بازتاب نیوز

انزوای سیاسی رهبر خردمند

٢٥ حمل ١٣٩٨ خبرگزاری رصد

محمد کریم خلیلی بعد از شهادت عبدالعلی مزاری، رهبر فقید حزب وحدت عملاً رهبری بلامنازع هزاره‌ها را در دست گرفت. هرچند بعد از مزاری، حزب وحدت چند پارچه شد و نتوانست وحدت درونی خود را حفظ کند، اما خلیلی توانست تمام امکانات حزب را به خود اختصاص دهد و خود را رهبر  حزب وحدت اعلام نماید. در شاخه‌های دیگر‌ حزب وحدت  محمد محقق، قربانعلی عرفانی و دیگران قرار داشتند. در اینکه بعد از مزاری، آیا خلیلی دارای اهلیت رهبری شاخه اصلی حزب وحدت بوده است یا خیر، مساله دیگری است اما مهم کارکرد و انجام درست امور از آدرس هزاره‌ها می‌باشد. بعد از شکل‌گیری حکومت بعد از طالبان در افغانستان به زعامت حامد کرزی، محمد کریم خلیلی عملاً به مدت ۱۳ سال از آدرس هزاره‌ها معاون رئیس جمهور بود. اما اگر بخواهیم در این مدت طولانی کارنامه وی را بررسی کنیم، بدون‌شک دستاورد چشم‌نواز و درشتی نداشته است. با آمدن جامعه جهانی و سرازیر شدن میلیاردها دالر به افغانستان، اما سهمیه بازسازی مناطق هزاره‌نشین ناچیز بوده است. سرک‌ها آسفالت نشدند، ساخت و ساز مکاتب صورت نگرفتند، دانشگاه‌ها با رشته‌های مناسب و به درد بخور ایجاد نشدند و بالاخره قفل زندان جغرافیای مرکزی، ناشکسته و به حال خودش رها شده باقی ماند. تنها کاری که خلیلی در این مدت نمود، ثروت‌اندوزی و شهرک‌سازی بود و همین امر سبب گردید در مقابل حکومت ایستادگی نتواند و خواسته هایش جامه عمل بپوشاند. اما در مقابل آن، با وجودی که محقق در قدرت نبود، ولی توانست عملکرد نسبتاً بهتری داشته باشد. حداقل محقق توانست با اشترا‌ک در انتخابات ریاست جمهوری، برای هزاره‌ها یک وجهه نو بدهد. حال هم در گیرودار کشمکش‌های سیاسی و جدی شدن پروسه صلح، خلیلی بار دیگر در صدد رهبری بدون رقیب، از طرف جامعه هزاره است. پیشینه و عمل‌کرد خلیلی نشان می‌دهد که وی نمی‌تواند از آدرس هزاره‌ها در همچون روند جدی، به خوبی نمایندگی نماید، زیرا با تغییر اوضاع و شرایط، خلیلی میدان را به رقیبان واگذار می‌نماید. فعلاً خلیلی رئیس شورای عالی صلح افغانستان است، ولی در عمل هیچ نقش کلیدی ندارد، بلکه محمد عمر داوود‌زی رئیس دارالانشای شورای عالی صلح، به صورت کامل ابتکار عمل را در دست گرفته و این نهاد را رهبری می‌نماید. در حقیقت امر، این یک نوع توهین و کوچک‌ شمردنِ خلیلی محسوب می‌شود، زیرا؛ از لحاظ سلسله مراتب یک فرد پایین‌تر از خودش، تمام امور را اداره می‌نماید، اما تا این حال برای خلیلی این موضوع هیچ فرقی نداشته، بلکه خواسته است به نام هم که شده، اسمش به عنوان رئیس شورای عالی صلح گرفته شود. عامل یا عوامل شکست و انزوای استاد خلیلی چه بوده است؟ آنچه به نظر می‌رسد چند عامل مهم باعث شده خلیلی نتواند رهبر مناسب برای جامعه هزاره باشد: ۱. تنزیل مقام حزب وحدت از یک حزب مردمی به حزب خانوادگی؛ که در این راستا آرمان‌های والای حزبی، تبدیل به آرمان شخصی و خانوادگی شد. برای تشکیل و ایجاد حزب وحدت، مزاری و یارانش خون دل خوردند و شب و روز با تلاش‌های خستگی‌ناپذیر، حزب وحدت و هزاره‌ها را از حاشیه وارد متن نمودند. اما بعد‌ از مزاری، نه تنها هیچ تلاشی جهت حفظ دستاوردهای دورهٔ مزاری و تحقق آرمان‌های ملی و مردمی و قدردانی از خون شهدا صورت نگرفت، بلکه قصداً به فراموشی سپرده شد. انتخابات حزبی جهت تعیین رهبری حزب بعد از شهید وحدت ملی برگزار نگردید در حالی که شهید مزاری در روزهای سخت و دشوار جنگ، انتخابات حزبی را جهت تعیین رهبری حزب برگزار نمود. بعد از آنکه خلیلی رهبری این حزب بدست گرفت، تا حالا نقش رهبر دائمی حزب را بازی نموده است. در انتخابات پارلمانی‌ای که گذشت، اکثریت کاندیدان حزب وحدت شاخهٔ خلیلی، نتوانستند رأی اعتماد مردم را بگیرند و در نتیجه شکست خوردند. عالم خلیلی از آدرس حزب وحدت وارد کاروزار انتخابات گردید اما نتیجه آن افتضاح بود. وی نتوانست آرای لازم را جهت راه‌یابی به چوکی پارلمان از حوزه انتخاباتی کابل به دست آورد. به یقین می‌توان گفت که عامل شکست عالم خلیلی، در مرحله اول خودش بود که شایستگی لازم جهت راه‌یابی به پارلمان را نداشت و در مرحله دوم، شخص خلیلی بود زیرا مردم از وی خاطره‌ای خوشی نداشته/ ندارند. این شکست در حالی اتفاق افتاد که افراد شایسته‌تری نیز وجود داشتند و به یقین می‌توانستند نسبت به عالم خلیلی در انتخابات بدرخشند، اما از آنجایی که دیگر حرفی از اهداف حزبی مردم شمول نبود، کسی نتوانست از آدرس حزب وارد رقابت‌های انتخاباتی گردد. ۲. عدم بهره‌گیری و قدردانی از نخبه‌گان جامعه هزاره، سبب گردید همگی کنار‌ خلیلی را خالی نمایند. خلیلی به جای نخبه‌گرایی و شایسته سالاری، امورات و امکانات حزب را به عالم خلیلی واگذار نمود تا برای بعد از خودش وی را آماده نماید و تا فعلاً در این کار نیز موفق نبوده است. نتیجه این کار، دلسردی نخبگان و تحصیل‌کردگان بود زیرا هیچ روزنهٔ امیدی برای آنان باقی نماند. فعلاً تعداد معدودی از افراد اطراف خلیلی هستند که در عمل هیچ کاری هم از دست شان ساخته نیست. به همین لحاظ با گذشت زمان، باعث انزوای بیشتر سیاسی خلیلی گردیده‌اند. پیوستن خلیلی به تیم داکتر عبدالله عبدالله در آخرین روزهای ثبت نام کاندیدان ریاست جمهوری نیز مؤید این سخن است. خلیلی نتوانست جایگاه ایده‌آل در دسته‌های انتخاباتی دیگر داشته باشد، به همین دلیل از روی مجبوریت با معرفی اسدالله سعادتی به عنوان معاون دوم، به تیم داکتر عبدالله پیوست. برای خلیلی برد و باخت تیم داکتر عبدالله حیاتی است. اگر با این تیم فاتح از میدان برآمد، می‌تواند تا حدی جایگاه خود را ثابت نگه دارد در غیر آن به صورت کامل از میدان سیاست حذف خواهد شد. هر چند به نظر می‌رسد فعلاً هم خلیلی نه در بین مردم جایگاه و محبوبیتی دارد و نه در معادلات کلان کشوری حرف‌اش شنیده می‌شود.

نویسنده: محمد حیدری

لینک اصلی: http://www.rasad.af/1398/01/25/political-isolation-of-a-wise-leader/

بازکردن لینک اصلی

بیشتر بخوانید از خبرگزاری رصد

آخرین خبر ها:

Loading