بازتاب نیوز

ارتش مسوول فقر ۲۰۸ میلیون پاکستانی

٢٣ جدي ١٣٩٧ روزنامه هشت صبح

منبع‭ : ‬اکونومیست – برگردان‭: ‬حمید‭ ‬ارجمند

ارتش به توهم دشمن‌انگار و افراط‌گرایی اسلامی دامن می‌زند که این خود باعث عقب مانده‌گی پاکستان شده است.

پاکستان از دیرباز به عنوان کشوری با ظرفیت‌های بالقوه‌ی زیاد دیده شده است، تا جایی که خبط‌ها و کم‌کاری‌ها نسبت به مردم آن فراموش گردیده است. اما بر اساس هر نوع معیار سنجش پیش‌رفت، پاکستانی‌ها در یک وضعیت ظالمانه و زننده‌ای قرار دارند. بیش‌تر از ۲۰ میلیون کودک از حق تحصیل محروم‌اند. کم‌تر از ۳۰ درصد زنان در این کشور صاحب شغل‌اند. صادرات پاکستان در ۲۰ سال گذشته یک پنجم صادرات کشور‌هایی چون هندوستان و بنگلادیش بوده است. اما اکنون اهداف و برنامه‌های بلندپروازانه‌ی حکومت جدید به رهبری عمران خان که مشکلات کشورش را می‌پذیرد، زیر تاثیر کاهش درآمد و پرداخت بدهی‌های سنگین دولت به سوی ناکامی رفته است. اگر عمران خان بسته‌ی نجات مالی صندوق بین‌المللی پول را دریافت کرده بتواند، بیست‌ودومین بار است که پاکستان از این نهاد بین‌المللی پول دریافت می‌دارد.  تداوم فقر و سوء اداره، و بی‌ثباتی ناشی از این دو عامل، فاجعه‌ای برای کشوری با ششمین جمعیت بزرگ در جهان است. این کشور به خاطر تسلیحات اتومی و شمار زیادی از افراط‌گرایان مذهبی‌اش تهدیدی برای جهان نیز به حساب می‌آید.

بسیاری‌ها، از جمله عمران خان، سیاست‌مداران فاسد و سودجو را عامل مشکلات کنونی پاکستان می‌دانند. در مقابل برخی دیگر استدلال می‌کنند که پاکستان در یک نقطه‌ی جغرافیایی خصمانه‌ی جهان، میان افغانستان جنگ‌زده و هندوستان کینه‌توز قرار دارد. مواجهه با این دو کشور خصم، همواره برای توجیه قدرت [بلامنازعه‌ی] قوای مسلح پاکستان به کار گرفته شده است. ولی در واقعیت امر، همین نفوذ و برتری ارتش پاکستان در صدر مشکلات این کشور قرار دارد. ارتش بر سیاست‌مداران ملکی آقایی می‌کند. نظامیان سال گذشته موجبات شکست نخست وزیر سابق، نواز شریف، و قدرت‌گیری عمران خان را فراهم کردند(باری همین کار را برای آقای شریف نیز کرده بودند).

ارتش از زمان تأسیس پاکستان در سال ۱۹۴۷ میلادی، به دو شیوه‌ی بسیار خطرناک نه تنها خود را مسوول دفاع از ایدیولوژی دولت می‌داند بلکه تعریف این ایدیولوژی را نیز به عهده دارد. بر این مبنا، پاکستان موجودیتش را در راستای حفاظت از اسلام می‌داند، نه کمک به وجود آمدن شهروندان مرفه و کثرت‌گرا.  ارتش باور دارد که کشور در محاصره‌ی دشمنان خود قرار دارد، و به فضای مجازات و توهم دشمن‌انگار دامن می‌زند.

تاثیرات این وضعیت مهیب است. مذهب‌گرایی [از نوع پاکستانی آن] به خلق افراط‌گرایی کمک کرده است که در این زمان به نظر می‌آید که پاکستان را چندپارچه می‌سازد. دولت از آن دسته گروه‌هایی حمایت می‌کند که به نام «دفاع از اسلام» سلاح به دست گرفته و می‌جنگند. البته، در اوایل تصور می‌شد که این گروه‌ها با دشمنان پاکستان خواهند جنگید اما اکنون لوله‌ی تفنگ‌شان را طرف کشورشان گرفته‌اند. نزدیک به ۶۰ هزار پاکستانی به دست گروه‌های مسلح افراطی کشته شده‌اند که بخش اعظم در مناطقی جان‌های‌شان را از دست داده‌اند که تحت کنترول تحریک طالبان پاکستان قرار داشته است. ارتش آخرین بار علیه این گروه زمانی وارد اقدام گردید که این گروه در سال ۲۰۱۴ میلادی در یک مکتب [وابسته به اردو] شاگردان را قتل عام کرد. هنوز هم پاکستان به آن دسته از گروه‌های خشونت‌طلبی پناه می‌دهد که از آنان به نفع برنامه‌های خود بتواند استفاده کند. برخی از رهبران طالبان افغان در کویته زنده‌گی می‌کنند. مسوول احتمالی رشته حملات بمبیی در سال ۲۰۰۸ میلادی که طی آن ۱۷۴ نفر جان‌های‌شان را از دست دادند، به عنوان فرد آزاد در این کشور زنده‌گی می‌کند.

گره خوردن دولت و مذهب در این کشور، سایر هزینه‌ها را بر آن تحمیل کرده است که از آن جمله می‌توان به سرکوب شدید هویت‌های محلی اشاره کرد که در اثر آن شورش‌های طولانی‌مدت در مناطق پشتون‌نشین و بلوچ‌نشین به وجود آمده است. اقلیت‌های مذهبی، مانند احمدیه، به طور بی‌رحمانه‌ای تعقیب و مجازات می‌گردند. در ارتباط به حس توهم دشمن‌انگار باید گفت که نه ارتش پاکستان بیش از این پاسدار سربلند  این کشور است و نه هندوستان دشمن کینه‌توز آن. از جمله چهار جنگ میان دو کشور که در تمام آن پاکستان شکست خورد، تنها یکی از آن توسط هندوستان آغاز گردید. هندوستان در سال ۱۹۷۱ میلادی جنگ را آغاز کرد تا به نسل‌کشی پاکستان در منطقه‌ای که بعداً بنگلادیش نام گرفت، پایان بخشد. حتا اگر سیاست بازی پیش از انتخابات این واقعیت را مخدوش سازد، ولی واقعیت این است که نوسازی و انکشاف بیش‌تر مطلوب هندوستان است تا جنگ با کشور دیگری.

اما توهم دشمن‌سازی به قوای مسلح پاکستان کمک می‌کند تا منابعی را به خدمت خود گیرد. منابع بیش‌تر صرف بودجه‌ی نظامی می‌شود تا پروژه‌های انکشافی و عمرانی. بدتر از آن، این توهم عادت بد باج‌گیری جیوپولتیکی را تقویت می‌نماید: ما را به لحاظ مالی کمک کنید، غیر از آن خطر در این بخش خطرناک جهان، متوجه شما نیز خواهد شد. این موضوع در واقع ریشه‌ی اعتیاد پاکستان به کمک‌های خارجی، علی‌رغم ملی‌گرایی دل‌آزار آن است. یک نمونه دیگر سرمایه‌گذاری ۶۰ میلیارد دالری چین روی جاده‌ها، خطوط راه آهن، منابع تولید برق و بندرگاه‌ها در چارچوب پروژه‌ی دهلیز اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) است. فانتزی پاکستان این است که بدون اصلاحات و تحولات در عرصه‌های لازم، می‌تواند رفاه را از بیرون وارد سازد که گویا این کار از طریق پیوندهای ترانزیتی این دهلیز محقق خواهد شد. این در حالی است که پاکستان بدون احیای روابط با هندوستان هیچ گاه ظرفیت‌هایش را به صورت بالقوه نمی‌تواند استفاده کند. اما ارتش مانع از احیای روابط میان دو کشور است.

حکومت عمران خان می‌تواند کارهای زیادی برای بهبود وضعیت کند. این حکومت می‌تواند عواید ناشی از مالیات را از طریق مهار مالیات‌گریزی افزایش دهد، استقلال بیش‌تری به ادارات مالی بدهد و نرخ مبادله‌ی ارز در بازار‌های رسمی و سیاه را یک‌دست سازد. فراتر از همه، این حکومت می‌تواند که قدرت رقابت در اقتصاد پاکستان را تقویت کند و آن را در نظام جهانی اقتصاد مدغم سازد. تمام این اقدامات نرخ رشد را بالا می‌برَد.

با این حال، چالش‌های بزرگی وجود دارد. تا اوسط این قرن، دست‌کم ۱۰۰ میلیون نفر دیگر به جمعیت پاکستان افزوده می‌شوند. تنها نرخ چشم‌گیر رشد اقتصادی می‌تواند زنده‌گی آبرومندانه‌ای را برای پاکستانی‌ها به ارمغان آورَد، و این هدف بدون تغییر اساسی در نحوه‌ی عمل‌کرد اقتصاد پاکستان، تفکر مردم و تصورشان از رفاه ملت به دست نخواهد آمد. تاثیرات ناکامی این کشور محدود به مرز‌های آن نخواهد ماند.

تحول در پاکستان منوط به نحوه‌ی برخورد آن با مذهب و توهم دشمن‌انگاری، و علاوه بر آن قدرت ارتش می‌باشد. بدون شک عمران خان در این مرحله عامل تغییر رادیکال نخواهد بود. اما او باید مشکلات را درک کند. او از آغاز علیه عوام‌فریبانی ایستاد که مرگ عایشه بی‌بی را طلب می‌کردند. عایشه بی‌بی به عنوان یک مسیحی متهم به توهین به دین اسلام شده بود.

البته نباید از یاد برد که تغییرات گسترده، فراتر از توان یک فرد از جمله نخست وزیر این کشور است. بسیاری از سیاست‌مداران، تاجران، روشن‌فکران، خبرنگاران و حتا جنرال‌های ویسکی دوستی که پاکستان سکولارتر را ترجیح می‌دهند، باید صدای‌شان را بلند کنند. بدون شک برخی مخاطرات، به شمول تهدید‌های جانی و از دست‌رفتن آزادی فردی، در برابرشان قرار دارد. برای بسیاری‌ها اگر نخبه‌گان کشور به صورت متحدانه عمل کنند، به جز همین دو رویی و ریاکاری هیچ چیزی برای از دست دادن ندارند.

لینک اصلی: https://8am.af/the-army-is-responsible-for-208-million-pakistani-people/

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از روزنامه هشت صبح

آخرین خبر ها:

Loading