بازتاب نیوز

پرسش هاي نوروزي و پاسخ به آن ها

٢٥ حوت ١٣٩٧ روزنامه آرمان ملی

بخش اول

در هياهوي تحريم و تحليل نوروز، از برخي دوستان خواستم تا مهم‌ترين پرسش هاي مربوط به اين جشن را از لابلاي ادبياتي که نوروز را حرام مي شمارد بيرون نويس نمايند که در اينجا به آنها پرداخته شده است و اميدوارم روزنامه آرمان ملی در زمينة نشر آن توجه نماید.

آيا نوروز ريشه اي ديني دارد؟

نوروز را خيلي اديان و مذاهب به خود نسبت مي دهند ولي اين جشن مربوط به هيچ دين و مذهبى نيست. با آن‌كه زردشتى ها آنرا از خود مى پندارند ولى آثار تاريخي بين النهرين و مصر و جاهاي ديگر شهادت مي دهند که اين جشن قرن ها پيش از زردشت وجود داشته است. با آن‌كه پاپ‌هاى مسيحى از سال 313 ميلادى تاسال 1622 به مدت بيش از 13 قرن اين روز را تجليل نمودند و مسيحى هاى مصر تا همين حالا نوروز را بنام جشن (شم النسيم) برگزار مي‌نمايند ولي نوروز ارتباط خاصى با آئين مسيحيت هم ندارد. مسلمانان نيز روايت هايي در جهت تقديس نوروز بافته اند، غافل از اين‌که نوروز فراتر از تاريخ و مذهب است و ريشه هاى آن در ژرفناى تاريخ و فراتاريخ منطقه فرو رفته است.

نوروز با آن‌که امروز در تمامي نقاط دنيا و از سوي فرهنگ‌ها و تمدن هاي گوناگوني از جاپان و چين و هند گرفته تا پرتگال و امريکاي شمالي و لاتين به بهانه ها و زير نام هاي گوناگوني تجليل مي شود، هيچ اصل ديني ندارد.

کتاب زردشتيان در مورد نوروز چه مي گويد؟

در تمامى اويستا يكبار هم از نوروز نام برده نشده است.

آيا در دو مصدر اساسي اسلام، قرآن و سنت يادي از نوروز شده است؟

نه در قرآن و نه هم در سنت نامي از نوروز برده شده است. آنچه در تفسير يکي دو متن قرآن و سنت از نوروز ياد شده نظر برخي دانشمندان است که مبنايش ظن و گمان بوده و نمي تواند اساسي براي تحريم و تحليل قرار گيرد. در پهلوي آن، روايات صريحي هم در صدد بزرگداشت از آن نقل شده است که آن هم چندان معتبر نبوده و نمي شود حکم سنت و يا استحباب و تحريم را از آن استنباط نمود. خلاصة سخن اين‌که در رابطه به پيوند نوروز به اديان ديگر و سپس تحريم آن نه متني قطعي الثبوت و قطعي الدلاله در دست داريم و نه هم سندي معتبر و تاريخي.

در ميراث فقهي مسلمانان، آثار فراواني موجود است که يا صراحتاً و يا عبارتاً و يا اشارتاً و يا کنايتاً مشعر حرمت نکوداشت نوروز است. به‌گونة مثال امام بيهقي از عبدالله بن عمرو بن العاص نقل مي‌کند که هر کس در بلاد مجوسيان بزييد و در جشن‌هاي نوروز و مهرگان آنان شرکت کند و خود را به ايشان شبيه سازد، در روز قيامت در شمار آنان حشر مي‌شود. (نگا: شعب الايمان، جلد 4 صفحه 43). افزون بر اين، ابن‌ابي‌شيبه در مصنّف خود، روزه‌گرفتن در روز اول نوروز را مکروه دانسته و شارح آن روايت، به علت تشبيه با مجوس، روزة روز اول حمل را ناجايز گفته است. (مصنف ابن‌ابي‌شيبه، جلد 2 صفحه 511) علاوه بر اين، تعداد زيادي از فقها، روزه گرفتن روز نخست حمل را به علت همزمان بودن با نوروز، مکروه دانسته و ترک آن را اولي و الزم گفته‌اند. (نگا: هدايه جلد 1 صفحه 165؛ ردالمحتار، جلد 7 صفحه 329؛ مراقي الفلاح صفحه 240) با اين‌حساب، چگونه مي‌توان حکم حلّت و عدم حرمت چنين مناسبتي را صادر نمود؟

صغراي اين قياس منطقي درست نمي باشد و نمي توان از صغرايي نادرست، نتيجة درستي به دست آورد. به اين مفهوم که نوروز مربوط به زردشتي ها و يا به گفتة فقهاء «مجوسي ها» نيست تا اين حکم سنگين را بر آن تحميل نمود. شبيه سازي هم دو شرط دارد؛ يکي اين‌که عنصر ديني در آن دخيل باشد نه دنيوي، و ديگرش اين‌که از روي نيتي معطوف بر دين صورت گيرد.

برخي فقهاي متأخر ما مانند ملا علي قاري و ابن عابدين و حاشيه نويسان فتاواي فقهي، نوروز را سنتي زردشتي خوانده حتا دادن هديه در اين روز را مساوي به کفر دانسته اند.

نظر شما در خصوص اين فتوا چيست؟

نخست اين‌که ما از امامان بزرگ فقه سخني در اين رابطه نداريم. نزديکترين روايت مربوط به نوروز همان حکايتي است که امام بخاري در ادب مفرد خويش روايت نموده که جد امام اعظم براي حضرت علي در روز نوروز فالوده تقديم نمود و امام علي فرمود، هر روز ما نوروز و در روايتي پيروز باد! با آن‌که اين حکايت باري مثبت دارد ولي باز هم ما نمي توانيم نوروز را رنگي اسلامي دهيم. ديگر اين‌که ما چيزي در رابطه به نوروز از زبان امام ابوحنيفه و يا امام ابويوسف يا محمد بن حسن شيباني يا سرخسي و امثال ايشان نداريم.

اما در عصر انحطاط، فقهاي ما فتاوي را از همديگر نقل مي نمودند و يا به عبارت امروزي مسايل را cut و paste مي کردند، و از همين لحاظ وقتي کتاب هاي مختلف فقهي را ورق مي زنيم همان عبارات و حتا همان مثال ها را مي يابيم که بار بار تکرار مي شوند.

اين نکته را نيز بايد به ياد داشت که فقيه به کسي گفته مي شود که قادر به استنباط احکام شرعي فرعي از منابع فقه اسلامي و ادلة تفصيلي آن باشد. اين‌که آيا نوروز ريشه اي زردشتي داشته است و يا خير وظيفة فقيه نيست بلکه مسووليت تاريخ نويسان و انسان شناسان و باستان شناسان است. اگر متني در قرآن و يا حديث در رابطه به نوروز وجود مي داشت، در آن وقت وظيفة فقيه و مجتهد بود تا در رابطه به آن نظر دهد. ما بايد ساحة تخصص هر رشته اي را احترام نماييم. همان طوري که براي درد معده و دندان نزد فقيه نمي رويم، در مسايل تاريخي هم بايد حرف اول را مؤرخان گويند و در قضاياي فقهي و ادله و براهين اجتهادي آن فقهاء. يکي از مشکلاتي که امروز مسلمانان به آن روبرو اند، عدم هماهنگي ميان فقه و فقها و رشته هاي ديگر علوم انساني بوده است. نوروز را حرام قرار دادن بر مبناي صغري و کبراي نادرستي صورت گرفته است چون اساساً اين يک مناسبت ديني نيست. حکايت مي کنند، پس از کودتاي هفت ثور فرزند يکي از فقهاي نامدار کشور را که عضو حزب دموکراتيک خلق بود به آلمان شرقي مي فرستادند تا تحصيلات خويش را در رشتة فلسفة مارکس تکميل نمايد. هنگام خداحافظي پدرش پرسيده بود، فرزندم! آيا در آنجا بخاري شريف و فقه هم خوانده مي شود؟ آخر فقيه بايد بداند که در دنيا چه مي گذرد.

در اينجا يک نکتة خيلي مهم را بايد فراموش نکرد و آن اين‌که فقهاي ما از چندين نوروز ياد نموده اند، مانند نوروز عامه و نوروز خاصه و نوروز سلطان و نوروز دهقان و نوروز اعاجم و نوروز مجوس. اين همه هياهو امروز بر محور نوروز اخير مي چرخد، در حالي که نوروز ما را «نوروز دهقان» خوانند که بر مبناي تاريخ هجري استوار بوده است.

يکي از احاديثي که آن را ابوداوود در سنن خويش روايت گرديده آمده است، زمانى که پيامبر (ص) وارد مدينه شد ديد که مردم دو روزى داشتند که در آن دو مناسبت به بازى مى پرداختند. پيامبر فرمودند: اين چه روزهايى است؟ گفتند: ما در دوران جاهليت در اين دو روز به بازى و سرگرمى مى پرداختيم. پيامبر خدا در پاسخ فرمودند: خداوند دو روز بهترى را جاگزين آنها کرده است: عيد قربان و عيد فطر.

برخي شارحان اين دو روز را نوروز و مهرگان تصور نموده اند. نظر شما چيست؟

هيچ سند تاريخي در دست نداريم که ثابت سازد فرهنگ نوروزي در آن زمان تا مدينه رسيده بوده و تا اين اندازه در ميان ساکنان آن رواج داشته است. در آن زمان مکه و مدينه شهر هايي بودند که از سوي قبايل آزاد آن اداره مي شدند و هيچ سند معتبر تاريخي وجود ندارد که گويا ايراني ها و يا زردشتي ها تا آن حد در يثرب نفوذ داشته و توانسته باشند نوروز و مهرگان را به حيث دو عيد عام در آن شهر رايج سازند، به فرض اين‌که نوروز و مهرگان را مناسبت هايي زردشتي بدانيم. بزرگداشت از مناسبتي چون نوروز و مهرگان نيازمند سيطرة فرهنگي سنگيني در يک جامعه است که بر مبناي اسناد و شواهد تاريخي و متون ديني با جرأت تمام مي توان ادعا نمود که فرهنگ نوروزي در آن دوران فاقد سلطه اي به اين سويه در شهر هاي مکه و مدينه بود. به هر حال، خواننده مي تواند براي دانستن ابعاد مختلف اين حديث به مبحث «نوروز در اسارت زمستان انديشه» از همين نويسنده مراجعه کند.

ادامه دارد …

خواجه بشير احمد انصاري

لینک اصلی: http://www.armanemili.com/posts/18134

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از روزنامه آرمان ملی

آخرین خبر ها:

Loading