانستان و منطقه که قرباني تبعات تحريم مي‌شود چه تقصيري دارند؟

وضع تحريم‌هاي تازه بر ايران ارزش پولي اين کشور را در مقابل دالر به نيم برابر کاهش داده است، با اين وصف کارگران افغانستاني نمي‌توانند با توجه به کاهش قيمت ارز ايران در بازارهاي ملي و بين‌المللي به کار کردن در ايران ادامه دهند، زيرا با دست مزد روزانه که عايد شان مي‌شود، نمي توانند مصارف ماهيانه خود را پوره نمايند، چه رسد به اين که خانواده‌هاي خود را در افغانستان کمک کنند. از اين رو به اساس آمارهاي سازمان جهاني پناهنده‌گي در سال روان ميلادي بيشتر از نيم ميليون پناهنده و کارگر افغانستاني به کشور برگشته اند. اين اداره گفته است با وضع تحريم‌هاي تازه بر ايران و کاهش قيمت ارز اين کشور در بازار جهاني احتمالن روند بازگشت پناهنده‌گان و کارگران افغانستان از ايران افزايش يابد.

سياست امريکا در افغانستان به بن بست و ناکامي رسيده و از سوي هم واشنگتن با تشديد تحريم‌ها و سياست‌هاي راديکال و خصمانه عليه شماري از دولت‌ها در منطقه نيز شرايط را بحراني تر از پيش کرده است، بنا بر اين پرسش ديگري که مطرح است اين که امريکا بايد روشن سازد که دشمن ملت‌هاي منطقه است يا دوست آن‌ها؟

اگر ايالات امريکا به يکه تازي‌هاي خود در جهان به ويژه در خاورميانه ادامه دهد درآن صورت بي‌ثباتي، فقر، تقويت بنيه‌هاي تروريزم و در نهايت جنگ همه عليه همه درمنطقه را به دنبال خواهد کرد. بنابراين مي‌توان گفت، طي ده سال آينده شرق ميانه ارزش ژئوپليتکي خود را از دست خواهد داد و منطقه به شوره زار کشت، پرورش و صدور تروريزم در جهان مبدل خواهد شد.

اگر دولت‌هاي منطقه عاقلانه و منطقي گام برندارند و مداخلات قدرت‌هاي بزرگ جهان را سد نکنند به زودي شرق ميانه دچار فاجعه انساني و زيستي خواهد شد، زيرا جنگ دوامدار در منطقه افزون بر بهم زدن ثبات و نظم تبعات فلاکت باري از استفاده مواد بيولوژيکي که در سلاح‌هاي گرم کاربرد دارد محيط زيست را نيز آلوده خواهد ساخت، اما راه حل اين بحران تاريخي، امنيتي، سياسي و اقتصادي شرق ميانه در هم‌گرايي کشورهاي منطقه است، تا زماني که يک نيروي باصلابت از اتحاد کشورهاي منطقه به عنوان يک قطب بازدارنده در مقابل کشورهاي قدرت‌مند جهاني و فرا منطقه‌يي به وجود نياييد شرق ميانه به عنوان يک کل در گير مصائب اقتصادي، سياسي و امنيتي خواهد ماند

////////////

لینک اصلی: http://www.armanemili.com/posts/12984

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از روزنامه آرمان ملی

آخرین خبر ها:

Loading