بازتاب نیوز

اکنون نوبتِ دُردانه‌هاست!

١٦ ميزان ١٣٩٧ خبرگزاری رصد

در کشورهایی که دموکراسی و مردم‌سالاری تمثیل می‌شود، قانون به هر فرد اجازه می‌دهد تا خودش را در انتخابات‌ها نامزد کند. فرقی نمی‌کند شخص کاندیدا از کدام طبقه است؛ پولدار و قلدر و قدرت‌مند و رهبرزاده و اشراف هم می‌تواند خود را نامزد کند و یک آدم بی زر و زور و از طبقه‌ی متوسط و پایین جامعه نیز. اما یک تفاوت عمده میان این دو وجود دارد. نامزدانی که هیچ‌گونه نفوذ سیاسی و پشتوانه‌ی مالی ندارند، در برابر مافیای ثروت و قدرت و سیاست قرار می‌گیرند. مسلماً رقابت کردن با اشراف زاده‌ها که هرگونه امکانات در اختیار دارند، بسیار دشوار است. در انتخابات پارلمانی پیشرو از هر دو دسته وارد کاروزارهای انتخاباتی شده‌اند. اما از آن‌جایی‌که حق انتخاب به دست مردم است، به این هم خواهیم پرداخت که مسوولیت رأی دهندگان در این جا چیست.

اگر سری به فهرست نامزدان این دور مجلس نمایندگان بزنیم، می‌بینیم که تمامی رهبران جهادی و سیاسی، فرزندان شان را برای احراز کرسی پارلمان از کابل و ولایات وارد کاروزارهای انتخابات کرده‌اند. پسران برخی از رهبران که هنوز واجد شرایط کاندیدا شدن نیستند، به جای آن‌ها پسران برادر، کاکا و یا یکی از نزدیکان شان نامزد شده‌اند. رهبران جهادی و احزاب مطرح سیاسی در واقع سعی دارند با آوردن فرزندان شان در صحنه‌ی سیاست، قدرت و سیاست را موروثی و خانوادگی سازند. حقیقتاً آن‌ها فراتر از چهاردیواری خانه‌‌ی خود نمی‌اندیشند و دوست ندارند غیر از خود دیگران را در صحنه سیاست ببینند. نارواداری و تمامیت‌خواهی رهبران را با نمونه‌های زیادی می‌توان توضیح داد که پرداختن به همه‌ی موارد آن از حوصله این متن بیرون است. فکر نمی‌کنم مردم ندانند. خانوادگی کردن تشکیلات احزاب، می‌تواند یکی از مثال‌های روشن در این خصوص باشد.

تصمیم‌گیری‌های تمامیت‌خواهانه و ناروادارانه‌ی این رهبران خودخوانده و پوشالی که سال‌هاست خود را بی‌شرمانه بر مردم این سرزمین تحمیل کرده‌ و به قیمت بدبختی این مردم به آرگاه و بارگاه دست یافته‌اند، هیچ تفاوتی با نظام پادشاهی مطلقه ندارد. هرچند این مثال شاید زیاد با بحث ارتباط نداشته باشد؛ اما بی‌جا هم نیست. «پادشاهی مطلقه» به حکومت پادشاهی‌ای گفته می‌شود که در آن شخص پادشاه تا زمان مرگ حکومت کرده و برای بعد از خودش هم جانشین تعیین می‌کند. هیچ‌گونه حقی برای مردم و دیگران قائل نیست. پادشاهیِ مطلقه گونه‌ای از انواع حکومت‌های تمامیت‌خواه است که نمونه‌های آن را ما در جهان عرب و برخی کشورهای دیگر هنوز هم داریم. اما این عملکردهای تمامیت‌خواهانه سران جهادی و سیاسی که خود را رهبران بی‌چون و چرا به کتله‌های قومی در افغانستان می‌خوانند، بدتر از حکومت‌های مطلقه شاهی است.

خود این‌ها بدون اینکه کوچک‌ترین کاری برای آبادی و ثبات کشور و آسایش مردم انجام داده باشند، سال‌ها از خون مردم گرفته تا اعتبار آن‌ها، به نفع شخصی شان استفاده کرده و دارای‌های عامه را به جیب زده‌اند. از پول همین ملت است که امروزه بر موترهای ضد گلوله سوار می‌شوند و در قصرهای مجلل با صد ناز و نعمت و آسایش زندگی می‌کنند. کاروان موترهای ضد گلوله‌ی آن‌ها بارها در جاده‌ها سبب بندش راه و آزار و اذیت مردم می‌شود. اما برخی این بزرگواران که حالا پیر و زییر گشته و پا به لب گور گذاشته‌اند، می‌خواهند فرزندان نازدانه‌ی شان را از مسیر پارلمان وارد بازار سیاست و قدرت کنند تا در آینده جای خودشان را پُر کنند. به زعم آن‌ها، پارلمان بهترین و آسان‌ترین راه برای میراثی شدن سیاست و قدرت شان است. به‌خاطری‌که فکر می‌کنند در سایه‌ی نظام دموکراسی، این خواهش را بدون هیچ سر و صدایی برآورده می‌کنند؛ زیرا فکر می‌کنند پول کافی در اختیار دارند و با دالرهای بادآورده‌ی شان می‌توانند رای مردم را بخرند.

حالا چرا این موضوع مهم است که در مورد آن می‌نویسم؟ چون این آقازاده‌ها بدون اراده و برنامه، همان راهی را پی خواهند گرفت که پیش از این پدران شان رفته‌اند. با این روش سیاست، مردم و در کل مملکت ضرر می‌کند. گذشته‌‌ی این چهره‌های سیاسی و جهادی برای اکثر مردم افغانستان واضح است. اینکه این‌ها به‌خاطر قدرت‌طلبی‌ها و منافع شخصی و تنظیمی خود در جنگ‌های داخلی با شهر کابل و ساکنان آن چه کردند، یک نمونه می‌باشد و در تاریخ برای همیشه ثبت شده است.

چهره‌هایی که خود را رهبران بی‌چون و چرا و نمایندگان تام‌الاختیار مردم قلم‌داد می‌کنند، حالا فرزندان شان را می‌خواهند به جای خود ولیعهد تعیین کنند. در ذیل به برخی این چهره‌ها که مدت‌های طولانی در سیاست کشور نقش داشتند و هرکدام حزبی با سابقه‌ی چندین ساله را رهبری می‌کنند، اشاره می‌شود:

گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی فرزندش را در مجلس نمایندگان نامزد کرده است. پیش از این گزارش‌هایی نشر شده که گویا آقای حکمتیار تلاش دارد در آینده‌ی نزدیک رهبری حزب را نیز به پسرش واگذار کند.

پس از مرگ سیدحسین انوری رییس حزب حرکت اسلامی، پسرش پا به عرصه‌ی سیاست گذاشت و در انتخابات پیشرو از حوزه کابل خودش را نامزد نیز کرده است. او هم تلاش دارد جای خالی پدرش را در میدان سیاست افغانستان پر کند.

محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و معاون دوم ریاست اجرایی، دو تن از فرزندانش را وارد کاروزار انتخاباتی کرده. یکی از پسران آقای محقق از کابل و دیگری از بلخ در مجلس نمایندگان نامزد هستند.

جنرال دوستم معاون اول ریاست جمهوری هم رهبری حزب جنبش ملی را به باتور پسرش واگذار کرده است. در کنار این، او همین پسرش را نامزد مجلس نمایندگان کرده است. ایشان هم می‌خواهد پسرش مدیریت امور سیاسی از پس از او در دست بگیرد.

عبدرب الرسول سیاف، رهبر حزب دعوت و از رهبران پیشین جهادی نیز فرزندش را نامزد مجلس نمایندگان ساخته است. آقای سیاف حالا برای سیاست کردن سن‌اش گذشته و به اصطلاح به دلش آب یخ زده است. او سعی می‌کند فرزندش در آینده جایش را پُر کند.

صبغت‌الله مجددی نخستین رییس‌جمهور جهادی افغانستان نیز در آخرین روزهای زندگی‌اش به سر می‌برد. او هم بدش نمی‌آید بعد از خود کسی را به جایش ولیعهد و جانشین تعیین کند. هرچند معلوم نیست از خانواده‌ی وی کسی در مجلس نمایندگان این دور نامزد است یا نه؛ ولی گفته می‌شود از نزدیکانش کسانی خود را نامزد کرده‌اند.

صلاح‌الدین ربانی، فرزند برهان‌الدین ربانی، پس از مرگ پدرش رهبری حزب جمعیت را به دست گرفت. او هیچ امتیازی نسبت به دیگر تاجیک‌های تحصیل کرده و یا اعضای حزب جمعیت نداشت؛ اما چون پسر ربانی بود اکنون در کنار رهبری حزب، به یک چهره‌ی سیاسی تأثیرگذار مبدل شده است.

کریم خلیلی معاون پیشین ریاست جمهوری و رهبر حزب وحدت اسلامی هم پسرش را برای مجلس نمایندگان نامزد کرده است. او ظاهراَ به این هم اکتفا نکرده و طوری که در فهرست نامزدان مجلس دیده می‌شود، پسر برادرش نیز وارد کاروزار انتخابات از حوزه کابل شده است.

پس از ترور احمدشاه مسعود قهرمان ملی،‌ برادران آقای مسعود نیز وارد کاروزارهای سیاسی شدند؛ اما در فعالیت‌های سیاسی شان کاری از پیش برده نتوانستند. کسانی‌که روزی هواداران سرسخت آن‌ها بودند، امروز دل خوشی از شیوه سیاست‌ کردن برادران مسعود ندارند. حمایت احمدضیا مسعود در انتخابات ریاست جمهوری قبلی از اشرف غنی و بعد کنار زدن او از حکومت توسط رییس‌جمهور، یکی از عواملی است که دیدگاه‌های همفکرانش نسبت به او تغییر کرده است. اما پسر ارشد قهرمان ملی هم بدش نمی‌آید که برای سال‌های پیشرو آمادگی بگیرد.

همچنان پس از درگذشت مارشال محمدقسیم فهیم معاون پیشین ریاست جمهوری، فرزند ارشد او روی صحنه آمد. ادیب فهیم اکنون سمت معاونیت ریاست عمومی امنیت ملی کشور را بر عهده دارد.

از این نمونه‌ها بسیار است. رهبران جهادی و سیاسی با آوردن فرزندان شان، در صدد خانوادگی کردن سیاست و قدرت هستند. به مجردی که یکی از این چهره‌ها از دنیا می‌رود، فوراً پسران دردانه‌ی شان که حتا تجربه‌ی یک روز کار در اداره را ندارند، به بلندترین پست‌های مدیریتی و سیاسی منصوب می‌شوند.

به هرحال، اما در میان نامزدان این دور مجلس، افراد زیادی هم هستند که درددیده و بادرک هستند. سال‌ها آرام ننشسته‌اند و باوجود مشکلات زیاد زحمت کشیده‌ و درس خوانده‌اند. آن‌ها اکنون آماده‌ی خدمت‌گذاری به این آب و خاک هستند. می‌خواهند مردم این فرصت را به آن‌ها بدهند.

با این همه، دیده شود مردم به آقازاده‌ها که در ناز و نعمت بزرگ شده و درد و رنج را نمی‌فهمند، اعتماد می‌کنند یا به آنانی که هم‌رنگ خودشان هستند و با مصیبت و مشکلات و رنج یک‌جا بزرگ شده‌اند، رای خواهند داد؟ این به شعور سیاسی و مهم‌تر از همه به آگاهی مردم بستگی دارد. شهروندان کشور در بیست و هشتم ماه جاری به پای صندوق‌های رای خواهند رفت تا یک بار دیگر نمایندگان بزرگ‌ترین نهاد قانون‌گذار و یا به تعبیری «خانه ملت» را انتخاب کنند. استعمال رای باید بسیار آگاهانه باشد تا یک پارلمان قوی، کارا و آبرومند داشته باشیم.

الیاس طاهری

لینک اصلی: http://www.rasad.af/1397/07/16/now-its-your-turn/

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از خبرگزاری رصد

آخرین خبر ها:

Loading